شهیدستان- غواصان گردان 408 سیدالشهدا (ع) لشکر 41 ثارالله استان کرمان شبانه در عملیات بیت‌المقدس 7 به آب زدند و آن شب برای بسیاری از آنها، آخرین شب بود.

 


به گزارش شهیدستان، غواصان گردان 408 سیدالشهدا (ع) لشکر ثارالله استان کرمان در شامگاه 23 خرداد ماه سال 67 با آغاز عملیات بیت‌المقدس 7 به آب زدند، مردانه جنگیدند، شهد شیرین شهادت را نوشیدند و این‌گونه آن شب برای بسیاری از آنها آخرین شب بود...

وضعیت بچه‌های گردان 408 یک روز بعد از عملیات بیت‌المقدس 7

یادواره‌های شهدا همیشه حس و حال خوبی دارد، اما بعضی از این یادواره‌ها بیشتر به دل می‌نشیند، یادواره شهدای گردان 408 سیدالشهدا (ع) از این دست یادواره‌ها بود.

خانه شهر کرمان به عنوان مکان برگزاری یادواره شهدای گردان 408 سیدالشهدا (ع) انتخاب شده بود، در راهروی ورودی خانه شهر بنری را نصب کرده بودند که وضعیت نیروهای گردان 408 را یک روز پس از عملیات بیت‌المقدس 7 نشان می‌داد.

اسامی همه نیروها بر روی این بنر نوشته شده بود و وضعیت آنها را  در جلوی اسم‌شان مشخص کرده بودند، اینکه سالم هستند، مجروح شده‌اند و یا اینکه شهادت نصیبشان شده است.

تعدادی از آدم‌هایی که نامشان در این لیست قرار دارد، جلوی بنر ایستاده‌اند و آن را نگاه می‌کنند و گاهی سخنی هم بین آنها رد و بدل می‌شود، این افراد همان‌هایی هستند که جلوی اسم‌شان نوشته شده است «سالم» و یا «مجروح».

مادران شهدا؛ پای ثابت یادواره‌های شهدا

تعدادی از مادران شهدا در سالن خانه شهر کرمان حضور دارند، مادر سردار علی شفیعی هم آمده است، مادر علی آقا با یکی از مادران شهدا دیده‌بوسی می‌کند، حس و حالشان نشان می‌دهد که داغ‌شان هنوز تازه است.

ساعت از 9 شب گذشته و در حالی که سالن همچنان کم‌نور است، مراسم آغاز می‌شود، سه نفر از هم‌رزمان شهدای گردان 408 سیدالشهدا (ع) در عملیات بیت‌المقدس 7 به سبکی جدید قرآن را تلاوت می‌کنند، ابتدا یکی از آنها معنی چند آیه را به فارسی قرائت می‌کند که درباره شهداست و بعد هم دو قاری دیگر به دو سبک متفاوت آیاتی از سوره واقعه را تلاوت می‌کنند.

خاطرات دوران دفاع مقدس فقط تکرار خاطره نیست

قرائت قرآن که به پایان می‌رسد، نوای گرم مهدی جان، مهدی جان در تالار خانه شهر کرمان طنین‌انداز می‌شود «مهدی جان، مهدی جان، می‌سوزد جان‌های ما در هجران، باز آ که تو می‌دانی، درمان پریشانی، در پرده چرا می‌مانی...».

علی عسکری نخستین هم‌رزم شهدای عملیات بیت‌المقدس 7 است که به همراه یکی دیگر از هم‌رزمانش به نام علی پرداختی، بخش نخست خاطره‌گویی را آغاز می‌کند.

وی اظهار داشت: خاطرات دوران دفاع مقدس فقط تکرار خاطره نیست، بلکه بیان‌کننده مجاهدت‌های فاتحان قله‌های رفیع انسانیت، تقوا و دینداری است.

راه روشن و صبح نزدیک...

این یادگار دوران دفاع مقدس ادامه داد: شهدا، حقیقت عریانی هستند مانند خورشید در وسط آسمان و حتی اگر کسی خود را از وجود این شهدا دور بدارد و چشمانش را بر این نور ببندد، گرمای آن خورشید، آنها را هم گرم می‌کند.

عسکری افزود: شهدا هدیه‌هایی به این عالم هستند و بشریت در برابر این شکوه و حقیقت شیعه سر تعظیم فرود می‌آورد، راه روشن و صبح نزدیک...

وی تصریح کرد: عملیات بیت‌المقدس 7 در 23 خرداد ماه سال 67 در منطقه عمومی شلمچه در ساعت 10 شب آغاز شد، زمین منطقه این عملیات، دشت بود و برای اینکه تانک‌ها نتوانند در این دشت پیشروری کنند، آب در منطقه رها کرده بودند.

عسکری افزود: بچه‌های گردان 408 سیدالشهدا (ع) لشکر 41 ثارالله استان کرمان شامل دو گروهان از دو محور جداگانه وارد عملیت بیت‌المقدس 7 شدند.

فقط 30 ثانیه صبر کنید

وی عنوان کرد: از نقطه رهایی ما تا خط عراقی‌ها حدود 40 دقیقه فاصله بود، بچه‌ها با لباس غواصی راه افتادند، حدود 60، 70 متری خط ما با عراقی‌ها درگیر شدیم، حاج حمید شفیعی فرمانده گردان ما گفت: «بچه‌ها! فقط 30 ثانیه صبر و تحمل کنید، قطعا خط شکسته می‌شود.»

این رزمنده دوران دفاع مقدس یادآور شد: ما تا نزدیکی زانو در گل بودیم و عراقی‌ها روی خاکریز مسلط بر ما بودند و نور منورهای دشمن، آسمان را روشن کرده بود و عراقی‌ها ما را می‌دیدند، بچه‌ها احساس کردند، عملیات لو رفته است، اما درنگ نکردند و توانستند در مدت کوتاهی خط را بشکنند.

عسکری بیان داشت: در شکستن خط سه، چهار نفر از بچه‌ها شهید شدند و بقیه شهدا در ادامه عملیات به شهادت رسیدند.

ماری که تلاوت قرآن را دوست داشت

علی پرداختی یکی دیگر از هم‌رزمان شهدای گردان 408 سیدالشهدا (ع) لشکر 41 ثارالله استان کرمان در عملیات بیت‌المقدس 7 نیز در این یادواره اظهار داشت: من به همراه شهید علیرضا مظهری‌صفات، مجتبی زرنگی‌پور و دو، سه تا از بچه‌ها می‌رفتیم کنار حفره‌ای می‌نشستیم که غارمانند بود و قرآن می‌خواندیم، ماری در آنجا بود که هر زمان ما تلاوت قرآن را آغاز می‌کردیم، سرش را بیرون می‌آورد و سراپا گوش می‌شد.

وی تصریح کرد: یک روز یکی از بچه‌ها به جمع ما آمد، وی که به کار این مار آشنا نبود، سنگی را برداشت تا مار را بکشد، اما شهید مظهری‌صفات گفت: «به این مار نگاه کن، این حیوان کاملا به قرآن گوش می‌دهد.» و آن لحظه همه ما به این موضوع دقت کردیم.

بوسه رزمندگان بر صورت فرمانده

بعد از بخش نخست خاطره‌گویی نماهنگی از غواصان گردان 408 سیدالشهدا (ع) پخش می‌شود، حاج قاسم سلیمانی به جمع بچه‌های رزمنده می‌آید، رزمنده‌ها خوشحال هستند و بعضی از آنها دستشان را بر گردن فرمانده می‌اندازند و او را می‌بوسند.

محمدرضا مؤذنی یکی دیگر از هم‌رزمان شهدای گردان 408 سیدالشهدا (ع) لشکر 41 ثارالله استان کرمان در دوران دفاع مقدس هم به بیان خاطراتی از عملیات بیت‌المقدس 7 پرداخت و گفت: هوای خوزستان در خرداد ماه بسیار گرم است و ما باید در دمای بالای 40 درجه وارد عملیات می‌شدیم.

وی ادامه داد: نزدیک اذان بود که به ما گفتند، لباس‌های غواصی را بپوشید، بچه‌ها لباس‌ها را پوشیدند و آماده شدند، اما به محض اینکه لباس‌ها را در آن هوای گرم پوشیدیم، از سر و روی ما عرق می‌ریخت و آب بدن ما خشک شد. نمی‌دانم، ایمان شهدا چگونه بود که در این وضع در برابر عراقی‌ها ایستادند، خط را شکستند و از سد دشمن عبور کردند.

وقتی ما جا ماندیم

مهدی صادقی از رزمندگان گردان 408 سیدالشهدا (ع) لشکر 41 ثارالله هم به خاطره‌گویی پرداخت و گفت: می‌خواهم خاطره‌ای را تعریف کنم و بگویم که ما آدم‌ها چه طور بعضی وقت‌ها فرصت‌سوزی می‌کنیم.

وی بیان داشت: دم غروب بود، بعد از اقامه نماز مغرب و عشا و قبل از آغاز عملیات بیت‌المقدس 7، بچه‌ها جمع‌های پنج، ۶ نفری تشکیل داده بودند و فضای معنوی خوبی ایجاد شده بود، من به سمت شهید نگارستانی و شهید مظهری‌صفات رفتم.

صادقی اظهار داشت: شهید نگارستانی رو کرد به من و گفت: «مهدی! ببین علیرضا چه می‌گوید.» بعد ادامه داد: «علیرضا می‌گوید، امشب، شب آخر است و بساط جنگ جمع می‌شود. اگر کاری می‌خواهیم بکنیم، همین امشب وقتش است.»

وی تصریح کرد: من این سخن را شنیدم اما درک نکردم. شهید مظهری‌صفات می‌گفت، دیوار شهادت را هر روز بالاتر آورده‌اند و فقط یک روزنه‌ای مانده و اگر خودتان را از این روزنه به آن طرف برسانید، موفق می‌شوید، در غیر این صورت همه چیز تمام می‌شود. اما من با خودم می‌گفتم، جنگ هنوز هست و فرصت داریم، اما جنگ بعد از آن عملیات تمام شد.

عملیات بیت‌المقدس 7 تمام شد، جنگ هم تمام شد، حالا جمعی از بچه‌های گردان 408 سیدالشهدا (ع) لشکر 41 ثارالله استان کرمان مانده‌اند و خاطرات هم‌رزمان شهیدشان محمدی، دورانی، شفیعی، مینایی‌فر، دادبخش، اسماعیل‌زاده، انجم‌شعاع، مظهری‌صفات، کوشکی‌نژاد و ...

منبع:فارس

سفارش پروژه برنامه نویسی