شهيد براء بن مالك انصاري
براء فرزند مالک‌انصاري برادر انس‌بن‌مالک خادم رسول‌الله (ص) بود که بعد از هجرت پيامبر (ص)، به شهر مدينه مهاجرت کرد و به دين اسلام ايمان آورد؛ گرچه براء در جنگ بدر همراه رسول‌الله (ص) نبود، اما او در تمامي جنگ‌هاي صدراسلام در رکاب حضرت (ص) جنگيد.
از افتخارات براء، حضور در "بيعت شجره" بود و در ميان مردم به چيره‌دستي در تيراندازي با کمان، مشهور بود و آوازه‌ي شجاعت و دلاوري‌هايش براي دين اسلام در جنگ يمامه و فتح شوشتر در همه‌جا پيچيد.
براء نزد شيعيان يکي از راويان موثّق حديث است و او بعد از وفات رسول‌اکرم (ص) به حضرت علي (ع) رجوع کرد و در اين خصوص در جرگه‌ي " سابقين" است.
پيامبر (ص) در مدح او فرمود: « چه بسا مستضعف با کرامتي که گناهي نکرده و اگر خدا را قسم بدهد، خداوند دعايش را استجابت مي‌کند و از آن يکي براء‌بن‌مالک است. »
براء‌بن‌مالک سرانجام در جنگ با ايران و فتح شهر شوشتر به سختي مجروح شد. وجود بيش از 80 زخم، توان جسمي‌اش را کاست، سپاه اسلام يک ماه به منظور مداواي براء توقّف کرد؛ اما براء صحابه‌ي رسول‌اکرم (ص) به لقاء حق پيوست و در مرکز شهر شوشتر به خاک سپرده شد.


شهيد بريربن خضير
«برير» فرزند «خضير همداني مشرقي» از اعراب يمن بود و در كوفه زندگي مي‌كرد. وي داراي فضائل درخشان و موقعيت علمي و اجتماعي قابل توجهي بود. از جمله مردي پارسا، عابد، شجاع، معلم، قاري قرآن، عالم و از اشراف كوفه و اصحاب اميرالمؤمنين و از تابعين (1) بود. برير كتاب‌هاي متعددي نوشته همانند كتاب قضايا و احكام كه از حضرت علي (ع) و امام حسن (ع) حديث روايت كرده و كتاب‌هاي وي از كتب معتبر نزد علماي شيعه مي‌باشد. او سخنان زيبايي در كربلا براي كفار كوفه گفت تا شايد بر آن سنگ‌‌‌‌ ‌دلان مؤثر واقع شود. برير از مكه تا كربلا در خدمت امام (ع) بود و در روز عاشورا توسط «كعب بن جابر ازدي» و «رضي بن منقذ عبدي» يا «بحير بن لوس» (2) به شهادت رسيد. نام اين شهيد گران‌قدر در زيارت رجبيه ذكر شده است؛ (3) وي همانند ديگر شهداي كربلا توسط قبيله بني اسد و امام سجاد (ع) در كنار حرم مطهر امام حسين (ع) به خاك سپرده شد.
1_ به كساني گفته مي‌شد كه از طريق اصحاب، سنت رسول (ص) را نقل كرده و بدان عمل مي‌نمودند.
2_ به روايت بحارالانوار
3_ ترجمه انصار الحسين

شهيد بسر بن زهير ازدي
«بسر» فرزند «زهير ازدي» از ياران اميرمؤمنان (ع) بود. او در طول سال‌هاي خدمت خلفاي 3 گانه حضور داشت. زماني که جنگ صفين به دستور امام علي (ع) آغاز شد، در صف سپاهيان حضرت (ع) قرار گرفت و سرانجام در سال 37 هـ.ق در نبرد صفين توسط سپاهيان معاويه به شهادت رسيد.


شهيد بشربن براء
بشر فرزند «براء بن معرور» و «خليده» دختر «قيس بن ثابت» از خاندان کعب بن سلمه بود، او در بيعت عقبه به اسلام ايمان آورد، پيامبر (ص) پس از هجرت به مدينه ميان او و «واقد بن عبدالله» پيمان برادري بست او در جنگ‌هاي بدر، احد، خندق، در رکاب رسول اکرم (ص) جنگيد. وي در زمان صلح حديبيه همراه پيامبر (ص)‌ بود، بشر مقام ارجمندي نزد حضرت (ص) داشت به گونه‌اي يکبار از افراد قبيله «بني سلمه» پرسيد: «سالار شما کيست؟» گفتند: «جد بن قيس» که مردي بخيل است، حضرت (ص) به آنان فرمودند: «هيچ دردي بدتر از بخل نيست». از امروز سالار شما بشر بن براء است، بشر پس از شرکت در جنگ خيبر در سال هفتم هجرت توسط غذاي زهرآلود زني يهودي به نام زينب بنت حارث به مسموم و به شهادت رسيد. برخي از مورخين معتقدند، که او همان روز به شهادت رسيده است،‌ اما گروهي ديگر بر اين عقيده‌اند او به علت مسموميت يک سال بستري بود، سپس به شهادت رسيد.


شهيد بشربن عمرو حضرمي
«بشربن عمرو بن الاحدوث حضرمي» (1) از اهالي حضرموت كشور يمن و منسوب به قبيله "کنده" بوده است. او فضايل و سوابق درخشاني دارد؛ به طوري كه انساني پايدار، بصير، باوفا و جزو تابعين محسوب مي‌شده و پسراني داشته كه به جنگاوري معروف بوده‌اند.
«بشر» در نبرد كربلا به همراه فرزندانش به ياري ابا عبدا... (ع) شتافت، اما در روز عاشورا امام (ع) به خاطر اسارت فرزندش به او اجازه دادند كه نبرد را ترك كند. ناگهان «بشر» از جاي برخاست و عرض كرد: «درندگان مرا زنده زنده بخورند، اگر تو را رها سازم و بروم و براي رفتن از تو مركبي بخواهم و تو را با كمي يار تنها گذاشته، خود آسوده خاطر بازگردم! هرگز چنين نخواهد شد».
پس با اجازه حضرت وارد ميدان نبرد شد و فرمود: «اي نفس! امروز خداي رحمان را ملاقات مي‌كني و به پاداش‌هاي زيادي جزا داده مي‌شوي. اي نفس! بي‌تابي نكن، هر چيزي در اين دنيا فاني است، صبر كردن در نزد خداوند متعال بهتر و ثواب زيادتري دارد.»
او به همراه «سويد بن عمرو» از آخرين ياران امام (ع) بودند، كه در لحظات پاياني جنگ شهد شيرين شهادت را نوشيدند. ‌آرامگاه اين شهيد گرانقدر در سرزمين كربلا و در كنار حرم مطهر ابا عبدا... قرار دارد. نام وي در زيارت رجبيه، بشر و شبير آمده است. (2)
1_ او همان بشيربن عمرو
2- به نقل از كتاب برمدار عشق


شهيد بشير انصاري
بشير انصاري از ياران باوفاي رسول‌اکرم (ص) بود او در سال چهارم هجرت به همراه هفتاد تن از قاريان قرآن به دستور رسول‌الله (ص) جهت آموزش قرآن از مدينه خارج شد، اما در کنار چاه معونه توسط «قبيله بني‌عامر» و هم‌پيمانانش به شهادت رسيد.


شهيد بكر بن حي بن تيم الله
«بكر» فرزند «حي بن تيم الله بن ثعلبه» از ياران صديق حسين بن علي (ع) به شمار مي‌رفت. او كه امامت امام حسن (ع) را درك كرده بود و ظلم معاويه و فرزندش را بر خاندان عصمت ديده بود، در جنگ كربلا به ياري سيدالشهدا (ع) شتافت. بكر در روز عاشوراي سال 61 ه.ق توسط لشكر كوفه به شهادت رسيد. مزار پاكش در كربلا قرار دارد.


شهيد بكر بن هوذه
بکر فرزند «هوذه» از افراد قبيله نخع و ياران اميرمؤمنان (ع) بود او در سال 37 ه.ق در نبرد صفين توسط لشگريان شام به شهادت رسيد.


شهيد ب### بن حربن يزيد رياحي
ب### فرزند حربن يزيد رياحي بوده است. ب### در سال 61 هجري قمري به همراه پدرش براي جنگ با سپاه امام (ع) وارد دشت كربلا شد اما هنگامي كه از تصميم پدرش مبني بر پيوستن به لشگر امام حسين (ع) آگاه گشت به همراه پدر به خيمه گاه سيدالشهدا رفت. امام (ع) نگاهي مهربان به او كرد و از حر پرسيد: «اين جوان كيست كه همراه تو است؟» حر به نزد حضرت رفت و عرض كرد: «مولايم اين فرزند من است.» حضرت براي آنان طلب پاداش خير نمود، ب### با خوشحالي خود را به پاي امام (ع) افكند و بر او و جدش رسول خدا (ص) درود فرستاد. سپس حر به فرزندش گفت: «به دشمن حمله كن, من نيز در كنار تو هستم تا جانم را فداي فرزند پيامبر (ص) نمايم. خدا را شكر كه ما از گروه ستمگران جدا شديم.» ب### به سفارش پدر و اجازه امام وارد ميدان نبرد شد و پس از مبارزه‌اي سخت و طولاني در روز عاشورا سال 61 هجري قمري توسط كفار كوفه به شهادت رسيد.


شهيد ثابت بن اثلة
ثابت فرزند اثله انصاري اوسي از اهالي مدينه بود، او که از ياران رسول اکرم (ص‌) به شمار مي‌رفت، در سال هفتم هجرت در نبرد خيبر توسط يهوديان به شهادت رسيد.


شهيد ثابت بن الدحداحه
ثابت فرزند «دحداحه» كنيه‌اش «اباالدحداحه» بود. زماني كه پيامبر (ص) به مدينه هجرت نمود، يتيمي از انصار با «ابولبابه» بر سر يك درخت خرما نزاع كردند. پيامبر به علت حق بودن ابولبابه به نفع او حكم كرد، اما به دليل بي‌تابي فرزند يتيم به او گفت: درخت را به پسرك ببخش. دوباره فرمود «به ازاي اين درخت درختي در بهشت به تو خواهم داد» اما آن مرد نپذيرفت. ثابت گفت: اگر من درخت خرما را بخرم و به پسرك بدهم چه چيزي براي من خواهد بود؟ پيامبر (ص) فرمود: درخت خرمايي در بهشت. ثابت درخت را به بهاي يك نخلستان خريد، پس رسول‌الله (ص) فرمود: چه بسيار درختان خرماي پرباركه در بهشت براي ابن‌دحداحه خواهد بود. هنگامي كه جنگ احد آغاز شد، او در ركاب حضرت (ص) قرار گرفت، در ميان اصحاب شايع گشت كه رسول الله (ص) شهيد شده، ثابت فرياد زد: اي گروه انصار پيش من بياييد، بر فرض كه محمد (ص) كشته شده باشد. خدا زنده جاويد است و نمي‌ميرد. شما براي حفظ دين خود جنگ كنيد. زيرا خداوند پشتيبان و ياور شماست. گروهي از انصار برخاستند و به دنبال او حركت كردند. سپاه قريش به همراه «خالد بن وليد» عمروعاص و «عکرمه‌ابن ابي جهل» و «ضراربن خطاب» در مقابل ثابت قرار گرفتند. ناگهان «خالد بن وليد» به طرف او حمله كرد و ثابت شهد شيرين شهادت را نوشيد.(1)
1_ مرحوم آيتي بر اين عقديه است که ثابت از جراحات جنگ احد شفا يافت، و سال‌ها بعد به همراه رسول الله (ص) در حديبيه حاضر شد.


شهيد ثابت بن ثعلبة
ثابت فرزند «ثعلبه بن زيد» و «ام‌اناس» از اهالي مدينه بود، او دربيعت عقبه همراه 70 تن از انصار با پيامبر (ص) بيعت نمود،‌ ثابت در شجاعت و جنگاوري مردي بي‌همتا به شمار مي‌رفت، به همين علت مردم او را «ثابت بن جذع» مي‌خواندند، وي چندي بعد با «امامه» دختر «عثمان بن خلده» ازدواج نمود، و صاحب سه فرزند شد، به نام‌هاي «عبدالله، حارث و ام اناس»، او در جنگ‌هاي بدر، احد، خندق، خيبر، مردانه جنگيد و در فتح مکه همراه پيامبر (ص) عازم بيت‌الله‌الحرام گشت، ثابت سرانجام در سال هشتم هجرت در جنگ طائف توسط مشرکان به شهادت رسيد.


شهيد ثابت بن خالد
ثابت فرزند «خالد بن عمرو» از اهالي مدينه بود. در سال چهارم هجرت قبيله بني‌عامر به همراه هم پيمانانش به جنگ با قاريان و اصحاب خاص رسول اكرم (ص) پرداختند و آنان را در كنار چاه معونه به شهادت رساندند. ثابت نيز در ميان اين قاريان قرآن بود.


ثابت بن عمرو
ثابت فرزند عمرو بن زيد از افراد قبيله «بني النجار»، بني سواد بن مالک بن غنم بود. او در نبرد بدر در رکاب رسول‌الله (ص) با مشرکان جنگيد، و در نبرد احد به همراه سپاه اسلام به جنگ با سپاه ابوسفيان رفت و توسط مشرکين به شهادت رسيد. او را در سرزمين احد به خاک سپردند.


شهيد ثابت بن واثلة
ثابت فرزند واثله از انصار مدينه بود، او در جنگ خيبر در رکاب پيامبر (ص)‌ به جنگ با يهوديان پرداخت و توسط آنان به شهادت رسيد.


شهيد ثعلبة ‌بن‌ غنمه
ثعلبه فرزند «غنمه بن عدي بن سنان» و «جهيره» دختر «قين بن کعب» از خاندان «بني غنم بن کعب» از اهالي مدينه بود، او در بيعت عقبه دوم شرکت نمود، و پس از اين که به اسلام ايمان آورد به همراه «معاذ بن جبل» و «عبدالله بن انيس» بتهاي قبيله «بني سلمه» را شکست. ثعلبه در نبرد بدر و احد در رکاب پيامبر (ص) جنگيد، و در احد با خدا پيمان بست که پس از آن هرگز از جنگ با دشمن کناره‌گيري نکند، ثعلبه در نبرد خندق در سال پنجم هجرت شرکت نمود، و توسط «هبيره بن ابي وهب» به شهادت رسيد. خداوند در يک جنگ، به پيامبر (ص) فرمود: چون احزاب ايشان {مسلمانان} را محاصره کردند، و بني قريظه در خندق بر آن‌ها مسلط شدند، و بلا و گرفتاري ايشان شديد گشت. گفتند: «هذاماوعدناالله و رسوله.... اين است آنچه وعده کرده بود، خداوند متعال و رسول او، به راستي که خدا و رسولش راست مي‌گفتند».
شهيد ثعلبة بن زيد
ثعلبه فرزند «زيد بن حارث» از اهالي مدينه بود. او که از ياران باوفاي پيامبر (ص‌) به شمار مي‌رفت در جنگ طائف در سال هشتم هجرت به شهادت رسيد.
شهيد ثعلبة بن سعد
«ثعلبه» فرزند «سعد بن مالك بن خالد» برادر «سهل بن سعد الساعدي» و از اقوام «حميد الساعدي» (1) بود. ثعلبه از ياران پيامبر اكرم (ص) به شمار مي‌رفت. او در نبرد بدر در ركاب رسول اكرم (ص) به جهاد پرداخت. زماني كه جنگ احد آغاز شد عاشقانه به دفاع از حريم اسلام پرداخت و خداوند را شاهد گرفت كه به فرمان او در ميدان حاضر شده است. ثعلبه در سال سوم هجري در نبرد احد توسط كفار قريش به شهادت رسيد و از او هيچ فرزندي به يادگار نماند.


1_ عموي پدر

شهيد ثقف بن عمرو
ثقف(1) ‌فرزند عمرو بن سميط کنيه‌اش ابامالک و برادر مالک و مولاج بود، او که از خاندان سليم و از قبيله «بني حجر» به شمار مي‌رفت، با قبيله «بني‌کبير بن غنم» و يا «بني عبد شمس» و يا «بني عبد مناف» هم‌پيمان شد، ثقف در جنگ‌هاي بدر، احد، خندق، و حديبيه در رکاب پيامبر (ص) مردانه جنگيد،‌ او سرانجام در جنگ خيبر توسط «اُسَير يهودي» به شهادت رسيد.
1_ برخي مورخين نام او را «ثقاف» نگاشته‌اند.

شهيد جابر ‌بن‌ صعصعة
جابر فرزند «صعصعه عمرو بن زيد بن عوف» از افراد خاندان بني مازن بن نجار، برادر، «قيس» و «بني کلاب»(1) بود. جابر در سال هشتم هجرت در جنگ موته توسط مشرکان رومي به شهادت رسيد.
1_ بني کلاب در جنگ موته به شهادت رسيد.

شهيد جابر بن عروة غفاري
«جابر» فرزند «عروة غفاري» از اصحاب پيامبر اكرم (ص) بوده و در ركاب حضرت در جنگ‌هاي «بدر» و «حنين» به جهاد پرداخته است. جابر در حالي كه پير مرد بود، در دشت نينوا به ياري اباعبدالله (ع) شتافت. او در روز عاشورا عمامه‌اش را از سر برداشت و محكم به سرش بست و ابروهايش را كه روي چشمانش افتاده بود با دستمالي به پيشاني بست. در اين لحظه اباعبدالله (ع) به او نگاه كرد و فرمود: «خداوند به مجاهدت‌هاي تو اي شيخ پاداش دهد.» جابر پس از وداع با امام (ع) فرمود: «بني غفار و طائفه خندف و بني نزار ياري ما را به احمد (ص) كه برگزيده خداست، به راستي مي‌دانند، اي مردم حمايت كنيد از فرزندان پاكان و سرور خوبان، كه خالق خوبان به آن‌ها درود فرستاد.» او پس از آن‌كه تعداد بسياري از لشگر دشمن را به هلاكت رساند، توسط كفار به شهادت رسيد. پيكر مطهر اين شهيد بزرگوار را در سرزمين كربلا به خاك سپردند.
شهيد جاثليق
«جاثليق» فرزند «رئيس مسيحيان» بود. پس از اينكه امام حسين (ع) به شهادت رسيد. فرزندانش را در ميان كوچه و بازار گرداندند، تا قساوت قلب و دشمني خود را با اهل بيت (ع) پيامبر (ص) نشان دهند. مردم شام كينه و نخوتشان را با زبان طعنه بر سر يتيمان ابا عبدالله (ع) فرود آوردند. جاثليق در مجلس يزيد به حمايت از آنان برخاست. سخنانش پتكي آهنين بود، كه خاندان بني اميه را رسوا مي‌ساخت. اما او نيز در همان مجلس به مولايش پيوست، و يزيد براي هميشه رسواي تاريخ ماند.


