فتح الله شاهی مریدی

نــام :
فتح الله
نـام خـانوادگـی :
شاهی مریدی
نـام پـدر :
حمدالله
تـاریخ تـولـد :
1347
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیتنامه شهید مظلوم فتح الله شاهی مریدی
خدایا پروردگارا من مخلصانه برای تو و برای رضای تو راهی این جبهه می شوم زیرا احساس کردم که امروز جبهه بر من واجب می باشد می روم تا به دشمنان اسلام بفهمانم که با ملتی [که] دارای ایمان است و الله یاور اوست نمی توانید بجنگید و بگویم که شما کور می خوانید که می خواهید اسلام را از بین ببرید اسلامی که با خون هزاران شهید به وجود آمده است هرگز از بین نمی رود و حالا وظیفه ما جوانان و مسلمانان است  این است که از اسلام عزیز دفاع نماییم و آن را به تمام جهان صادر کنیم و هر جا که ریشه ای از ظلم و ستم هست از بین ببریم و ما برای اینکه اسلام پایدار بماند باید خون بدهیم مال بدهیم و جان بدهیم و از تمام چیزهای مادی بگذریم و وظیفه ما است که از وطن و سرزمینهای اسلامی دفاع نماییم و از وسوسه های شیطانی که جن و انس هستند رهایی پیدا کنیم و از خداوند متعال بر همه مان و شما عرفان در شناخت راه حقیقت و راه راست خواهانم و همچنین تعجیل در ظهور حجت خداوند را خواهانم.
و اما ای پدر بنده بینهایت شرمنده تو هستم و نمی دانم با چه زبانی از تو عذرخواهی نمایم و به حقیقت که نمی توانم جبران زحمتهای شما و رنجهایی که تو برای بنده کشیده ای کنم و از این بابت شما را دوست دارم و نسبت به شما علاقه داشتم ولی دوست اصلی و معشوق همه خداست زیرا که انا لله و انا الیه راجعون شامل حال همه خواهد بود و بنده همانگونه که بارها گفته ام مهمان شما بوده ام  مزاحم شما و باعث ناراحتی شما می شدم مرا ببخشید زیرا برای رضای خدا بود و برای رضای خدا من را ببخشید.
و ای کسی که بالاترین زحمت و رنج را در بزرگ شدن من کشیدی و ای کسی که همگام با پدرم برای فراهم کردن وسائل زندگی گام برداشتی و زحمت کشیدی که رنج دیدی و ای کسی که شبهای سرد زمستان در بیداری بسر بردی و ای کسی که زندگیت را صرف بزرگ شدن من نمودی از خداوند برای شما مادرم اجر و مزدی می خواهم والا زبان و عذرخواهی من در مقابل زحماتتان خیلی کوچکتر است برای بنده زحمت زیادی کشیده اید برای رضای خدا حسابش کنید ولی مالک همه ما خداست و اما ای برادرانم ای کسانی که بنده باعث ناراحتی شما شده ام من کوچکتر از انم که چیزی به شما معصومان بگویم زیرا شما خود استاد هستید . ای برادرانم برادر حقیرتان را مورد رحمت و بخشایش خود قرار دهید و اما ای مادر اگر چه منتظر بنده هستی که بیایم من به شما می گویم که بنده رفتم و مهمان خدا شدم و زحمت برای شما شدم امید است مرا ببخشید و اما ای برادران دینی و ایمانی و ای قومان و خویشان اگر چه بنده برای شماها مفید نبودم ولی می دانم که به مراتب باعث زحمت برای شما شدم امید است مرا ببخشید و قومان عزیز و محترم امیدوارم مرا مورد بخشایش خود قرار دهید و اما خواهرانم خطاب به شما می گویم همه خواهران پدری و ایمانی حجاب خود را رعایت کنید حجاب شما کوبنده تر از خون من است با حفظ حجاب خود اسلام را یاری کنید. مردم گفته اند و می گویند بچه ها برای پول به جبهه می روند نه اینطور نیست . افرادی که اینطور حرفها را می زنند مغرضند و مغرض اسلامند باید با آنها شدیدا برخورد کردو پوزه آنها را به خاک کشید دفاع از اسلام بر همه واجب است په پیر و چه جوان هر کس […] به توان خودش. در پایان همه شما را به خدای بزرگ می سپارم امید است هر کسی کوچکترین ناراحتی از حقیر دیده است مرا حلال کنید.
ای دوستان مهربان و عزیز بنده و ای دوستانی که بسی دورانها را با هم سپری نموده ایم و رفت و آمد داشتیم و زمان کوتاهی از یکدیگر جدا شدیم و هر یک به کاری مشغول شدیم امیدوارم که زمانهایی که با هم بوده ایم اگر بدی از بنده دیده اید مرا مورد عفو قرار دهید و حلالم کنید عزیزانم نمی دانم با چه زبانی از شما دوستان و رفیقان عذرخواهی نمایم. در پایان با شما خداحافظی می کنم.
 

بیوگرافی

يكم ‌شهريور 1347، در روستاي ‌گدارسبز از توابع ‌شهرستان بافت‌ زاده ‌شد. پدرش ‌‌حمدالله، كشاورز بود و مادرش نصرت ‌نام ‌‌‌داشت. دانشجوي سال اول ‌مقطع كارداني بود، به‌عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. دوازدهم دي 1366، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به دست، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1366/10/12
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بافتدانشجوشهیدها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *