رمضان حسین خانی

نــام :
رمضان
نـام خـانوادگـی :
حسین خانی
نـام پـدر :
خداکرم
تـاریخ تـولـد :
1341
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیل الله صفا همانا خداوند کسانی که در صف جهاد با کافران هستند دوست می دارد.
با حمد و ثنای خداوند منان و عرض سلام به پیشگاه ولی عصر(عج) . با سلام و درود به رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی ایران و جهان و با سلام به شهدای راه حق و حقیقت وصیتم را شروع می کنم.
خداوند در قرآن کریم می فرماید کافران می خواهند این نور خدا را خاموش کنند و با وجود کراهت کافران نورش را همچنان حفظ خواهد کرد. امروز روز مرد و مبارزه و جهاد است روزی که خداوند می خواهد بندگانش را آزمایش کند چه خوب است که ما از این آزمایش الهی نمره خوبی دریافت کنم و پیروزی افتخار ما گردد. خداوند اینبار وعده داده است که اگر کشته شوم پیروزیم و اگر بکشیم باز هم پیروزیم من هم اکنون به طرف جبهه های حق علیه باطل حرکت می کنم تا از این امتحان الهی خوب بدر آیم شاید روزی از نعمت های الهی برخوردار شوم هر لحظه ای که می گذرد هر دقیقه ای که سپری می شود من در فکر شتافتن به سوی جهاد در راه خدا آماده ام. جهاد فی سبیل الله یعنی جهاد در راه خدا. یکی از عوامل جهاد در راه خدا شهادت یعنی سعادت است. به گفته امام ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد و ما این شهادت رمز خوشبختی را از مولایمان امام حسین به ارث برده ایم و همچنین حضرت آیت الله شیخ فضل الله نوری فرمودند شهادت ارث ماست: اگر شما تاریخ را ورق بزنید و آن را مطالعه کنید می دانید میان هابیل و قابیل چه روی داد. قابیل در اثر حسادت برادرش هابیل را کشت. امروز هم قابیل زمان هم این فکر را می کند اما کور خوانده است. حضرت محمد(ص) می فرماید حسادت ورزیدن تمام اعمال صالح شما را می خورد بطوری که آتش هیزم را می سوزاند. در زمان امام حسین(ع) یزید قانون را زیر پا می گذاشت و امام چون دید این خون آشام احکام خدا را پایمال می کند نتوانست سکوت کند بر علیه این کافر ستمگر جهانی آن زمان به مبارزه برخواست. هم اکنون حسین زمان بر علیه یزید زمان قیام کرد تا حق مظلومین را از ظالمین بگیرد و در آن زمان امام حسین در شب عاشورا فریاد هل من ناصر ینصرنی  آیا کسی هست مرا یاری کند اما جواب نشنید ولی امروز این نوگلان جهادی از سرزمین ایران بلند می شوند از دل و جان لبیک می گویند و سخنانشان این است ما خون سرخ را از زندگی ننگین بهتر می دانیم یعنی این شعار را بر لب دارند مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. بیست سال از عمرم گذشت هنوز قدر نعمتهای خداوند را ندانسته ام. قدر این نایب امام زمان را نمی دانم چون او را نشناخته ام.
آه شهیدان آری این عزیزان چه راهی را انتخاب کردند؟ به‌به خدا قسم آرزو دارم در جمع آنان در آیم . خدایا این افتخار بزرگ را نصیب من بگردان . انقلاب ما درخت نوپای است که آن را تازه به زمین نشانده اند جدا احتیاج به آبیاری دارد و آبیاری آن بوسیله خون و پیام است. حسینیان خونشان را می بایست به پای این درخت بریزند و زینبیان آن را پرورش دهند و در پروزش آن نباید غفلت کرد. گوش به سخنان رهبر عظیم باشید و قدر آن را بدانید که چقدر مبارزه نمود و حال می فرماید جوانان عزیز بروید و مسئله را حلش نمایید و در بین ما دوستی و اخوت باشد و همچنین می فرماید نماز یک کارخانه انسان سازی و جبهه دانشگاه است.
از سخنان گهربار ائمه معصومین.
روز محشر که جانگداز بود / اول پرسش از نماز بود
جولان باطل یک ساعت است / دولت حق تا قیامت است
هر کس در این مزرعه تخمی بکاشت / گو نکند صحبت باغ بهشت
انتظار فرج امام زمان بوسیله عبادت است. مهدی جان هنگام ظهور کودکان هر شهید لاله بدست می آید و لاله ای که از خون پدرشان دمیده است بدست می گیرند می گویند اینها سربازان تو هستند.
وصیتم به پدر و مادرم این است که شما فرزندی را در راه خدا هدیه داده اید دیگر بر آن نگران نباشید تا اینکه مقبول درگاه خداوند فرا گیرد و همچنین از شما می خواهم چون کوه استوار و مقاوم باشید و از نام خدا غافل شوید و وقتی که بر سر جنازه ام می اید بگویید خدایا از ما این هدیه را قبول بگردان و اگر لقایی واقع شد جسد من دیده نشد به یاد شهدای کربلا بیفتد و نگران نباشید. برادرانم حسین وار مقاوم باشید و راه من را ادامه دهید و وارث اسلحه من باشید. و خواهرانم شما هم زینب وار صبور و مقاوم باشید.
خدایا تمام عمر مرا فدای یک لحظه عمر امام کن. خدایا چقدر آرزو دارم و تشنه این آرزو می باشم این دعا را مستجاب کن. در پایان از تمامی آشنایان و همشهریان عزیز امید عفو و بخشش دارم و در اینجا با شما خداحافظی می کنم تا دنیای دیگر.

بیوگرافی

يكم دي 1341، در روستاي گنجان از توابع شهرستان بافت چشم به جهان گشود. پدرش خداكرم، كشاورز بود و مادرش رقيه نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. پاسدار بود، ششم مرداد 1362، در مريوان توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد. مزار وي در زادگاهش واقع است.
 

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1362/05/06
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
مریوان
عـملیـات :
والفجر 3
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بافتشهیدهاوالفجر3

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *