غلامحسین خزایی راوری

نــام :
غلامحسین
نـام خـانوادگـی :
خزایی راوری
نـام پـدر :
محمد
تـاریخ تـولـد :
1345
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
کل نفس ذائقه  الموت ثم الینا ترجعون
بنده حقیر، عبد ذلیل، مسکین و مستکین  غلامحسین خزاعی راوری فرزند محمد شش 53 مقیم کرمان.
خداوندا بر زبانم و بر فکرم قدرتی فرما که بتوانم به یگانگی تو شهادت بدهم. وصیتنامه ام را در زمانی می نویسم که حقیری گنه کار و عاصی و با فکر و بدن و بدون زور می نویسم. به یقین و حق شهادت می دهم به کرامت کریم بنده پرور ، سید و سروری منعم نعمت، صاحب قدرت، رحمان دنیا و رحیم آخرت انیس ذاکرین، جلیس شاکرین، مصور مبدع بخشاینده، معشوق عاشقان، محبوب محبان، نور هستی، چراغ راه گمراهان و گواهی می دهم که پیش از پیامبر آخرالزمان پیامبرانی از طرف پروردگار مبعوث شده اند و من برسالت آنها گواهی می دهم که اول آنها حضرت آدم و آخر آنها حضرت محمد(ص) بوده است. شهادت می دهم که محمد(ص) بنده او و فرستاده اوست از جانب پروردگار براستی و درستی به رسالت حق برخاست. گواهی می دهم که بعد از رسول اکرم(ص) دوازده نور هدایت و رهنمای برای بشر آفریده شده اند که اول آنها امام علی(ع) و آخر آنها حضرت قائم(عج) که در حال غیبت به سر می برند و ما در دوران آن حضرت زندگی می کنیم و گواهی می دهم به اینکه بهشت و دوزخ حق است و روز رستاخیز روز استواری میزان عدل الهی حتما می آید و خفتگان در خاک سر از گور بر می دارند و در محضر عدل خدا جبهه بر خاک می سایند و خدا در بینشان داوری و قضاوت خواهد کرد و گواهی می دهم که انقلاب اسلامی تنها حکومتی است که در جهان و در موقعیت کنونی بر مبنای اسلام پایه گذاری شده است و امام امت خمینی عزیز اسطوره مقاومت بهترین امام و رهبر جهان است. من آمدم تا اقوام و دوستانم اصلاح شوند و زنجیرهای اسارت و فساد را از دست ها و پاها بر کنم. بر آتش دل درماندگان آبی بیفشانم. گرد یتیمی از چهره یتیمان پاک کنم. اشک غم محنت را از دیدگان بزدایم. از پدر و مادر و برادران و خواهرانم خواهشی دارم که در مسیر خدا یعنی اسلام و اخلاق و آداب اسلامی یک لحظه دور نشوید . هیچگاه دست حمایت از این رهبر بزرگ این انسان مافوق که به یاری الله، پوزه تمام جباران عالم را به خاک کشیده است بر ندارید. پدر و مادر عزیزم اگر من از بین شما رفتم شماها باید الگویی خوب و بزرگ برای پدران و مادران دیگر باشید. مثل یک شیر یک حزب الهی واقعی در تشییع جنازه من شرکت کنید و ضعفی از خود نشان ندهید و با این عملتان مشت محکمی بر دهان منافقان و کافران بکوبید. شما ای پدرجان سرت را در جامعه بالا بگیر و سینه ات را سپر کن و چهره ات را باز کن و شاد باش و با زبانت بگو که امانتی داشته ای از طرف خدا، و اینک آن امانت در راه خداست. مادر و پدرم کوه باشید و چون کوه استقامت کنید لحظه ای از نام و یاد خدا غافل نباشید و ای تو خواهرم زینب وار با ناملایمات دست و پنجه نرم کنید وسایلی که دارم در هر راهی که خود بهتر دانستید خرج کنید برایم یک ماه روزه بگیرید نمی دانم نمازهایم مورد قبول پروردگار واقع شده است یا خیر، برایم تا می توانید نماز بخوانید. دیگر صحبتی ندارم به امید روزی که  نامه عملمان را به دست راستمان بدهند در ضمن وصیت می کنم که زنجیرهایی را که خریده ام به دست و پایم ببندید و در قبر قرار دهید . والسلام. یکشنبه 64/11/6

بیوگرافی

بيستم ‌ارديبهشت 1345، در شهرستان راور متولد شد. پدرش محمد، راننده بود و مادرش بتول نام داشت. تا سال چهارم متوسطه درس خواند، به‌‌عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت. بيست‌و دوم بهمن 1364،‌ در اروندرود بر اثر اصابت ‌تركش به‌ شهادت ‌رسيد. مزار وي در گلزار شهداي شهرستان كرمان واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1364/11/22
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
اروندرود
عـملیـات :
والفجر8
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
کرمان
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
2
ردیـف :
3
شـماره :
9

تصویرمـزار

دانش آموزسپاهسربازان سپاهشهیدهاگلزار شهدای کرمانوالفجر8

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *