شهدیستان-به مناسبت گرامیداشت دهه فجر یک مسابقه یک روزه تیراندازی با تفنگ بادی روز دوشنبه مورخه 94/11/19 در محل سالن تیراندازی  بین 24 نفر از ایثارگران کرمان برگزار گردید و در پایان به نفرات برتر حکم و هدیه تقدیم گردید.

محمد محمدی

مسئول تربیت بدنی

نفرات اول تا چهارم به ترتیب :1- مجید یزدان پناه2-محمد رضا اشرف3-علی محمدی4-قدرت شهابی

 

شهیدستان- قاسم سلیمانی پشت بی‌سیم بود، صدای خسته و بی رمقش خبر از چندین روز بی‌خوابی می‌داد. وضعیت را برایش تشریح کردم. او شادمان از این پیروزی،‌ مقاومت بچه‌ها را ستود و گفت: از طرف من دست یکایک بچه‌ها را ببوس. بی‌سیم را به شمخانی داد. شمخانی پرسید: میدانی چه کسی را شکست دادید؟ پاسخ دادم: خیر. گفت: عدنان خیرالله!

شهیدستان- به مناسبت هفته کتاب،جلسه هم اندیشی فعالان حوزه کتاب در موضوع ایثار و شهادت در محل مهمانسرای بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان برگزار شد.

 

شهیدستان- 7آذرماه سالروز نیروی دریایی در کشور ایران است روزی که به یاد واحترام بزرگمردان آبی پوش دریا دل که کمتر نامی از رشادت های آنان برزبانها مطرح است.

شهیدستان -بازهم هفته بیادماندنی شهریور ومهر رسید باز هم بوی گلوله وخون ولاله رخ باز هم یاد یک شهید ویک پلاک وسنگ قبری با نام شهید!


به گزارش خبرنگار شهیدستان،این روزها همه جا را با یاد شهدا یادواره می گیریم و عکس و تمثال شهدا بر در ودیوار آذین بندی شده است باز هم گونی نخی های خاکی رنگ را پر از شن کرده ومانند سنگرهایی در گوشه وکنار ادارات بیاد روزهای دفاع مقدس سنگرراه انداخته ایم و باز هم یک چفیه که بردوش من وتو وتنها برای ظاهر سازی که بیاد شهدا هستیم دریغ از ایمان قلبی به این امورات...

 


دریغ از خواندن وصیت نامه یک شهید وبررسی میزان عمل کردن ما به وصیت شهدا!


شهدا اما از رنگ دیگری بودند از جنسی دیگروقتی در شهر بودند شهر بوی خدا داشت و وقتی از شهر رفتند بوی خدا را نیز با خود بردند.

وحال ما مانده ایم ودنیایی که هیچ رد پایی از اهداف شهدایی نظیر محمد سلیمی کیا که در چنین روزهایی زمین خاکی را به قصد بیکران آسمان ترک کردند ،نیست.

غافل از ناله های شب شهدایی چون مغفوری که تا روز رفتنش نگران پایمال شدن بیت المال بود.یا شهید علی آقا ماهانی که خواب دیده بودند منشی امیرالمومنین است!!

غافل از شهید شفیعی که در 19سالگی فرمانده تخریب چی لشکر ثارالله بود و در همین سن شهید شد.

ویا شهید بختیاری که ادب و جوانمردی اش شهره عام وخاص بود، شهید فولادی که تواضع و افتادگی اش مثال زدنی است ویا دیگرانی که شهره بودند اما خاطره ای و روایتی از زندگی شان نیست.

افسوس که مردان بزرگ ومدیران قابلی چون ایرانمنش ،امینی ، نصراللهی، مرتضوی، مغفوری،گرامی، فولادی و دیگران را در این جنگ نابرابر از دست دادیم.

حتی یادگاران جنگ هم دیگر خسته شده اند رزمندگانی که امروز سکوت کرده اند، هیچ خاطره جدید وناگفته ای ا زشهدا عنوان نمی شود و اگر هم ذکر می شود در اختیار همه مردم نیست و مردم نمی دانند چه ستارگانی از آسمان کرمان کم شده است. بماند که خاطرات قبلی شهدا را خواندیم وبه راحتی از کنار سادگی، ایمان پاک واخلاص شان گذشتیم وگفتیم اینها امروز در این جامعه مدرن شدنی نیست!!!!!!!!

یادمان رفته است وصیت نامه های ساده واما پر از انتظار شهدا را...یادمان رفته خواهرم حجابت ..برادرم متانت ونگاهت را...

یادمان رفته بچه های کوچکی که از شهدا باقی ماند وامروز مردانی رشید شده اند با یک سوال بزرگ از مدیران که چرا پدر من آری و شما نه؟؟؟

پدران ومادران پیرشهدا را که امروز اغلب آنان در گوشه ای به گذران زندکی مشغول اند و خیلی هایشان نیز به فرزندان آسمانی شان پیوسته اند.

کمی آهسته تر به کجا چنین شتابان....ادعای انسانیت وایمان داشتن در حالی که هنوز اهداف شهدا در باره حذف فقر و مظاهر فقر، حذف مظاهر فساد از جامعه و.. و.... عملی نشده است!!!

گاهی مادران شهدا در گلایه به فرزندان شان جملاتی می گویند که دل انسان را آتش می زند از زیر چادر سیاهی که روی صورت کشیده اند درد دلها با فرزندان شهید شان دارند.

مادر یکی از همین شهدا روزی درگوشه گلزارشهدا با خود زمزمه می کرد  پسرم رفتی وگفتی برای هدفی مقدس می روی می روی تا خواهرانت امنیت داشته باشند برخیز وببین زنان ودختران کشورت به چه تاراجی از دل های مردان شهر مشغول اند....

برخیز وببین کسی راهت را ادامه که نداد هیچ ، یادی هم از شما نمی کند....وقتی روز خاصی باشد هفته ای بنام دفاع مقدس وجنگ ویا روز سالگرد سرداران شهید باشد، می آیند برای غبار روبی اما پسرم چه کسی غبار این دو رویی ها را از دل ما مادران شما بزداید.


مرا با خودت ببر پسرم زیر این سقف آسمان دلم گرفته به کدامین هدف تو را جلوی گلوله فرستادند با کدامین هدفی که امروز بر باد رفته است...)


واقعیت تلخی است فراموشی مهم ترین هدف شهدا از شرکت در جنگ یعنی حفظ امنیت روانی و حجاب در جامعه.....

بدترین قسمت جریان سکوت تلخ فرهنگی هایمان است آنانی که بودجه ها را می گیرند اما برای پاسخ دادن هزینه این بودجه کتاب میخرند و در ناکجا آبادی آن را خرج می کنند تا فقط از زیربار جواب دادن به دیوان محاسبات دررفته باشند.

دختران وزنان مان به راحتی با بدترین حجاب که در هیچ یکی از کشورهای مسلمان دیده نشده!! در کوچه وخیابان به طنازی مشغول اند و اندکی که حجابی بر سر دارند ..از برخوردهای جامعه سرخورده اند!

همه اعتراف داریم روزگار بدی است اما یادمان رفته در زمان جنگ نیز این شرایط بود اما افرادی بودند که حرکتی هرچند کوچک برای حذف مظاهر بدی کرده باشند...مگر نه اینکه تمام شهدای ما در نوجوانی جز مبارزین خیابانی بودند؟؟؟؟؟

اکنون نوجوانان ما در کدام سنگر دشمن نشسته وبه سوی اهداف همین شهدا حمله می کنند...جنگ راه افتاده ای که در دهان مسئولین به جنگ نرم و در بین مردم به تهاجم فرهنگی مشهور است.

با دست خود به اهداف شهدا حمله نکنیم!!

...مغز و تفکر جوانان والبته خانم های جوان وتحصیل کرده های ما را در خدمت هزینه در اتاق گفتگوهای شبکه های اجتماعی به کار گرفته است وبحث ها متاسفانه...شهدا شرمنده ایم که بگوییم بحث های جالبی نیست.

امروزه وایبر و ،واتس آپ، لاین، فیس بوک و شبکه های فارسی وان و من وتو...آنقدر خریدار دارد که کسی یادی از این سوی هدف یعنی خون به ناحق ریخته یک شهید نکند!!

وبدتر از آن سو استفاده از تصاویر شما است که باز هم...چیزی جز شرمندگی نداریم...

بس است خودم را می گویم تا کجای این مرز بوم باید بروم ونامی از شهیدی نباشد که من شرمنده مرگ وی در اوج لذت جوانی اش نباشم...تیری که برپهلو، قلب یا دیده شهیدی خورد امروز من با اشتباهاتم با نگاه نادرستم در جامعه مجددا آن را پرتاب کرده ام به کجا..شاید هم مجددا به هدف یک شهید...

متاسفانه همه جوانان امروز به نوعی سرگرم شده اند تا کمتر فرهنگ شهادت پا برجا باشد تا کسی دیگر هوس دیدار مهدی و آرزوی حکومت الهی وی را نداشته باشد تا عاشورا بدون دنباله باقی بماند و... و...

بس است!!!!!زیاد خواب مانده ایم ...قضای نماز را باید بجا آورد اما قضای این همه بی اعتنایی به اهداف بزرگ مان چه می شود؟  تاوان خون شهدا را چه کسی باید بگیرد...کاش در این وادی کسی از جنس شهدا برخیزد ..کاش در این وادی کسی دری بزند وبه این خستگان از مدرنیته ..خسته از فضاهای مجازی و...خسته از دو رویی....سری بزند.


وتلخ تر از آن اینکه همگی خود را به خواب زده ایم وامر به معروف ونهی از منکر در جامعه مان جایگاه اصیل خود را ندارد گهگاهی هم که حرکتی می شود و فرزند دیگری از این خاک اسیر فتنه ها....به بحث داغ رسانه تبدیل شده وسپس آنقدر جریان را دستمالی می کنیم که حتی شهادت آمر به معروف را هم زیرسوال میبریم!!!

کاش اندکی بیشتر وقت مان را برای دانستن از شهدا بگذرانیم...اندکی بیشتر...


هیچ کس در این وادی خاموش در این خانه را نمی زند ...کاش کسی برسد با نفس مسیحایی......

خبرنگار افتخاری شهدا/ مرضیه حسینی

سفارش پروژه برنامه نویسی