شهيد جبلة بن اشعر
جبله فرزند اشعر خزاعي از اهالي مکه بود، او پس از اينکه به اسلام ايمان آورد، به شهر مدينه مهاجرت نمود، جبله در هنگام فتح مکه توسط مشرکان در سال هشتم هجرت به شهادت رسيد.
شهيد جبلة بن عطيه ذهلي
جبله فرزند «عطيه ذهلي» کنيه‌اش «ابوعرفا» و از ياوران اميرمؤمنان در جنگ صفين بود. او در اين جنگ از برادرزاده‌اش «حضين» خواست تا پرچم خود را در اختيار او بگذارد،‌ تا خاطره نيکش براي حضين و پاداشش براي ابوعرفا بماند حضين پاسخ داد: «من به خاطره بدون پاداش نيازي ندارم،‌ ابوعرفا بار ديگر گفت: «آن را براي ساعتي به من بده خيلي زود به دست خودت مي‌رسد».
لحظاتي بعد ابوعرفا پرچم به دست وارد ميدان کارزار شد و فرمود:«اي وابستگان، اين پرچم به راستي که رفتار شايسته براي رسيدن به بهشت براي نفس سخت است و کردار ناشايست براي سقوط به دوزخ راحت است.اما جز شکيبايان هيچ فردي وارد بهشت نخواهد شد. آنان‌که خود را بر فرمان خدا و آن‌چه بر آنان واجب نموده، پايدار داشتند و از واجبات الهي بر بندگانش هيچ چيز مهم‌تر از جهاد نيست و جزو بهترين کارهاست. پس زماني که من به دشمن حمله کردم شما نيز حمله کنيد و سخت بجنگيد واي بر شما مگر آرزومند بهشت نيستيد، آيا دوست نداريد که خداوند شما را بيامرزد».
در همان لحظه گروهي از مسلمين به ياري او شتافتند و ابوعرفاء بعد از نبردي دلاورانه در سال 38 ه.ق توسط لشکريان شام به شهادت رسيد.

شهيد جبلة بن علي شيباني
«جبله» فرزند «علي شيباني» از ياران باوفاي فرزندان رسول الله (ص) بود. او در جنگ«صفين» در ركاب اميرالمومنين (ع) قرار گرفت و خالصانه به دفاع از جانشين رسول اكرم (ص) پرداخت. جبله در نهضت مسلم بن عقيل (ع) با وي همراه بود و در نبرد كربلا به ياري سرور و مولاي خويش شتافت. او در روز عاشوراي سال 61 ه.ق توسط لشگريان ابن سعد به شهادت رسيد. پيكر مطهر او را در سرزمين كربلا به خاك سپردند. نام جبله در زيارت ناحيه مقدسه آورده است.
«السلام علي جبله بن علي الشيباني»

شهيد جدي بن مرة
جدي فرزند «مرة بن سراقه» از اهالي مکه بود، او پس از اينکه به اسلام ايمان آورد، مکه را به قصد مدينه ترک نمود، جدي در سال هفتم هجرت در جنگ خيبر توسط يهوديان به شهادت رسيد.


شهيد جعفر بن ‌ابيطالب
جعفر(1) فرزند «ابوطالب» و «فاطمه بنت اسد» از افراد قبيله: «عبد مناف»، کنيه‌اش«ابوعبدالله» بود، جعفر قبل از دعوت آشکار پيامبر (ص‌) در منزل حارث بن عبدالمطلب به اسلام ايمان آورد، و همراه نبي اکرم (ص) و امير‌المؤمنين نماز جماعت را اقامه نمود، او با «اسما بنت عميس» ازدواج کرد و صاحب سه پسر شد، القاب مهم ابوعبدالله» عبارتند از «ذوالهجرتين» و «ابوالمساکين» و «طيار» و «ذوالجناحين». جعفر در زمان هجرت مسلمانان به حبشه به دستور رسول اکرم (ص) سرپرستي آنان را بر عهده گرفت و در مقابل نجاشي پادشاه حبشه آياتي از قرآن در مورد حضرت مريم (س) و حضرت عيسي (ع) تلاوت نمود، پس از جنگ خيبر او به «جزيره العرب» بازگشت، پيامبر (ص) بارها او را مورد ستايش قرار دادو فرمود:«تو از لحاظ ظاهري و اخلاق شبيه من هستي» تو از من و تبار من هستي. خداوند مردم را از شاخه‌هاي مختلف آفريده اما من و جعفر از يک شاخه و تباريم، در لحظه ورود او به مدينه حضرت (ص) او را تنگ در آغوش گرفت و ميان دو چشمش را بوسيد و فرمود: «نمي‌دانم در چه مورد خوشحالي کنم، فتح خيبر يا ورود جعفر، او که دوران کودکي را در منزل عموي بزرگوارش «حمزه بن عبدالمطلب» سپري کرده بود، آيين تيراندازي، سوارکاري و جوانمردي را از حمزه آموخته بود، و شيرمرد دلاور بني هاشم گشت. جعفر در سال هشتم هجرت به دستور رسول خدا (ص) به جنگ روميان رفت، و پس از شهادت زيد پرچم اسلام را به دست گرفت. هنگامي که در محاصره دشمن قرار گرفت از اسب پياده شد و با دشمن جنگيد تا اينکه دست راستش قطع شد، پرچم را به دست چپ گرفت آن هم قطع شد آن را با بازوان خود برافراشته نگه داشت، و نقل شده که ميان دو شانه جعفر نشان 72 زخم شمشير يا نيزه يافتند. او سرانجام در محله «بلقاء» توسط روميان در نبرد موته به شهادت رسيد. در همان ساعت پيامبر (ص)‌فرمودند: «جعفر (ع) با دو بال خونين همراه ملائک از کنارم گذشت، او در بهشت پرواز مي‌کند.
1_ جعفر برادر حضرت علي (ع) و ده سال از ايشان بزرگتر است.

شهيد جعفر بن امام علي (ع)
حضرت جعفر بن علي (ع) در سال 42 هجري به دنيا آمد، پدر بزرگوارشان حضرت علي ابن ابيطالب (ع) بوده و مادرشان ام‌البنين نام داشت. وي كوچكترين برادر حضرت ابوالفضل (ع) و كنيه‌اش «ابي عبدالله» بود و حضرت اميرالمؤمنين (ع) به ياد برادرش جعفر طيار، او را جعفر ناميد.
حضرت جعفر در سرزمين كربلا، سال 61 ه.ق به دست «خولي بن يزيد اصبحي» يا به روايتي «هاني بن ثبيت حضرمي» به شهادت رسيد.


شهيد جعفر بن عقيل
جعفر فرزند «عقيل» از خانواده بني هاشم مي‌باشد. در مورد نام مادر حضرت روايات متعددي موجود است از جمله «ام ثغر دختر عامر از قبيله بني كلاب» يا «ام البنين دختر شقر» (1) برخي نيز او را «خوصا دختر عمرو بن عامر» (2) ناميده‌اند.
جعفر اولين نفر از فرزندان عقيل است كه در واقعه كربلا عازم ميدان نبرد گشت و فرمود: «منم جوان ابطحي كه از نسل ابوطالب مي باشم، از گروهي در قبيله هاشم و غالب، ما به حق سروران و بزرگان هستيم، اين حسين است كه پاكيزه‌ترين پاكان است، از عترت نيكوكار و پرهيزگار پيامبر.» او پس از جنگي مردانه و كشتن تعداد زيادي از ياران دشمن توسط «عروه بن عبدالله خثعمي» يا «بشر بن خوط همداني» (3) در روز عاشورا سال 61 هجري قمري به شهادت رسيد. پيكر مطهر جعفر را در كنار ديگر شهداي بني هاشم دركربلا به خاك سپردند. (4) نام اين شهيد بزرگوار در زيارت ناحيه مقدسه و رجبيه ذكر شده است.
«السلام علي جعفربن عقيل، لعن الله قاتله و راميه بشر بن خوط الهمداني...»
«سلام و درود بر جعفربن عقيل، لعنت و نفرين خدا بر قاتلش (و رها كننده تير...) بشر بن سوط همداني باد.»
1- به روايت طبري
2- به روايت اصفهاني
3- منتهي الامال
4- ترجمه انصارالحسين

شهيد جعفر بن محمد بن عقيل
«جعفر» فرزند «محمد بن عقيل» و از شيعيان اميرالمومنين (ع) بود. او كه از اصحاب اباعبدالله (ع) به شمار مي‌رفت، در جنگ كربلا به ياري امام (ع) شتافت. جعفر در محرم الحرام سال 61 ه.ق به فيض شهادت نايل گشت(1). مزار مطهرش در سرزمين كربلا قرار دارد.
(1) به نقل از مقتل الحسين _ اعيان الشيعه و مناقب _ در منابع ديگر نامي از ايشان به عنوان شهيد كربلا ذكر نشده است.


