شهیدستان- امروز 11مرداد سالگرد شهادت سردار شهید علی اکبر بختیاری ;فرمانده محورهای عملیاتی لشکر 41ثارالله است. شهید بختیاری در سال 1334در سرآسیاب کرمان متولد شد و از همان کودکی با علاقه  به سمت آموزش قرآن و دیگر مسائل دینی کشیده شد.

 


 

به گزارش شهیدستان، وی که پدرش را در 5سالگی از دست داده بود در شرایط سخت زمان رژیم طاغوتی شاه بزرگ شد، در سال 58به همراه شهید مغفوری وارد سپاه کرمان شدند وایشان از جمله فرماندهان محورهای عملیاتی لشکر 41ثارلله بود که در عملیاتهای بزرگی چون والفجر8 وکربلای یک نقش کلیدی داشت. سرانجام شهید بختیاری در عملیات کربلای یک (آزادسازی مهران) از ناحیه سرمجروح شد و کمی بعد در11مرداد سال 65در بیمارستان نمازی شیراز به شهادت رسید.

خاطراتی زیادی از رشادت ها و شجاعت های این شهید بزرگ نقل می شود از جمله اینکه کارنما مسئول روابط عمومی سپاه ثارالله کرمان به نقل از شهید میرحسینی می گوید: در عملیات والفجر 8 که برای انجام موفق این عملیات شهید بختیاری حدود 6 ماه در منطقه کار کرد و تلاش زیادی برای نیل به اهداف آن داشت ،جهت بازدید از محورهای عملیاتی رفته بودیم و حاج قاسم سلیمانی نیز در منطقه حضور داشتند ، در همین موقع بیسیم چی به ما خبر داد از بین گرد وغبار منطقه کسی به ما نزدیک می شود، کمی جلوتر که آمد بیسیم چی گفت این شخص پابرهنه است! نزدیک تر که رسید دیدیم شهید بختیاری است که پابرهنه و خسته به ما نزدیک می شود واین برای ما عجیب نبود چرا که خیلی اوقات بچه های بسیجی در عملیاتها و یا هر جای جبهه بودند کفششان که خراب می شد وی کفشهایش را به آنها می بخشید خود پابرهنه تردد می کرد.

اما خاطره دیگری که از زبان سردار سلیمانی است که نقل می کند این است: در با گروهی از بچه ها در ارتفاعات قلاویزان نشسته بودیم ومشغول بحث بودیم که دیدیم شهید بختیاری خسته و عرق ریزان در حالی که بریده بریده نفس می کشید بالا آمد، دلیل خستگی اش را پرسیدیم گفت اسیر عراقی به شدت مجروح بوده با خودم آوردم که مداوا شود، وقتی اسیر عراقی را دیدیم از دیدن هیکل بسیار درشت وی تعجب کردم وگفتم علی اکبر حق داری نفس نفس بزنی این بنده خدا که دوبرابر تو وزن دارد !!!

همچنین نقل می شود از قول یکی از دوستان شهید که وقتی عملیات والفجر 8انجام شد و فاو را از عراق گرفتیم عراق عملیات دفاع متحرکی برای خود تعریف کرد و مهران را اشغال کرد در همین موقع شهید بختیاری که انصافا در والفجر8زحمات زیادی کشیده بود و مدتها در خط بود برای کمک به آزاد سازی مهران داوطلب شد ولی از طرف مسئولین لشکرموافقت نشد و گفتند شما باید استراحت کند ایشان قبول کردندوگفتند فقط می خواهم بچه های بسیجی خط را از نزدیک ببینم ودیداری با آنها داشته باشم  و وقتی برای دیدن بسیجی ها رفته بود از ناحیه سر ترکش خورد که همین ترکش بعدها شهادت را برای ایشان رقم زد البته بعد از ترکش خوردن مدتی دید چشمهایش کم شده بود وچون ایشان علاقه زیادی به قرآن خواندن داشت  متوسل به حضرت عباس شده بود تا بتواند با بینایی اش قرآن بخواند و همین گونه هم شد.

اما در محله سرآسیاب نیز از وی خاطرات زیادی برای مردم و هم محلی ها وجود داردازجمله اینکه زمان قبل از انقلاب بود در مراسم های سینه زنی سرآسیاب مدتی بود کمی اختلاف بین گروه های بالای ده و پایین ده ایجاد شده بودو در یکی از مراسم ها شهید بختیاری که در حال تنظیم دستگاه برای شروع مراسم بود چند نفر از اعضای دو گروه باهم بحث می کنند و به گونه ای می شود که یکی از اعضای گروه که جوان  بوده است با زنجیر محکم به صورت شهید بختیاری  کوبید با توجه به فیزیک بدنی شهید ودست بزنی که در درگیری با اراذل و و دشمنان داشت گفتیم شاید الان تلافی کند و وی را کتک بزند اما دیدیم از مراسم بیرون رفت و به مسجد رفت، بعدها که از وی سوال کردیم گفته بود رفتم دو رکعت نمار بخوانم که خدا از خطای این جوان بگذرد و بعد به خانه آن جوان رفته بود وبا هم صحبت کرده بودند از آن به بعد آن جوان تا آخر عمرشهید از جمله دوستان درجه یک وی بود وصمیمیتی خاص بین آن دو برقرار شده بود.

شهید بختیاری و شهید نصرالهی و گرامی از جمله بانیان سپاه در کرمان بودند، بعد از شهادت شهید نصرالهی یکی از غصه های بزرگ شهید بختیاری فقدان وی بود. وقتی که سردار شهید برای جراحی به بیمارستان نمازی شیراز می رود همسرش نقل می کند در خانه نماز حضرت زهرا می خواندم ؛ برای دقایق کوتاهی خوابم برد و خواب دیدم تشییع جنازه است و شهید نصرالهی نیز با خوشحالی زیاد در مراسم حضور دارد و گفت علی اکبر پیش ماست ، همان لحظه بود فهمیدم وی به شهادت رسیده است.

شهید بختیاری در وصیت خود با ارادتی که به امام عصر داشته و از جمله کسانی بوده که مراسم دعای ندبه هیئت محبان قائم(عج) سرآسیاب را راه انداخته است ، توصیه زیادی به توسل به امام عصرنموده  و در وصیت نامه خود گفته است :"درهمه دعاها امام زمان(عج)را فراموش نکنید و برای سلامتی وجود مقدس شان دعاکنید ودر همه امور از حضرتش استمداد بطلبید."

یاد و خاطره این سرداربزرگ که در 11مرداد سال 65در اثر تزریق اشتباه در حین جراحی ترکش در ناحیه سردر بیمارستان نمازی شیراز، به شهادت رسید ، گرامی باد.

سفارش پروژه برنامه نویسی