Arrow
Arrow
Slider
کد پرونده: 1258482
مشخصات شهید
نام شهید

امید علی خالصی

امید علی
نام پدر

ظهر علی

تاریخ تولد

1343 شهیدانی که در این سال متولد شده اند

تاریخ شهادت

شهیدانی که در این تاریخ شهید شده اند

محل دفن شهید

قطعه ردیف قبر
رسته

Directory

زندگی نامه

شهید امیدعلی خالصی در سال 1343 در روستای دوساری جیرفت در خانواده ای متدین و مذهبی، اهل دین و قرآن دیده به جهان گشود. در راه تحصیل ابتدائی را در روستای دوساری گذراند و برای اینکه کار و مددی به خانواده برساند، به شغل شیرینی پزی مشغول شد و در سال 1360 چون خاک میهن اسلامی را در معرض خطر دید، به استخدام سپاه پاسداران درآمد. دوران مقدماتی را در کرمان و آموزش میان دوره ای را در چاه بهار به مبارزه با قاچاقچیان و سوداگران مرگ پرداخت. در اسرع وقت ذاهی جبهه های حق علیه باطل گردید. ایشان در اوائل به عنوان تخریبچی در واحد تخریب لشکر پیروز 41 ثارالله مشغول فعالیت شد و در همان چند ماه اول به عنوان مسئول آموزش تخریب لشکر 41 ثارالله مشغول به فعالیت شد. و در عملیات هایی چون بدر، فتح المبین، کربلای1 تا 8، والفجر1 تا 8 و بیت المقدس شرکت داشت و در عملیات والفجر4، فتح پنجوین مجروح شد. بعد از بهبودی در سال 67 در ماه مبارک رمضان چون خبر باز پس گیری فاو را شنید، فوراً به جبهه شتافت. و در تاریخ 67/3/23 در جبهه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
ما حاملان بار عظیم امانتیم                          پیغمبران وادی عشق و شهادتیم

خاطرات

دست نوشته ها

وصیت نامه

گزیده ای از وصیت نامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

به نام خداند بخشنده مهربان.

هرگز مپندارید آنان که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند. بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.

با سلام و درود به رهبر کبیر و عظیم الشأن، امام خمینی وصیت نامه را شروع می کنم. من آنقدر گناه کار بودم که گمان نمی بردم که لیاقت شهادت را داشته باشم و گمان نمی کنم شهادت نصیبم گردد. من تا به حال وصیت نامه ننوشتم و امروز هم که دارم این وصیت نامه را می نویسم، باز هم از روی کم گمانی دارم می نویسم و هرگز یقین ندارم که شهید شوم. آخر شهادت نصیب هر کس نمی شود ولی در شب 61/10/3 یک خواب دیدم که به فکر افتادم که این چند کلمه را بنویسم. پیش خود فکر می کنم می گویم خداوند بخشنده و مهربان است و از کجا معلوم است گناهان مرا نبخشد . می گویم امکان دارد که خداوند از سر گناهان من درگذرد و خلاصه یک نگاهی هم به من گناهکار بکند. اول خدمت پدر بزرگوارم سلام عرض می کنم و امیدوارم خداوند این قربانی را از شما بپذیرد و اجر شما را بدهد. پدر جان من متأسفم که در این دو روز که زنده بودم نتوانستم خدمتی برای شما انجام دهم و هوای نفس آن قدر بر من غلبه کرده بود که اگر برایت کاری نکردم، گاهی اوقات باعث ناراحتی شما هم بودم و امیدوارم که من که نتوانستم کاری برای شما بکنم، خداوند بزرگ اجر شما را بدهد و امیدوارم که بعد از من بدی هایم را بازگو نکنی و سرّم را پخش ننمایید و امیدوارم که از سر گناهانم درگذری و مرا ببخشید. پدر جان من اگر نمی دانستم، شما که پدر هستید مرا ببخشید و از خدا برایم طلب آمرزش نمایید. پدر جان اگر مرا بخشیدید، سر قبرم بیا و دست بر قبرم بگذار که من به این دست شما افتخار می کنم و باعث آرامش روحم می گردد. دست بر قبرم بگذار و بگو خداوندا من پسرم را به تو دادم و من از هرچه بدی کرده بود درگذشتم، تو هم از گناهان او درگذر و بعد بگو فرزندم هر زحمتی که برایت کشیدم و هر دِینی که بر گردنت دارم، حلالت نمودم و بعد از خدا برایم طلب آمرزش نما و بعد هر جمعه برایم چند آیه قرآن بخوان. پدر جان مبادا از شهادت من ناراحت شوید و اشک به چشمانت بگردد و گریه نمایید بلکه شاد باش و این افتخار باشد برای تو که فرزندی در راه خدا دادی و مبادا ابراز ناراحتی کنی و دشمنان اسلام و دین از این فرصت سوء استفاده کند و شاد شود بلکه همیشه با روحیه باز با مردم برخورد کن و با رفتار و کردار خود نشان بده که مرگ در راه حق افتخار است و با رفتار و کردار و با تبلیغها بر استفاده اسلام و با استقامت در برابر مصیبت راه مرا ادامه بدهید. امیدوارم از خداوند بزرگ صبر و شکیبایی به شما عنایت فرماید تا این که خداوند مزدتان را بدهد. اگر یادتان باشد خداوند در سوره عصر می فرماید:

وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ* إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ

یعنی قسم به عصر که انسانها در زیانند مگر آنانکه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و یکدیگر را به پیروى از حق سفارش کرده و به شکیبایى در اطاعت از خدا و دورى جستن از گناهان و تحمّل ناگوارى ها توصیه نموده اند.

اگر انسان صبر نداشته باشد در دنیا هیچ است و همیشه در زیان است و همیشه امام را  دعا کنید. و بعد خدمت مادرم، ان مادر رنج کشم سلام عرض می کنم. مادر جان من خدمت شما زیاد بدی کردم و قلب تو را زیاد آزردم و من می دانم که تو زیاد حق به گردن من داری اما من آن زمان قدر تو را نمی دانستم بلکه اگر احترامت نمی کردم و از فرمانت اطاعت نمی کردم، اذیت و آزارت هم می دادم. اما همین که از شما دور شدم و از دیدن شما محروم گشتم، آن وقت قدر شما را دانستم و باور بنما آن قدر پشیمان گشتم که خدا می داند چون دیگر حقیقت برایم جا افتاده. و اگر مرا نبخشید، با آنکه شهید هستم باز هم در آتش جهنم خواهم سوخت و تا شما مرا نبخشید، روح من آرام نخواهد گرفت. مادر جان باز هم به تو سفارش می کنم که حلالم کنی. مادر جان گریه برایم نکن. اگر مرا واقعاً دوست دارید و دلتان برایم می سوزد، حلالم کنید که روحم آرام بگیرد. آخر گریه برای من چه فایده دارد. گریه که برای من فایده ندارد ولی اگر حلالم کنید، روحم آرام می گیرد و از آتش جهنم آسوده می شوم. مادر جان اگر مرا حلال کردی، بر سر قبرم بیا و دست بگذار بر قبرم که من به این دست های شما افتخار می کنم. دست بگذار بر قبرم و بگو خداوند من فرزندم را به تو دادم و از تمام بدی هایش چشم پوشی کردم و او را بخشیدم و از او راضی هستم. خداوندا همین طور که من او بخشیدم و از او راضی هستم، تو هم گناهان او ببخش و از او راضی شو و بعد بگو فرزندم هر زحمتی کشیده ام حلالت، فرزندم شیرم حلالت و بعد یک حمد و سوره بخوان و از خدا طلب آمرزش کن. مادر جان مبادا برایم گریه کنی، مبادا بی صبری کنی، چون که من نمرده ام بلکه به خدای خود پیوستم و بلکه بله زندگی جاوید رسیدم و خوشبخت شدم و به آرزوی خود رسیدم و مادر جان در عزایم، لباس سیاه لازم نیست بپوشی بلکه روحیه داشته باش و شاد باش و همچون لیلا برایم مادری کن. آخر من که از علی اکبر حسین عزیزتر نیستم که رفت میدان جنگ با منافقین و شهید شد و تو هم از لیلا عزیزتر نیستی که به فرزند خود اجازه میدان دادی و با صبر خود و تبلیغ خود درباره انقلاب اسلامی را هم را ادامه بده. امام را دعا کنید.

1367">
سفارش پروژه برنامه نویسی