شهيد جعفربن‌ محمد (ع)
مدينه روز هفدهم ربيع‌الاول سال 83 ه.ق (1) بار ديگر شاهد تولد كودكي آسماني گشت كه دل‌هاي شيعيان به تولدش شاد شد. امام محمدباقر (ع) نام زيباي جعفر را كه نام نهري در بهشت بود براي فرزندش برگزيد. سپس بنا به فرمايش رسول‌اكرم (ص) او را ملقب به صادق كرد. جعفر‌بن‌محمد (ع) دوران كودكي را در آغوش ام فروه (2) سپري كرد. او دوازده سال بيشتر نداشت كه جد بزرگوارش امام سجاد (ع) به شهادت رسيد. اخلاق و فضايل نيكوي حضرت (ع) باعث شد مردم او را با القاب صابر، فاضل و طاهر بخوانند. كنيه‌هاي مشهور امام (ع) عبارتند از: ابوموسي، ابوعبدالله و ابواسماعيل. چند سال‌ بعد به علت سخنراني امام جعفرصادق (ع) در هنگام مراسم حج «هشام‌بن‌عبدالملك» امام (ع) و پدر بزرگوارشان را به سرزمين شام تبعيد نمود.
جعفر‌بن‌محمد (ع) در سال 114 ه.ق پس از شهادت امام محمدباقر (ع) مسئوليت هدايت مسلمين را بر عهده گرفت و با تشكيل حوزه علميه و تربيت شاگردان سعي در حفظ مذهب تشيع نمود. امام (ع) 12 سال با جدش امام زين‌العابدين (ع) و 19 سال با پدر بزرگوارش زندگي كرد. 34 سال پس از پدر زيست. وي در طول حيات خوش ظلم و جور هفت تن از خلفاي عباسي را به جان خريد تا بتواند امت جدش را هدايت كند. به طوري كه منصور دوانيقي چندين مرتبه نقشه قتل حضرت (ع) را طرح كرد و يكبار منزل امام (ع) را در مدينه به آتش كشيد. گاهي نيز مجالس مناظره ترتيب داد تا از محبوبيت امام (ع) در ميان مردم بكاهد. اما هر‌بار حضرت (ع) پاسخي قاطع براي سؤالات پيچيده دانشمندان عرب داشت. سرانجام امام جعفر صادق (ع) پيشواي مذهب جعفري در سال 148 ه.ق توسط منصور دوانيقي با انگور زهرآلود مسموم گشت. فرزند پاك رسول‌الله (ص) در روز دوشنبه بيست و پنجم ماه شوال‌المكرم رداي زيباي شهادت را پوشيد و به ديدار جد بزرگوارش علي‌بن‌ابيطالب (ع) شتافت. از امام جعفرصادق (ع) 10 فرزند (8 پسر و 2 دختر) به يادگار مانده است.(3)
1- برخي معتقدند كه امام جعفر صادق (ع) در روز جمعه يا دوشنبه هفدهم‌ ربيع‌الاول و روز اول رجب سال 80 ه.ق در مدينه متولد شده است.
2- مورخين ديگر نام مادر حضرت (ع) را قريبه يا فاطمه نهادند و اظهار داشتند كنيه مادر امام (ع) ام‌القاسم بوده است.
3- از ميان فرزندان حضرت(ع): عبدالله، با انديشه‌هاي پدر مخالف بود و جهان را تأمل جبر مي‌دانست، او فرقه «فطحيه» را تأسيس كرد. نام‌هاي فرزندان حضرت (ع) عبارتند از: اسماعيل، عبدالله، ام‌فروه، امام موسي‌ كاظم (ع)‌، اسحاق، محمد،‌ عباس،‌ علي، اسماء و فاطمه.


شهيد جلهمة بن هلال كلبي
جلهمه فرزند «هلال کلبي» از سربازان و شيعيان اميرمؤمنان (ع) در نبرد صفين بود. او مردانه در مقابل لشگريان شام ايستاد و سرانجام در سال 37 ه.ق در همين جنگ به شهادت رسيد.


شهيد جليحة بن عبدالله
جليحه فرزند «عبدالله بن محارب» از اهالي مکه بود. او پس از اينکه به اسلام ايمان آورد به شهر مدينه مهاجرت نمود. جليحه در نبرد حنين همراه رسول‌اکرم (ص‌) به جهاد با کفار پرداخت. او سرانجام در ماه شوال سال هشتم هجرت در نبرد طائف توسط مشرکان به شهادت رسيد.


شهيد جنادة بن الحرث
«جناده بن حرث المذحجي المرادي السلماني» منسوب به طائفه سلمان كه تيره‌اي از قوم «مراد» مي‌باشد و مراد نيز تيره‌اي از قبيله «مذحج» است. او از اصحاب پيامبر اكرم (ص) و حضرت علي (ع) و از مجاهدين صفين و از مشاهير شيعه و جزو ياران مسلم بن عقيل بوده. جناده در كوفه زندگي مي‌كرد و پس از شهادت مسلم بن عقيل تا مدتي در ميان قبيله‌اش مخفي شد. تا اينكه به همراه فرزندش و گروهي از شيعيان در منزلگاه «زباله» به اردوي امام (ع) پيوست. اين گروه در روز عاشورا توسط دشمن محاصره شدند ولي حضرت عباس (ع) محاصره را شكست و آنان را نجات داد. جناده با وجود سن زياد به همراه يارانش بار ديگر به ميدان(1) رفت. آنان پس از نبرد سختي با هم در يك مكان به شهادت رسيدند. نام جناده در زيارت ناحيه مقدسه و زيارت رجبيه ذكر شده است. او را در كنار ديگر شهداي كربلا به خاك سپردند.
1_ حمله اولي

شهيد جنادة بن كعب
«جناده بن كعب» از طائفه «خزرج» و از انصار مدينه مي‌باشد. او به همراه پسرش «عمرو» و همسرش «مجريه» دختر «مسعود خزرجي» از مكه تا كربلا ملازم امام حسين (ع) بودند. جناده از شيعيان مخلص اهل بيت (ع)، در روز عاشورا وارد ميدان نبرد شد و فرمود: «من جناده فرزند حارثم، نيستم ناتوان و پيمان شكن از بيعتم، تا اينكه وارثم راهم را ادامه دهد، امروز خونم در زمين ريخته و جايگزين مي‌شود. او در حمله اولي پس از آنكه تعدادي از لشگريان دشمن را به هلاكت رساند، جام شيرين شهادت را نوشيد. فرزندش عمرو نيز در همين جنگ در سن 11 سالگي به شهادت رسيد.
شهيد جندب بن حجير كندي
«جندب بن حجير كندي خولاني» منسوب به قبيله «كنده» و داراي اصالت يمني بوده است. او فضايل و سوابق درخشاني دارد به طوري كه از اصحاب امام علي (ع)، امام حسين (ع) و از مجاهدين و فرمانده نيروهاي «قبيله كنده» و «ازد» در جنگ صفين بود و حتي در جنگ جمل نيز شركت داشته. وي پيامبر اكرم را درك كرده و پس از وفات حضرت از دعوت كنندگان به امامت علي بن ابي طالب (ع) بوده است. «جندب» به همراه فرزندش «حجير» در سال 60 هجري قمري به سپاه امام حسين (ع) پيوست و با آن حضرت وارد كربلا شد و در اوايل جنگ در روز عاشورا به شهادت رسيد.


نام جندب در زيارت ناحيه مقدسه آمده است.

شهيد جندب بن زهير
جندب فرزند زهير از افراد قبيله «ازد عراق» بود در زمان خلافت عثمان ولايت کوفه را به وليد سپرد. او در هنگام نماز صبح در حالت مستي نماز را چهار رکعت اقامه نمود و در مقابل اعتراض مردم گفت مي‌خواهيد بيشتر بخوانم. اين خبر در شهر پيچيد، ابو زينب بن عوف و جندب بن زهير به همراه گروهي به او حمله کردند. اما او به هوش نيامد. آن‌ها نيز انگشتر وي را از دستش بيرون آوردند و براي عرض شکايت به نزد عثمان رفتند عثمان آن‌ها را از خانه خويش بيرون کرد آنان نيز به منزل اميرمؤمنان (ع) رفته و با حضرت (ع) به خانه عثمان بازگشتند. امام (ع) به خليفه فرمود:«وليد بايد حد زده شود.» اما هيچ‌کس جرأت نداشت. لذا امام (ع) خود شخصاٌ حدّ را جاري ساخت. جندب در زمان نبرد امام (ع) با معاويه به ياري ايشان شتافت و در سال 37 ه.ق توسط سردار ازديان شام به شهادت رسيد.


شهيد جهم بن معلي
جهم فرزند معلی از افراد قبیله حمر از یاوران امیرمومنان (ع) بود او در نبرد صفین به یاری امام (ره) شتافت و سرانجام در سال 38 هجری قمری توسط لشکریان شام به شهادت رسید.


شهيد جون غفاري
«جون» فرزند «حوي» غلام فضل بن عباس بن عبدالمطلب بوده است. حضرت علي (ع) او را به 150 دينار خريد و به ابوذر غفاري بخشيد. جون تا زمان وفات ابوذر (سال 32 هجري) در تبعيدگاه ربذه در خدمت او بود و پس از آن به نزد حضرت علي (ع) بازگشت و تا نبرد كربلا در خدمت امام حسن (ع ) و امام حسين (ع) بوده و در خانه امام سجاد (ع) زندگي مي‌كرده است. جون در شب عاشورا تعمير سلاح‌هاي ياران امام (ع) را به عهده گرفت. زماني كه در روز عاشورا از امام (ع) اجازه جهاد خواست، حضرت فرمودند: «تو از ما پيروي كردي در طلب عافيت، پس خويشتن را به طريق ما مبتلا مكن، از جانب من آزاد هستي كه طريق سلامت خويش جويي.» جون عرض كرد: «يابن رسول الله من در ايام راحت و وسعت بر سر خوان شما بوده‌ام و امروز كه روز سختي و شدت شماست دست از شما بردارم؟ به خدا قسم! كه بوي من متعفن و حسب من پست و رنگ من سياه است. پس دريغ مفرماي از من بهشت را، تا بوي من نيكو شود و جسم من شريف و رويم سفيد گردد. نه، به خدا سوگند! هرگز از شما جدا نخواهم شد تا خون سياه خود را با خون طيب شما مخلوط سازم.»
جون پس از نبرد سختي در روز عاشورا سال 61 هجري قمري توسط كفار كوفه به شهادت رسيد، نام اين شهيد بزرگوار در زيارت رجبيه و زيارت ناحيه مقدسه آمده است.


شهيد جوين بن مالك تيمي
«جوين بن مالك بن قيس تيمي» از شيعيان مخلص و ياران وفادار اباعبد الله (ع) بوده است. او در تمامي جنگ‌ها و غزوات پيامبر اكرم (ص) شركت داشته، زماني كه «جوين» از رسيدن امام حسين به كربلا آگاه شد؛ همراه با سپاه ابن سعد به كربلا رفت، و با استفاده از فرصتي مناسب شبانه همراه عده‌اي از مجاهدين قبيله «بني تيم» به سپاه سيدالشهدا پيوست. سردار سپاه سيد‌الشهدا در روز عاشوراي سال 61 ه.ق در حمله اول به شهادت رسيد. نام اين اسطوره مقاومت و ايثار در زيارت ناحيه مقدسه و زيارت رجبيه ذكر شده است.
ادامه دارد...

سفارش پروژه برنامه نویسی