Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1340933
مشخصات شهید
نام شهید

غلامرضا رضایی عباس آبادی

غلامرضا
نام پدر

غلامحسین

تاریخ تولد

1342 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

بيستم فروردين 1342، در روستاي بیاض از توابع شهرستان‌ رفسنجان به دنيا آمد. پدرش غلامحسين، كشاورز بود و مادرش ربابه نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند. كارگر و كشاورز بود، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و سوم بهمن 1364، در اروندرود بر اثر اصابت گلوله به شكم، دست و پا، شهيد شد. مزار وي در روستای محمدآباد ساقي تابعه شهرستان زادگاهش واقع است.

وی  در خانواده ای مؤمن و مسلمان و مستضعف دیده به جهان گشود و بعد ازگذراندن دوران طفولیت و کودکی در همین روستا و خانواده سرانجام در سنین هفت سالگی راهی دبستان این روستا شد در همین حال ایشان در بیشتر اوقات در مسجد و حسینه محل بود و ایشان از همان دوران طفولیت و کودکی نمی گذاشت برنامه های مذهبی از جمله نماز و روزه ترک شود و همیشه در همه حال برنامه های مذهبی خود را انجام می داد و در مراسم عزاداری و مذهبی شرکت می کرد و با مردم نیز رفتاری انسانی و مردمی و برخوردی اسلامی داشت و ایشان در این روستا کلاس ابتدایی خود را به پایان رسانید و به علت نبودن امکانات برای تحصیل، ایشان مجبور به ترک تحصیل می شوند و به کارهای دیگری مشغول می شوند. ناگفته نماند در این روستا کارهای زیادی نمود و از جمله کارهایی که در این روستا بود قالیبافی و مختصر بنایی بود که بعد از ترک تحصیل مشغول قالیبافی می شوند و پس از مدتی باز مشغول بنایی در همین منطقه باز ناگفته نماند که ایشان در این منطقه تقریباً می شود گفت تنها کسی از بین بچه ها بود که به برنامه های مذهبی اهمیت می داد البته بچه های دیگری هم بودند. و ایشان از همان اول عجیب علاقه ای به اسلام و دین و قرآن و ائمه داشت که عاقبت هم به خودشان رسیدند و ندای هل من ناصر ینصرنی امام زمان خمینی بت شکن را لبیک گفته و برای دفاع از دین و مذهب خود جان خود را فدا کردند و با بدنی تکه تکه و با بدنی بی سر و پا برگشتند. خلاصه ایشان در سن شانزده سالگی برای یادگیری کاری و ادامه زندگی و تأمین معاش و خدمت به جامعه راهی نزدیک استخروئیه یعنی کرمان می شود در کرمان مشغول جوشکاری شد که چند ماهی در این رشته فعالیت نمودند و سرانجام به علت اینکه ایشان از نظر بنائی ضعف داشتند و چشمانی ضعیف داشتند مجبور شد به کار دیگری دست بزند که مشغول برق کشی و لوله کشی شدند و روزها کار می کردند و شب ها هم می خواندند و فعالیت زیادی می کردند و با پستی و بلندی های زندگانی ساختند که جنگ ایران و عراق شروع شد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از داوطلبین ثبت نام بعمل می آورد و اطلاعیه که احتیاج به نیرو داریم که ایشان با روحیه قوی که داشتند احساس مسئولیت کرده و ثبت نام کردند و در کرمان آموزش سطحی دیدند و عازم کردستان شدند و پس ازحدوداً یک ماه به مرخصی آمدند و پس از اتمام مرخصی باز به منطقه برگشتند که پس از چند روز جنازه ایشان را آوردند و ایشان به آرزوی خود رسیدند.

روحشان شاد و راهشان پر رهرو...

خاطرات

دست نوشته ها

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»

خداجان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها درراه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل برسانند و یا خود کشته شوند این وعده قطعی است برخدا و عهدیست که در سه دفتر آسما نی تورات و انجیل و قرآن یاد فر موده و از خدا با وفاتر بعهد کیست ؟ای اهل ایمان شما بخود در این معا مله بشارت د هید که این معا هده با خدا بحقیقت سعادت و پیروزی بزر گی است.

«الهی رِضاً بِرُضائِک وَ تَسلیماً لِاَمرِ»

خدا یا راضی هستم به رضای تو و تسلیم امر تو

بار خدایا، معبودم، ای آنکه همه از تو آمده اند و بازگشت همه بسوی تو می با شد. شهادت به یگانگی و توحید می دهم و هم شهادت به خاتم پیامبران محمد بن عبد الله (ص) و علی ولی  خدا و وصی رسول الله (ص)

لا اله الا الله ،اشهد ان محمداً ر سول الله ، اشهد ان علیاً ولی الله

خدایا تو سمیع و بصیر هستی بر همه چیز، خدایا تو شاهدی، بر اعمال و کردارم خدایا یک عمر خطا کردم یک عمر معصیت کردم نفهمیدم. اعتراف به گناهانم می کنم .خدایا ای الرحم الرٰحمین مرا ببخش . خدایا به این خا طر از خانه و زندگی دست کشیدم و همه چیز را پشت سر گذاشتم فقط برای دفاع از دین مقدس اسلام و قرآن و آمده ام تا برای احیای دینم و برای دفاع قرآن و میهنم و برای اینکه سلاح شهیدان را بردارم به یک دست قرآن و به دست دیگر سلاح بردم تا قوانین و احکام اسلام را در آنجا که ظلم و چپاولگری و غارتگری بر مظلومین حکومت می کند حاکم کنم و کاخ ظلم و زور به یاری خداوند به زیر کشم و پرچم پر افتخار لا اله الا الله و محمد رسول الله را به اهتزاز در آورم.خدایا در این راه کمکم کن و اما شما ای پدر و مادرم عزیزم از اینکه فرزند خوبی برای شما نبودم و حق فرزندی شما را ادا نکردم  عذر می خواهم. امید دارم به بزرگواری خودتان عفو کنید و در مرگ من گریه نکنید و اگر هم خوا ستید گریه کنید برای مظلومیت امام حسین و اهل بیتش گریه کنید و در زندگی صابر باشید و در مقابل سختی ها و مصیبت ها صبر کنید که« إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ وَ إنَّ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ».خداوند با صابرین است و صابرین را دوست دارد.

اما پیامم برای شما مردم این است که ولایت فقیه را پشتیبان باشید و جبهه ها را تقویت کنید و از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید که فردای قیامت مسئول خواهید بود چون اسلام امروز احتیاج به خون دارد و اگر همه ما فدا شویم و اسلام بماند ارزش دارد و اما نکته سوم اینکه امام امت را اطاعت کنید و آنها را بکار ببندید. امیدوارم که در جمیع امور مؤید باشید و قرآن زیاد بخوانید که ما هرچه داریم از این کتاب آسمانی داریم و سعی کنید که به آنها عمل کنید.خدا وند انشاءالله هرچه زودتر این جنگ را به نفع اسلام و مسلمین تمام کند و شر صدام را از سر مردم عراق کوتاه سازد.

انشاءالله، والسلام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

خدایا خدایا رزمندگان ما را پیروزشان بگردان

1364">
سفارش پروژه برنامه نویسی