علی پورامینائی

نــام :
علی
نـام خـانوادگـی :
پورامینائی
نـام پـدر :
درویش
تـاریخ تـولـد :
1346
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
آغاز می کنم وصیتم را با نام خدای مهربانی که مرا آفرید. خالقی که خلق کننده هستی است و در فرمان اوست جهان و با هرچه درون آن است. معبودی که اقیانوس بیکران رحمتش ساحل ندارد و خط پایانی برای مرزهای بخشش پیدا نمی شود. بارالهی تو را شکر می کنم و سپاس می گویم بخاطر نعمتهای فراوانی که به من عطا کردی و مرا از درون تاریکیها بسوی روشنایی هدایت کردی. تو را سجده می کنم چونکه معبود من هستی و به من نعمت دانایی و توانایی ارزانی داشتی و عشق و ایمان خود را روزیم کردی و مرا غرق الطاف بی حد و مرز خود کردی آیا سزاوار نیست نه یک جان بلکه صد جان را فدای اینچنین خالقی کرد؟ خدایا تو را سپاسگزارم از آنجائی که مرا در راه دین و اسلام خود قربانی کردی. خوشحالم از آنکه تو خون مرا بپای درخت تنومند اسلام خویش نثار کردی. ای محبوب من اکنون این هدیه ناقابل بنده کوچک خود را بپذیر هدیه است ناقابل و آغشته به گناه اما از آنجائی که تو بزرگواری و مهربانی خود و جان خود را خیلی باارزشند و هدیه باارزش […]. بارالهی قلم عفو و بخشش خویش را بر سطرهای آلوده به گناهم بکش تا بتوانم سعادت و خوشبختی آن جهان را در آغوش بگیرم. کاروانی بسوی مرزهای عشق و سعادت در حرکت است حاملان این کاروان سربازان جان بر کف مهدی هستند که می روند تا حماسه بسازند و بیرق سبز رنگ لا اله الا الله را بر گنبد طلایی حسین بن علی به اهتزاز در آورند آنان می روند تا با ایثار و گذشت در این راه شربت شهادت را لاجرعه سر کشند و به ندای رهبر لبیک گویند و قلب منجی عالم بشریت امام زمان(عج) را از خود خشنود سازند. خدایا سپاسگزارم از آنکه لطف کردی و مرا جزو این عاشقان بی قرار گماشتی در حالیکه در خود نمی بینم همسفر این چنین انسانهای پاک باشم. عاشقانی که صدای العفوشان شبانگاه انسان را از خود بیخود می کند و زمزمه های یا حسینشان همراه با قطرات اشک از دیدگانش آدمی را مبهوت می کند. نمی دانم با چه زبانی و چگونه حالات این شب زنده داران مکتب اسلامی را به قلم تفسیر کشانم در حالیکه از بیان سجایای سربزیرشان قاصرم.
اگر جبهه چنین مکان مقدسی می باشد و سرزمین چنین دلباختگانی بخدا است چرا ما بیکار نشسته ایم و وقت را به بطالت می گذرانیم. اگر چنین انسانهای مخلص و فداکاری وجود دارند چرا نمی رویم لااقل بر جای پایشان بوسه بزنیم . ما انسانها واقعا عقب افتاده هستیم. حب دنیادوستی آنچنان ما را غرق کرده که به جز به هوا و هوس و دنیاپرستی چیزی را درک نمی کنیم و نمی بینیم. ثانیه ها و دقیقه ها و ساعتها می گذرد و هر لحظه به پایان عمر خویش نزدیک می شویم هنگامی که در چند قدمی مرگ قرار گرفتیم آن لحظه حقیقت را می فهمیم اما افسوس که گذشته و ما دیگر قادر به جبران نیستیم. ما آنچنان سر به کاسه دنیوی فرو برده ایم که هیچ فکر نمی کنیم آیا ما خالقی داریم؟ آیا کسی است که ما را آفریده باشد. ما چگونه می خواهیم با داشتن اینچنین خصلتهایی در پیشگاه خداوند قرار بگیریم. بیا یک لحظه فکر کنیم و برای پاک شدن از گناهان از خدای خویش کمک بگیریم و با خدای خویش عهد کنیم که جز رضای او کاری نکنیم من از شما مردم می خواهم که یاور امام و رزمندگان باشید و آنها را دعا کنید و در همه جا و همه حال حتی در سخت ترین مشکلات امام را رها نکنید. عبادت و راز و نیاز با خدا را بیشتر کنید و بیشتر سعی به تلاش و کوشش برای سعادت و خوشبختی آن دنیا کنید. سرنوشت وحشتناکی در انتظار انسانهایی است که بخدای خویش توجه ندارند و غرق لذتهای این دنیا شده اند. پدر و مادر عزیزم به همدیگر شهادت مرا تبریک بگویید و افتخار کنید که چنین کودکی را در دامان خویش پرورش دادید. صبر را پیشه کارهای خود گیرید و همیشه به فکر خدای خویش باشید.   

بیوگرافی

يكم ‌دي ‌1346، در شهرستان‌رفسنجان زاده شد. پدرش درويش، كارگر بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا سوم متوسطه درس‌خواند، به‌عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. دهم ‌بهمن 1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به‌سر، صورت‌ و ‌قلب، شهيد شد. مزار وي درعباس‌آباد زادگاهش واقع است. او را امير نيز مي‌ناميدند.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/11/10
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
کربلای5
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

شهیدهاکربلای 5کرمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *