محمدعلي ميرزايي عباس آبادي

نــام :
محمدعلي
نـام خـانوادگـی :
ميرزايي عباس آبادي
نـام پـدر :
يدالله
تـاریخ تـولـد :
1347
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرّحمن الرّحیم

به نام خداوند بخشنده مهربان

«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ.» «گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند. بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.»

با شکرو سنای بی پایان به درگاه خداوند بزرگ و با سلام فراوان به پیشگاه ولی عصر(عج) و با درود بی کران محضر مبارک نایب بر حقش حضرت امام خمینی وصیت نامه خود را شروع می کنم. منطق شهید یعنی منطق کسی که برای جامعه خودش پیامی دارد و این پیام را جز با خون با چیزی دیگر نمی خواهد بنویسد.

در ابتدا از امت شهیدپرور ایران مخصوصاً ملت شهیدپرور رفسنجان می خواهم که همیشه امام را دعا کنید و پیر رهبری های پیامبرگونه امام باشید. و به جبهه های حق علیه باطل بشتابند و راه پاک شهیدان را ادامه دهند و با خون خود درخت اسلام را آبیاری کنند و اسلام را تقویت نمایند و زمینه ظهور حضرت مهدی(عج) را فراهم کنند تا مهدی عدالت گستر زمین را از ظلم و جور پر شده است از عدل و داد پر نماید. و از پدر و مادر عزیزم و خانواده محترم خود و اقوام و خویشان می خواهم که در هجرت من که برای من تولدی دوباره است و زندگی من دوباره آغاز شده و من همچون عاشقی که در راه عشق به معشوق می رسد و من که عاشق و طالب خدا بوده ام به مطلوب و معشوق خود خداوند متعال رسیده ام و از پدر و مادر عزیزم می خواهم که گریه و زاری نکنند و اجر و مقام خود را ضایع نکنند و از برادرانم می خواهم که راه من را ادامه دهند و اسلحه ای که از دست من به زمین افتاده است بردارند و در راه خدا، جهاد کنند و از خواهرانم می خواهم که زینب گونه زندگی کنند و پیام خون شهیدان را به گوش تمامی مستضعفان جهان برسانند و از پدر بزرگوارم سپاسگزارم که رنجها و زحمت های فراوانی را برای من متحمل شده و مرا به این سن رسانیده تا من بتوانم د راه خدا جان ناقابل خود را ایثار نمایم و از دوستانم می خواهم که مرا فراموش نکنند و امیدوارم که اگر از من بدی دیده اند مرا ببخشند و راه پاک شهیدان را ادامه دهند و از مادر عزیزم می خواهم که شیر پاک خود را بر من حلال کنند و مرا ببشخید زیرا که من دارای ضعف های اخلاقی فراوان بوده ام. و می خواهم که مرا در زادگاه خود دفن نمایند و از تمامی اهالی ابراهیم آبادمی خواهم که اگر از من ناراحتی دیده اند مرا ببشخند و از خدا برای من طلب آمرزش و مغفرت نمایند.

خانواده عزیزم آنچنان سعی و کوشش کنید که انگار می خواهی تا ابد زنده بمایند و آنچنان زندگی کنید که پنداری فردا روز مرگتان است.

والسلام علیم برحمه الله و برکاته

محمد علی میرزایی

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام به رهبر کبیر انقلاب و سلام بر شهیدان به خون خفته کربلای ایران و با سلام به پدر و مادر عزیزم. پس از عرض سلام سلامتی شما را از خداوند قادر و توانا خواهانم و امیدوارم که حال همه شما خوب بوده باشد و اگر احوال فرزند کوچک و حقیر خود را خواسته باشید بحمدالله و به شکر خداوند قادر و توانا نعمت الهی برقرار است و از اینکه شما در نامه تان نوشته بودید که چرا نامه نمی نویسی برای این بود که من به رفسنجان تلفن می زدم و از مشا میخواهم که از دور بودن من هیچگونه ناراحتی نداشته باشید و من هم اکنون که نامه می نویسم ساعت 1/5 می باشد که با دوستان در حال نامه نوشتن می باشیم. و بنابراین بود که شب گذشته 9 لشکر بر صدامیان بتازند و ما هم در عملیات مرحله دوم که شب بعد از مرحله اول می باشد عملیات را شروع کنیم و در شب سوم عملیات فتح العماره صورت بگیرد و امیدوارم که امشب عملیات انجام گیرد. و من هنوز محمدحسین را ندیده ام . نمی دانم ازرفسنجان حرکت کرده است یا نه و ما را 3 روز قبل به بستان و سوسنگرد و هویزه و مزار شهدای هویزه بردند و نماز ظهر را انجا خواندیم و سپس به خرمشهر و آبادان رفتیم که جنایت صدام و صدامیان برایمان واضح شد که از شهر 25 هزار نفری هویزه فقط یک مسجد و یک امامزاده و یک بانک جا گذاشته بودند و تمام شهر را با خاک یکسان کرده بودند و از شما می خواهم که از دور بودن من هیچگونه ناراحتی نداشته باشید و از طرف من دایی ها، عمه ها، خاله و کلیه اقوام و دوستان و خویشان و آشنایان را سلام فراوان برسانید و باز هم تکرار می کنم که از دور بودن من هیچ ناراحت نباشید. و ما که الان حدود یک ماه است که به اینجا آمده ایم برایمان دو روز هم نگذشته است و از شما می خواهم که امام را دعا کنید.

والسلام – به امید پیروزی حق علیه باطل – محمدعلی میرزایی

بیوگرافی

شهید محمدعلی میرزایی درسال 1347 در خانواده ای مذهبی و متدین در روستای ابراهیم آباد رفسنجان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدائی را در زادگاهش به پایان رساند. در جریان انقلاب در مسائل فرهنگی، سیاسی و مذهبی فعالانه شرکت می نمود و از جمله فعالیت های وی می توان از شرکت در راهپیمایی ها و نمازهای جماعت نام برد. سال دوم دبیرستان بود با شروع جنگ تحمیلی وی تحصیل را رها و عاشقانه لباس رزم را پوشید و راهی جبهه های جنگ حق علیه باطل گردید و در مورخه 62/1/22 در منطقه شرهانی در عملیات والفجر یک مفقودالاثر و در مورخه 72/3/2 جنازه وی کشف و سپس جنازه وی در روستایش ابراهیم آباد بخاک سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1362/01/22
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شرهاني
عـملیـات :
والفجر1
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

رفسنجانشهیدهاوالفجر1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *