عبدالمهدی مغفوری

نــام :
عبدالمهدی
نـام خـانوادگـی :
مغفوری
نـام پـدر :
احمد
تـاریخ تـولـد :
1335
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

سم الله الرحمن الرحیم رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِمامًا‌‍ همسر عزیزم، زهرا خانم سلام امیدوارم در راه انجام وظایف و تکالیف شرعی و الهی خودت موفق بوده باشی. اعتراف می کنم که در این مدت زندگی شوهر خوبی برای تو نبوده م و اینک امیدوارم که از خطاهایم در گذری و اشتباهاتم را نادیده بگیری و از خداوند بزرگ برایم درخواست آمرزش بنما. تو خود می دانی برایت در این مدت روشن شد که آنچه برای بنده مهم بود، عمل به تکلیف شرعی و انجام وظیفه بود و اگرچه در انجام آنها کوتاهی می کردم ولی حداقل در صحبت هایم این مطلب واضح و روشن بود و لذا تنها چیزی هم که از تو می خواهم این است که به وظایف شرعیت عمل نمایی و آن گونه باشی که خداوند متعال و نبی مکرم اسلام(ص) و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین خواسته اند و و به کرمش که بچه هایم همین گونه بار بیایند.(البته این سفارش بنده حقیر به تمام خواهران و برادران ایمانیم هست.) اینک چند مطلب است که لازم است با تو در میان بگذارم: 1- اگر از وسائل و یا کتابها و نوارهای مربوط به سپاه و همچنین جزوه های مربوط به سپاه چیزی در خانه هست آنها را به سپاه برگردان. 2- بنده از مال دنیا چیزی نداشتم و اگر هم چیزی هست، هرچه شرع مقدس در مورد آنها حکم کرده باید انجام شود، ولی مایلم که دو عدد قالیچه ماشینی به عنوان یادگار به منزل پدرم داده شود. همچنین مبلغ هفت هزار تومان به صندوق قرض الحسنه شهید نصیری لاری سیرجان و هفده هزار تومان به صندوق قرض الحسنه بقیه الله کرمان که مربوط به سپاه اسلام برادر کیانشکی هست(حساب 1116) بدهکارم و مبلغ پنج هزار تومان به برادر وهاب(پاسدار بسیج) بدهکارم. همچنین از ایشان خواهش کرده بودم که راجع به پدرم با بیمارستان شهید باهنر تسویه حساب بنماید که اگر این کار را کرده باشد این مبلغ را نیز به ایشان بدهکارم. لذا می توانید با فروش موتورسیکلت و با بعضی وسایل دیگر بدهکاریها را بپردازید. 3- بچه هایم همگی در اختیار خودت باشند و کسی حق ندارد آنها را از تو بگیرد. سفارش می کنم که آنها را تحت صحیح ترین تربیتها (تربیت اسلامی) قرار بده و از اینکه بچه ها در اختیار افراد بداخلاق و به دور از تربیت اسلامی قرار گیرند و یا اینکه با آنها معاشرتهای طولانی داشته باشند جداً پرهیز کن.0 4- بعد از من انتخاب زندگی با خود توست( منظورم ازدواج است که اختیار داری ازدواج نمائی یا ننمائی) و هیچ کس در این رابطه نمی تواند متعرض تو بشود ولی هرکجا که بودی سعی کن که فقط رضایت خداوند تعالی در زندگیت مطرح باشد. 5- هر چند وقت یکبار حتماً با بچه ها دیداری از خانواده پدرم داشته باش. در این رابطه باید عرض کنم همانگونه که در وصیتنامه ای که به پدر و مادرم نوشتم درباره تو به آنها سفارش کرده ام، درباره آنها نیز به تو سفارش می کنم که با گرمی و صمیمیت با آنها رفتار نمایی و مواظب باش که خدای ناکرده رابطه بین شما تیره نشود. 6- اگر خداوند تعالی فرزندی به تو عنایت کرد، اگر دختر بود اسم او را مرضیه و اگر پسر بود اسمش را مرتضی بگذار. 7- در رابطه با تذکرات فوق و سایر مواردی که پیش می آید کسی نمی تواند خارج از شرع مقدس اسلام بر تو تکلیفی را اعمال نماید و ضمناً راجع به سایر مسائلی که پیش خواهد آمد و یا لازم بوده تذکر داده شود و من آنها را فراموش کردم و یا در نظر نداشتم که یادداشت کنم و در این رابطه لازم است کسی اعمال نظر کند، من پدرم را به عنوان وکیل خودم و ولی تو قرار می دهم که با توجه به موارد فوق، امور ضروری را با الطا

بیوگرافی

مغفوري‌فرسنگي، عبدالمهدي پنجم بهمن 1335، در روستاي سرآسياب فرسنگي از توابع شهرستان كرمان به دنيا آمد. پدرش احمد و مادرش بي‌بي‌ نام داشت.

شهید عبدالمهدی مغفوری دوران دبستان را در یکی از مدارس سراسیاب گذرانید و پس از طی کردن دوران راهنمایی وارد دبیرستان امیر کبیر در کرمان گردید، بیشتر اوقات بیکاری را به مطاله قرآن و شرکت در کلاسهای تفسیر قرآن می گذراند.  سال 59 وارد سپاه شد و داوطلبانه به کردستان رفت تا به مبارزه با دشمنان دین بپردازد ، پس از بازگشت از کردستان مسئولیتهائی مانند سرپرست روابط عمومی سپاه پاسداران زرند، مسئول تبلیغات سپاه کرمان ، فرماندهی سپاه سیرجان را بر عهده داشت .

در عملیات والفجر 8 شرکت کرد  و بسیاری از فرماندهان لشکر 41 ثارا… حضور خالصانه وی رادر صحنه های جنگ شاهد بوده اند و سپس  مسئولیت واحد بسیج سپاه ناحیه کرمان را به مدت نه ماه عهده دار می شودولی هر چند وقت یکبار حضور در جبهه را فراموش نمی کند و به جمع رزمندگان می شتابد

تا پايان مقطع كارداني درس‌ خواند. سال1360، ازدواج كرد و صاحب يك پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار درجبهه حضور يافت. پنجم‌دي 1365، در ام‌الرصاص بر اثر اصابت ‌تركش به شهادت رسيد. مزار وي‌ در گلزار شهداي كرمان واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/05
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
ام الرصاص
عـملیـات :
کربلای 4
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
2
ردیـف :
4
شـماره :
2

تصویرمـزار

بسیجیسردارانشهیدهاکربلای 4گلزار شهدای کرمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *