غلامحسین جلالی بجگان

نــام :
غلامحسین
نـام خـانوادگـی :
جلالی بجگان
نـام پـدر :
حسن
تـاریخ تـولـد :
1337
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

قال ر سول الله :سزا وار نیست برای مرد مسلمان شبی سحر کند مگر و صیت او زیر سرش باشد .اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شر یک له و اشهد ان محمد عبده و رسو له

“يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلونَكُم مِنَ الكُفّارِ وَليَجِدوا فيكُم غِلظَةً ۚ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقينَ” (سوره توبه آیه 122)

ای اهل ایمان با کافرا ن با هر که با شما نزد یک تر است شر وع به جهاد کنید وباید کافر در شما درشتی و نیر ومندی و قو ت و پایداری حس کند تا از سپاه اسلا م بیمنا ک شوند وشما مومنان هیچ گاه نتر سید و بدا نید که خدا همیشه با پر هیز کارا ن است .بعدسلا م برصا حب امربقیة الله اعظم مهدی عزیز و منجی عالم بشر یت صاحب ز ما ن ای پسر فا طمه یک عمر چشم در انتظار تو بوده و امد م تا در جبهه چشمم بر جمال تو رو شن شود ودر ود بر امام امت خمینی بت شکنزمان ای هبر م وعزیز م و مرجع تقلیدم و فر مانده ام وراهنمایم من با دوستان تو دو ستی می کنم و با دشمنان تو بیزاری می جویم من با کسی که با شما صلح کند آشتیم و کسی که با شما در جنگ است می جنگم .

با انکه شما رادو ست دارد دو ست و با انکه شما را دشمن دارد بیزارم پس از خدایی که مرا به شنا سا یی شما ویا را نتان مفتخر داشت سپا سگذار م .از خدا میخوا هم که بیزاری از د شمنا نتان نصیبم فرما ید ومرا در دنیا و اخر ت همراه شما قرار دهد و گا مهایم را در حقیقت استوار سازد و سلا م بر تمام شهدای صدر اسلا م از بدر و حنین تا کر بلای ایرا ن و سلا م برکر بلای حسین مظلو م ودر ود بر شجا عت ان سر ورآزادگان که درس آزادگی به ما اموخت وجان خود رافدای اسلا م کرد و به ما اموخت که مرگ باعزت به از زند گی ننگین است تا ما تن به ذلت ندهیم و در مقا بل چنین صفا تی مانند صدا م بجنگیم یا کشته شو یم یا این د شمن اسلا م را واین سگ هارآمر یکا و خود امر یکا ودیگر دشمنان دین و قران رابر سر جای خود شان بنشا نیم وا یپسر فاطمه امد ام تابیا یم کر بلای توزیارت کنم و آن پر چم سر خ را از ر وی حر مت پا ئین بیا ور مو روانه قدس شو یم و مرد م ر نج دیده  فلسطین را از چنگال اسرا ئیل غاصب بیر ون آور یم امد م در جبهه حق علیه باطل بجنگم و جانم را فدای اسلام و قرآن و رهبر م کنم چون ر هبر م فر مان داده واطاعت کرد م فر مان روح خدابه خدا اگر امد م در میدا ن جنگ کورکورا نه نیامدم راهم را شنا ختم رهبر م دین و قرآن را شنا ختم آمد م تا ما نند حسین جان قراب ن اسلام کنم اگر چه ندارم چنین لیا قتی که جام در راه اسلام فدا کنم ای کاش دهها جان داشتم که فدای رهبر م کنم.

وصیت به مادرم و درود بر مادر مهر بانم سلا م بر تو ای مادر دل سو خته و مهر با نم سلا م برتو ی مادری که هم پدربودی برایم و هم مادر خیلی زحمت شکیدی اما نتوا نستم زحما تت را جبرا ن کنم حلالم کن اگر من کشته شد م گریه مکن و اگر گر یه میکنی برای  پسر ز هرا گر یه کن اخه بسر فاطمه را شهید کر دندو آبش ندادند همیشه در فکر مصیبتهای زهرا باش و اگر در کر بلا آمدی بگو فر زند م خیلی دلش میخواست قبر تو را زیارت کند .مادر خیلی دلم می خواست خد مت کنم برای تو من هر و قت به فکر زحمات شما می افتم خجالت و شر مند گی می کشم تو به من پدری و مادری کردی اما نبود م فرزند خوبی برای تو چو ن فرزند نیکی اگر بودم که نبود م …مادرفر زندا نم را خوب تر بیت کن انها را به مدر سه  بفرستی و قرا ن یادشان بدهید به جای م حسن و قا سم را نوازش کن نگذار کسی توی سر شان بزند همیشه دست پدری بر سرشان بکش مادر بگو پدر تان در جنگ اسلا م و کفرکشته شد کاری کنید که خط اسلا م و رهبر انقلاب را به خوبی بشنا سند و مگذارید که بی سواد با شند که تو سری خور می شو ند مادر م و قتی جنازه ام آوردند بگذارید حسنو قا سم صور تم را بینندو اگر مفقود شد م بگو پدر تون کشته شده وراه اسلا م و قران را درست یادشان بدهید تا خط پدر شان را بیا موزند مادر شبهای جمعه سرقبرم بیایی ولی گریه مکن مرا یاد در شهر ک یا در مسجد امام زمان پاکوه دفن کنید .مرا درقبرستان قد یمی نبیند شبهای جمعه و قتی که می آئید حمد وسور ه بخوان وحسن و قاسم را نیز با خودت بیا ور و کار ی کنید که موجب نارا حتی مردم نبا شند اگر مرد م احترا مت را کردند خیل مردم را احترا م کن در تمام مواقع با مرد م خوش تواضع باش و صیتم به برادرم محمدجلالی برادر جان مرا حلال کن اگر کشته شد م راه مرا ادامه بده برادراز انقلاب و اسلام ورو حا نیت جدا نبا شید همیشه در خط اسلا م حرکت کن نه اسلا م بدون روحا نیت فقط اسلا م با رو حا نیت کوتاه بگویم امام و یارا ن او را تنها نگذارید و از انقلاب دفاع کنید برادر حسن و قاسم را خوب نگهداری کن مدر سه شان بفرست قرآن یادشان بده ونگذارید بی سرپر ست باشند پدری کن برایشان همیشه د ست نوازش بر سر انهابکش چون خود م دست پدری کشیدم برسرانها و نگذاری تو سریخور با شند و صیتم به همسر م ،همسر عزیز م من با تو بدی کرد م امید وار م که مرا حلال کنی ممکن است من همسر خوبی برای تو نبود م چون من بیشتر از خانه دور بودم وتو درخانه ر نجها دیدی و ز حمتها کشیدی همسر م حسن و قاسم را خوب تر بیت کن با تندی با انها حرف نزن شاید دل شکسته شوند بگو با بایتان در جبهه حق علیه باطل کشته یا شهید شد تا جنگید ن یاد بگیر ند ودر عوض من حسن وقاسم را رو بو سی کن واگر مسجد شهر ک را سا ختند 2000تو مان کمک کنید و 12رو رو زه قضا دارم انها را به جا اور ید واگر کسی از من چیزی خواست بدهید از عموهایم عباس ،محمود و ر ضا جلالی امید وار م که مرا حلال کنید خیلی زحمت کشیدید ومرا بزر گ کردید برسر م پدری کردیدو بی تربیتی کرد م در مقا بل شما مرا ببخشید و گذ شتم کنید و ا زعمه ام می خواهم من را حلال کند چون ز حمت کشیده و من در مقا بل زحمتهایش بی احترا می کرد م واز خواهرا نم ،خواهرن عزیزم مرا حلال کنید از دا ئی هایم می خواهم مرا حلال کنند چون همه برسرمن زحمت کشیده اید ودر مقابل حق احترا م کرد م امید وار م به خدا که من گنهکار را ببخشید واز همه بزر گان خویشان همسا یگا نم می خواهم مرا حلال کندو می خواهم که مرادر فکر وا جبات خود با شند و از انقلاب و امام عزیزدوری کنید و نگذارید دشمنا ن اسلا م قوی باشند واز مردم ده بجگان می خواهم که اگردر مقا بل کسی کو چکتر ین خلافی کرده ام مرا ببخشند برادر کو چکم حسین جلالی برادر درس بخوان ودر خط اسلا م حر کت کن و یاری کن اسلا م را در اینجا یک کلمه یادم آمدمادرم وهمسر م و ربادرانم کاری کنید که فرزندانم اسلحه من ابردارند و با کفار بجنگند ووصیتم به پاسداران و ای یاران و اقعی امام از شما می خواهم که امام عزیز را تنها نگذارید ،نگذارید د شمنا ضر به به انقلاب بزنند وهیچ گاه دلسرد نباشند واز راه حق منصرف نشوید چون د شمن دنبال چنین کاری می گر دد واین انتظاررا دارم که شما در تشییع جنازه ام شر کت کنید و وقتی که خواستید من را دفن کنید و توی قبر بگذارید دعای ز یارت عاشو را رابخوانید و بعد مرا در قبر بگذارید .وسلام

به امیدشفاعت حسین مظلو م. غلامحسین جلالی

خدا یا خدایا تو را به جان مهدی از نهضت خمینی محافظت بفر ما . آمین یا ر ب العالمین

بیوگرافی

دهم فروردين 1337، در روستاي بجگان منوجان از توابع‌ شهرستان ‌كهنوج زاده شد. پدرش‌ حسن(فوت 1335) و مادرش گنجي نام‌ داشت. خواندن و نوشتن‌ را مي‌دانست. سال 1357، ازدواج‌ كرد و صاحب سه پسرشد. كشاورز بود، به‌عنوان بسيجي در جبهه‌ حضور يافت. بيست‌ و ‌پنجم اسفند 1363، در جزيره- ‌مجنون عراق بر اثر اصابت تركش به سر و گردن، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1363/12/25
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
جزیره مجنون
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

شهیدهامنوجان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *