حسین انجم شعاع

نــام :
حسین
نـام خـانوادگـی :
انجم شعاع
نـام پـدر :
علی
تـاریخ تـولـد :
1342
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ  إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ . وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُو الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِينَ
ای رسول از بسیاری اموال و اولاد آن منافقان تعجب مکن که خدا خواهد به آن مال و اولاد آنها را در دنیا معذب گرداند و جانشان را به حال کفر بستاند. و هر گاه سوره ای نازل شد که امر به ایمان به خدا و جهاد با رسول در راه دین خدا کرد ثروتمندان آن منافقان از حضور تو تقاضای معافی از جهاد کردند و گفتند ما را از معاف شدگان محسوب دار.
شما ای پدر مادر و برادران من صحبتی با شما ندارم چون من را در جو سالمی تربیت کردید و دیگر نمی توانم با شما صحبت کنم و فقط شما را به صبر و تقوی و استواری می خوانم که تنها راه پیروزی ما مسلمانان صبر و استقامت در برابر مشکلات است و هر وقت خواستید گریه کنید بیاد مظلومیت سرورمان و مولایمان حسین(ع) بیفتید که در راه خدا حتی طفل شش ماهه خود را هم فدای اسلام کرد و این را هم بدانید که بازگشت همه ما بسوی اوست و چه خوش که این رفتن زمانش در صحنه نبرد باشد و من به این افتخار می کنم و امیدوارم خداوند قبول کند این قطرات خونم را و از شما می خواهم در نمازهایتان برایم دعا کنید که طبق حدیث دعا، سرنیزه مومن است و اولین شب جمعه اگر توانستید در سر قبرم دعای کمیل بخوانید و در هنگام دفنم چهل تا از برادرانم و دوستانم که با من در صحنه نبرد می جنگیدند را جمع کنید و آنها هم شهادت بدهند که من شخصی مومن بوده ام و از خداوند طلب عفو برایم بکنند و تو ای محمدجان هر چه پول از من جا مانده آنها را به بابا بده تا سه سال نماز و روزه قضا برایم بخوانید . شما ای پدرجان و مادرجان و برادران عزیزم از تمامی اقوام و دوستانم برایم طلب عفو بکنید و از تمامی دوستان و اقوام بخواهید اگر طلبی از من دارند بگویند تا شما از مقدار پولی که برایم بجا مانده آن را بپردازید و از شما می خواهم که پشتیبان ولایت فقیه و امام امت باشید که با این پشتیبانی اسلام را از مظلومیت بیرون بیاوریم و پدرجان و مادرجان من همیشه آرزو داشتم که بتوانم روزی زحمتهای شما را جبران کنم و این را اعتراف می کنم که من فرزند خوبی برای شما نبودم ولی از شما طلب عفو و بخشش می کنم امیدوارم مرا ببخشید ولی شما ای برادرانم محمد حسن محسن حجت  محمود و مصطفی سعی کنید فرزند خوبی برای مادر و پدر مان باشید و از شما می خواهم که عبادت و بندگی خداوند را فراموش نکنید و این نکته ظریف را هم بدانید که بندگی آن است که هر چه خداوند گفته بدان عمل کنید نه هر چه برایتان سود ظاهری داشت انجام دهید و هر چه را به نظرتان ضرر آمد آن را ترک کنید. بدانید اینها همه نعمتهای خداوند هستند و در مقابل نعمتهایش شاکر باشید این را به شما امت حزب الله قول می دهیم بزودی با زدن ضربه های پی در پی بر پیکر پوسیده رژیم صدام زحمتهای شما را جبران خواهیم کرد و با یاد خدا و توکل بر خدا عملیات خود را آغاز می کنیم. باشد خداوند ما را کمک کند . دیگر مزاحم نمی شوم. والسلام من الله التوفیق

بیوگرافی

بيست و نهم فروردين 1342، در شهرستان كرمان به دنيا آمد. پدرش علي، كشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. دانشجوي مقطع كارداني بود، به عنوان بسيجي درجبهه حضور يافت. نوزدهم دي 1365، در شلمچه براثراصابت تركش به‌شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش قرار دارد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/19
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
کربلای 5
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
2
ردیـف :
3
شـماره :
1

تصویرمـزار

دانشجوشهیدهاکربلای 5گلزار شهدای کرمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *