علیرضا سیدی مرغکی

نــام :
علیرضا
نـام خـانوادگـی :
سیدی مرغکی
نـام پـدر :
ذبیح الله
تـاریخ تـولـد :
1342
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پدر و مادر عزیزم سلام علیکم
انشاالله که خداوند شما را مصون و محفوظ بدارد و در همه حال سالم و تندرست باشید. باری پدر و مادر عزیزم لیاقت اینکه بیشتر پیش شما باشم را نداشته و افسوس که همین کوتاه مدت هم که مزاحم شما بودم قدری از شما ندانستم و در هر حال برای شما مایه دردسر بودم و جدا از شما امید عفو دارم و انشاالله که در قیامت شما از شفاعت کنندگان من باشید. پدر و مادر گرامیم فراموش نکنید که در نزد خدا مقام بزرگی دارید زیرا شما بودید که من و دیگر خواهران و برادرانم را با اسلام دین خدا اشنا کردید و شما به ما یاد دادید که چگونه در راه رضای خدا گام برداریم و امیدوارم که خداوند هم از شما راضی شود. پدر عزیزم تو نباید هیچگاه حالت یاس و ناامیدی بخودت راه دهی و یا اینکه خدای ناکرده احیانا ناراحت شوی مبادا اصلا اخم به ابرو بیاوری بلکه باید در ادامه راه شهیدان کوشاتر باشید و تو مادر عزیزم هیچگاه غصه های فاطمه زهرا را از یاد مبر و همیشه خود را شریک غم زینب در روز عاشورا بدان برای اینکه تو از پیروان فاطمه و زینب هستی و انشاالله که خداوند هم در مقابل مصائب به شما صبری زینب گونه عطا بفرماید.
و اما صحبتی با دیگر خواهران و برادران عزیز و گرامیم و آن اینکه مرا ببخشید از اینکه سعادت آنرا نداشتم برادری واقعی برای شما باشم همین که احساس می کنم که وظیفه من در مقابل شما بیش از این بوده است و جدا از شما امید عفو دارم.
در پایان می خواستم نکته ای را به عنوان تذکر به پدر و مادر عزیزم و آن اینکه اگر خدا توفیق آنرا نصیبم کرد تا در جوار شهدا قرار بگیرم شما آن تکه باغ شریکی با مرید را برای درست کردن مسجد بدهید به مسئولین و حتما لازم نیست مسجد آنجا بنا شود فقط شما زمینی را اهدا کنید به مسئولین و مسئولین هم به هر صورت که تشخیص دادند چه آنجا باشد چه جای دیگر فقط نیتم این است که خدمتی کرده باشم در راه خدا و البته اگر خواستند مسئولین زمین را بفروشند پول آنرا خرج همان مسجد صاحب اباد بکنید نه جای دیگر و مسجد را در صاحب آباد بنا کنید.
و دوم اینکه پدر و مادر عزیزم مقداری پول در صندوق قرض الحسنه هست که آنرا برای جبهه بفرستید و ضمنا اگر احیانا کسی آمد و از من طلبکار بود طلب ایشان را بپردازید و تا آنجا که خودم یادم هست به کسی بدهکاری ندارم و انشاالله که چنین هم هست و شما نیز اعلام کنید که اگر کسی طلبکار هست برای وصول طلب خود بیاید.
دیگر مزاحم وقتتان نمی شوم و نکته ای دیگر یادآور می شوم و آن اینکه اولا اگر خواستید مراسم بگیرید سعی کنید تا می توانید از تشریفات آن بکاهید و تنها به شربت و شیرینی اکتفا کنید و همچنین اگر خواستید مراسم داشته باشید در خانه بجای نوارهای حزن آور و غمگین حتما نوارهای سرور و شادی آور بگذارید و دوست دارم که اصلا برای من ناراحت نباشید و حتی لباس مشکی کلا نپوشید و طوری رفتار کنید که انگار آب از آب تکان نخورده است و یا اینکه مبادا هیچگاه جلوی مردم شیون و زاری کنید و هر گاه هم که خواستید گریه کنید بیاد مصیبتهای زینب و بچه های حسین گریه کنید و آنهم نه جلوی مردم. با امید اینکه خداوند شما را از انصار حسینی قرار دهد. 62/2/2

بیوگرافی

نهم آذر 1342، در روستاي مرغك از توابع شهرستان جيرفت متولد شد. پدرش ذبيح‌الله و مادرش بلقيس نام داشت. تا پايان ‌مقطع ‌متوسطه در رشته ‌اقتصاد درس خواند و ديپلم گرفت. به‌عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت. هفتم ‌شهريور 1364، در جاده انديمشك اهواز دچار سانحه رانندگي شد و بر اثر ضربه ‌مغزي به ‌شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي شهرستان زادگاهش واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1364/06/07
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
جاده اندیمشک
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

جیرفتشهیدها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *