Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1638629
مشخصات شهید
نام شهید

رمضان کهنوجی

رمضان
نام پدر

حسین

تاریخ تولد

1346 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

هوالشهید

شهید رمضان کهنو جی درسال 46/2/26متولد شدند با توجه به اینکه  روستای ما جمعیت خیلی کمی داشت شهید  برای تحصیلاتش مجبور بود  به روستاهای همجوار برود.پس ازطی دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را در روستای مرج و در تنها رشته تحصیلی آن یعنی اقتصاد گذراند ادامه تحصیلاتش را در رفسنجان گذراند و پس از اتمام دوره متوسطه و شرکت در کنکور تربیت معلم برای ادامه تحصیل وارد تربیت معلم شد.ازلحاظ اخلاقی یک احترام خاصی برای پدر و مادر قائل بودند که من در جایی نه دیده ام و نه شنیده ام و نه توانسته ام اجراکنم واقعاً رفتار ائمه اطهار که امروزه  گروهی  آن را  کهنه پرستی تلقی می کند، الگوی رفتاری خود قرار داده بودند.دوستان زمان تحصیلش تعریف می کردند که خیلی به نماز شب  مقید بودند و اگر گاهی ما به عنوان شوخی مانع اینکار شدیم منتظر می ماند تا همه ما به خواب رویم و بعد نماز می خواند زمانی که هنوز در مقطع دبیرستان بود.مدتی بعد از شروع مدرسه ها به جبهه می رفت و تا پایان سال برای امتحانات برمی گشت آخرین باری  که اعزام شدسال 64بود ودر عملیات  والفجر8 او در گردان 418بود که بعداً به گردان غواص 412تبدیل شد و مدتی را در کرمان و رفسنجان آموزش دید و در 64/11/22 به شهادت رسید.

شهید در دوره  راهنمایی و دبیرستان قبل از اینکه بتواند به جبهه اعزام شود در اردو های مختلف و آموزش شرکت می کرد.

نامه های که ایشان هر 10و15روز می فرستادند هر کدام در حکم  یک وصیت نامه  بود او در نامه های قبل از شهادت خانواده را به صبر دعوت می کرد و از راهی که برای خودش انتخاب کرده بود سخن می گفت.
مادر شهید میگو ید:غروب بود و من مشغول پختن نان بودم  و پدرش هم مشغول دامداریش بعد از عملیات والفجر8یک روز33شهیدآوردند در اکثر روستاها اعلام می کردند و به خانه ما می آمدند و گفتند زخمی است در صورتیکه خانواده از روزی که عملیات شروع شده بو دو قبل از آن آمادگی شنیدن خبر شهادت  را داشتند و نهایتاً مسلم شد که ایشان شهید شده است.

حالاکه مدتی ازشهادتش می گذرد هرگاه به مشکلی بر خورد می کنیم به خوابم می آید و کمک می کند. علاوه بر آن پدر هم خواب دیده بو دند که رمضان شهید می شود.

شهید همیشه توصیه می کرد در هر کاری که وارد می شوید سعی کنید الگو با شید و از خا نواده شهدا فاصله نگیرید و توصیه می کرد که در نماز کاهلی نکنید.

خواهرشهید می گوید :شهید  همواره به من می گفت  در قنوت  3مرتبه  تکرار کن رب زدنی علماً تا خدا علمت را زیاد کند همیشه می گفت زینب گونه عمل کنید از قرآن فاصله نگیرید حداقل  روزی 10آیه از قرآن  را با معنی بخوانید و هرچه می گوید به آن عمل کنید.

تاریخ شهادت :64/11/22

محل شهادت :اروند

نام عملیات: والفجر8

خاطرات

دست نوشته ها

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الر حیم

«إِنَّمَا الْمُوءْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فی سَبیلِ اللّهِ أُولئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ

بدرستیکه آن مومنان واقعی آنانند که به خدا و رسول او ایمان آورده و بعداً هیچ شک و تردیدی به دل راه نداده و در راه خدا با اموال و جانهایشان جهاد می کنند و آنان راستگویانند .(حجرات آیه 15)

بنام الله و بنام بهترین قانونگذار هستی و بنا م آنکه هستی نام از او یافت. سلام بر تو ای حسین، سلام بر تو ای قافله سالار،سلام بر تو ای لب تشنه عاشورا، سلام بر تو ای فرزند زهرا که درحقیقت اگر زندگی و خاندانت را در روز عاشورا در راه خدا نثار کردی بحق مایه عزت و عظمت اسلام تو بودی که امروز هنوز آثارش با قی است. سلام بر تو ای حسین که با خون عزیز و رنگین خود دانشگاهی تاسیس نمودی که آخرین مدرکش وصال به حق و رسیدن به لقاءالله است.سلام بر مهدی صا حب الزمان وسلام بر نائب برحقش پیر جماران خمینی کبیر.

ای حسین جان اگر لیاقت و سعادت آن را نداشتیم که در آن صحراهای گرم سوزان کربلا در رکاب تو برسیم و به ندای هل من ناصر ینصرنی تو لبیک بگوئیم اینک در این برهه از زمان به یکی از ثلاله پاک خاندان عصمت و طهارت ابراهیم قرن امام امت اقتدا کرده و به پیشوای این فرزند زهرا به یاری دین خدا برخواسته و (و قاتلو هم حتی لاتکون فتنه )ادامه خوا هد داشت.

بارخدایا تو خود در قرآنت گفتی که(لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ)یعنی اگرشماها رسیدن به مقام نیکو کارا ن و درجات عالیه بهشت هستند از آنچه که بهتر ازهمه دوست میدارید در راه خدا انفاق کنید .

بار خدایا تو را سپاس می گویم که به من قدرت آن را عطا فرمودی که درجبهه تو و درجهاد در راه تو شرکت کنم و در این راه اگرشهید شدم سعادت و اگر هم با پیروزی برگشتم خدایا از تو می خواهم به من قدرتی عطا کنی که دوباره تا جان در بدن دارم در راه تو دوباره برزمم و از مسیر حق و حقیقت منحرف نشوم و اما شما ای جوانان سخت باید بهوش باشید که مسئولیتی بس بزرگ بود مثل شهادت و بدانید شهدا همگی انتظار آن را دارند که شما راهشان را ادامه دهید و نگذارید اسلحه ای که با خون بدن آن عزیزان رنگین شده است بر زمین بماند و اگر در این راه انجام وظیفه نکنید بدا نید که در مقابل علی اصغر و علی اکبر حسین (ع) در آن دنیا خجالت زده و پشیمان هستید و باز به پیروی از وصایای دیگر شهدای انقلاب من هم باید به شما بگویم که ای جوانان عزیز مبادا در بستر بمیرید که علی (ع)مولایمان در محراب و درحال عبادت شهید شد و مبادا از روی بی اعتنا یی بمیرد که علی اکبر حسین در راه خدا و در میدان نبرد شهید شد و اما شما ای منافقان و ای کوردلان فکر نکنید که این عزیزان بدون هدف وچشم بسته این راه انتخاب می کند.نه بلکه بسیار آگاهانه و از روی هدف و به پیروی ازسالارشان حسین این راه را انتخاب می کند بله اینها سعادت این راه را دارند وشهادت بر مشامشان خورده است.

و اما شما ای منافقین باور کنید که شما سعادت ولایت این راه را نداشتید که از درگاه خداوند رانده شده اید و سنگرهای مقدس جبهه خاصه همان اولیا ءالله است نه شما منافقین کوردل واین را بدانید که آخر پشیمان خوا هید شد و تا وقت نگذشته است بخود بیائید.

و اما شما ای خا نواده مهربا نم: شما ای پدر و مادربزرگوارم زحمات چندین ساله ای که شما در مورد بنده انجام دادید نمی دانم که چگونه جبران کنم و از شما تشکر و عذر خواهی کنم واین را می دانم که بنده گرچه فرزند خوب وشایسته ای برای شما نبودم اما از شما می خواهم که به بزرگواری خودتان مرا ببخشید و عفو کنید و شما ای برادرانم امیدوارم که همانطور که تا به حال به قرآن و اسلام اهمیت می دادید اهمیت دهید و از قرآن فاصله نگیرید وشما ای خواهرانم ازشما میخواهم که همانطو ر که تا زمان زنده بودنم واقعاً زینب گونه عمل می کردی بعد از شهادت من هم زینب گونه عمل کنی و به عبادات و حجاب خود اهمیت بدهید که خیلی مهم است.

و اما ای مادرم دو باره به تو می گویم که چون من در خا نواده ای بسیار مستضعف از لحاظ مادی زندگی می کردم شا ید شما در چهره من آرزوی کربلا و کوی حسین را مشا هده نمی کردید اما به حقیقت در دل و باطنم زیاد هوای کوی حسین را در سر داشتم اگر موفق به زیارت آن بزرگوار نشدم زمانیکه به یاری خداوندراه کربلا بازشد عکس فرزندت را نیز بر سر قبر حسین ببر و بگو ای حسین فرزندم می خواست که به زیارتت بیاید اما موفق نشد و از کلیه اقوام وخویشاوندان خودم می خواهم که اگر بنده ازروی نادانی اشتباهی کردم مرا عفو کنید و ببخشید و از همگی شما اقوام وخویشاوندان التماس دعا دارم .

و از لحاظ دفن کردن هم مرا در مزار شیخ عبدالحسین واقع در حسن آباد نوش آباد رفسنجان به خاک بسپارید .

64/11/11کهنوجی

1364">
سفارش پروژه برنامه نویسی