Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1595750
مشخصات شهید
نام شهید

رمضان قلندرنژاد

رمضان
نام پدر

مراد

تاریخ تولد

1344 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

زندگینامه شهید معظم رمضان قلندرنژاد

چهارم اردیبهشت 1344درروستا ی باغبوئیه ازتوابع شهرستان جیرفت زاده شد پدرش مراد ومادرش سیمین نام داشت دانش آموز سال چهارم متوسطه بودبه عنوان بسیجی درجبهه حضوریافت بیست ودوم اسفند1363درشرق دجله براثراصابت ترکش به شهادت رسید پیکروی مدتها درمنطقه برجاماند وپس ازتفحص درگلزارشهدای زادگاهش به خاک سپرده شد اورارحمان نیزمی نامیدند

خاطرات

***مدرسه در اویل انقلاب***

در زمستان سال 57 که اوایل پیروزی انقلاب اسلامی بود، شهید رمضان قلندر نژاد در سال اول راهنمایی مدرسه خاتون آباد تحصیل می کرد. من(مادر شهید) در خانه بودم که یکی از همسایه ها آمد و خبر داد که عده ای از اوباش به حمایت از رژیم پهلوی به مدرسه خاتون آباد حمله کرده و معلمین و دانش آموزان را کتک زده اند و امول مدرسه را برده اند. من شتاب زده چادرم را برداشتم و با عجله رفتم. آن زمان مثل این دوران امکانات حمل و نقل نبود و خاتون آباد با باغبابوئیه فاصله زیادی داشت و من پیاده رفتم. قبل از رسیدن به مدرسه در مسیر جاده اصلی دیدم که با دوچرخه اش می آید. کمی صبر کردم تا به من رسید. سلام کرد و جوابش را دادم. گفتم:«مادر چرا صورتت خونی شده؟» وقتی که خوب نگاهش کردم، متوجه شدم که سرش شکسته است. آن زمان هنوز بچه بود ولی بسیار دل و جرات داشت. گفت:«مادر طوری نیست. عده ای افراد اوباش داخل مدرسه ریختند و معلمان و بچه ها را کتک زدند ولی من و بچه های دیگر مواظب معلمانمان بودیم. سنگ که می زدند به سرم خورد ولی من ناراحت نیستم.»    این خاطره همیشه در ذهن و خاطر من است. امیدوارم همه جوانان نسل جدید حافظ انقلاب و خون شهدا و زحمات آنها باشند.(راوی: مادر شهید)

دست نوشته ها

بسم رب الشهدا ء

ای خدا ی من ای مو لای من امشب نمی دا نم با این ناله های بلند مرا بخشیدی یا نه ای مرد م و ای د و ستا ن امشب اما عملیات هستم که بنده با ناله بلند 3سا عت از خدا و ند طلب عفو کر د م .

ای د و ستا نم  نمی دا نم د یگرزنده با شم یا نبا شم و لی جای من در بین شما خالی ای خدای بزر گ پدر ومادر و دو ستان و برادرا ن ما رزمند گان را سالم نگاه دارد ای خدا تا ما را نبخشی از د نیا مبر ای کا ش فرد گنا هکار ی نبو د م .

ای مهدی ای یا و ر مظلو ما ن تو کجا که این عرا ق نا مرد شهدای ما را میزند ای امام زمان چرا ظهور نمی کنی چرا معجز ه خود را نشا ن نمی د هی ای کاش خدا وند مرا می بخشید .

ای کاش مادر و پدر وبرادر و دو ستان  از من را ضی می شد ند و ای کاش کسی از من شکا یت ندا شت .
ای مو لا از تو دیگر می خواهیم که معجز ه خودرا به صدا م نشا ن ده و ؟؟؟را از پای در او ر خدای من

دوستانم و یارا نم خدا حافظ

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الر حیم

(واما و الذی فلق الحبة و بره النمة لو لا حضو ر الحا ضر و قیا م الحجة بوجو د الناصر و ما اخذ الله علی العلما ء ان لا یقار و اعلی کفة ظالم ولا سفب مظلوم لا لقبت حبلها علی غار بها )

با سلا م و درود برولی عصر که خیلی انتظارش را کشیدم و سلام ودرود برکربلای ایرا ن که بسیاری از رزمند گان  آرزوی ان دا شتند ولی شهیدشدند و سلا م و در ود بر ما درا ن و پدرا نی که به فر زند خود اجا زه نبود داده اند وبا سلا م و د رو د برمادرا ن و پدرا نی که چنین فرزندا نی  را تربیت کرده اند و انها را قر با نی کرده اند .

افسو س که به ارزوی کربلا درعملیات رفتیم ولی شهید نشدیم .

پدرم سلام این وصیت را درروزی مینو یسم که غیراز آرزوی کربلا چیز دیگر در دل ندارم .پدر جا ن بسیار ز حمتم را کشیدیدو بازحمات زیاد بنده  را به مدر سه گذا شتید ولی افسوس که نتوا نستم جبرا ن محبت شما را بکنم و انجام وظیفه سا زم پدر م فرزندت را ببخش اگر نا را حت بنده شد ید گر یه برایم نکن زیرا احتیا ج به گر یه ندا رماحتیاج به د عا دارم دعا کن که خداوند بنده را با دیگر شهدا همراه گرداندپدرجان و صیتم به شما این است که فر زندان را در ست تر بیت کن ما نند همیشه دعا بخوا نید و درد عای صبح و نمازها بنده را دعا کنید پدر جان بسیار شما را اذ یت کر د م فرزندت را ببخش .

مادرجان سلام ازروی مهر به شما سلام می کنم و سلا م  بنده رابپذیرید و سلا م بنده را به خواهرا ن برسا ن و بگو که حجاب را ر عا یت کنید و بگوزینب و ار با شید مادرم بسیار نارا حتی درباره بنده کشیدیدو لی من نتوا نستم جبرا ن محبتهای شما را بکنم .

مادرم ما نندزینب استقا مت دا شته باش و شکیباباش  که آرزوی شما را برآورده می کند .مادرجان آرزو دار م که و قتی جسم بنده را دیدی؟؟؟من و لبخند بزن زیرا بالبخند تو چشم و دل د شمن می شکند مادرم د عا کن که خدا و ند بنده را ببخشد .

برادرا نم سلام وامیدوار م که ادامه د هنده راه بنده با شید و اگربدی ازبنده دیدید ببخشید ودعا کنید که خدا وند بنده را بیا مرزدوبرادرا نم با افراد سر خیا با نی که شب و روز خود بیهوده می گذرانند سر و کار ندا شته باشید برادرانم آرز وی من این است که شما نگذارید اسلحه من بر روی ز مین بیفتد و زنگ بزند برادر م ابراهیم برای من از پدر بیشتر زحمت کشیدیدحلالم کن و دعا کن که خداوند بنده را ببخشد و سلا م بنده را به دو ستا نم برسانید و بگو زند گی بس شیر ین ولی برای عا شقا ن مهدی تلخ است .

خواهرم از شهادت بنده ناراحت مباش و خو شحال باش که خدا وندقربا نی مادر ت را پیذ یر فت شکیبا باش خواهرم زیرا برادرانم نمی گذارند که خون بنده به زمین بریزد .بنده را ببخشید خواهر م و برادرا نم و دو ستانم زیرا آد می بی مهر بو دم خدا حافظ

د وستانم بخصوص کرا مت کریمی ،محمدخزائی ،رضا کریمی وانتقام بنده را ازصدا م بگیرید وجای مرا در خانه پر کنید وبه جای من پدر م را یاری کنید و کار ها ی مربو ط به بنده را انجام دهید .

(بیادمادر)
در خواب بودم و مادرم درکنارگهواره ام

لالایی می کند از روی اشک که بخوا بم

لالایی می کند در دل شب ما نند نماز شب

بیداری می کند تا فایده برد از طفل خو د

به لا لایی مادرم قسم در جبهه می رزمم

که راه رابرروی مادرانم با ز نما یم

1363">
سفارش پروژه برنامه نویسی