محمد زماني ده يعقوبي

نــام :
محمد
نـام خـانوادگـی :
زماني ده يعقوبي
نـام پـدر :
امير
تـاریخ تـولـد :
1345
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ
همانا خدا دوست دارد آنانرا که پیکار کنند در راه خدا صف بستگان گویا ایشانند بنائی استوار ساخته شده.
درود و سلام بر رسول خدا پیامبر خاتم محمد(ص) و سلام بر خاندان پاکش. سلام و درود بر حسین(ع) آن سلاله پاکان و عصاره قرآن و سرور همه شهیدان تاریخ آنکه با نهضتش عشق متولد شد عشق به معبود و آنکه آفرینش از روحش جان گرفت. سلام بر مهدی (عج) امید دل خستگان یاور آنانکه در راه خدا قیام و در مقابل ناگواریها استقامت می کنند آنکه انتقام خون شهیدان مظلوم را از ظالمان خواهد گرفت و گیتی خسته و فرسوده را زنده خواهد کرد و عدالت را حاکم.
درود خدا بر امام امت و رهبر کبیر انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا خمینی روح خدا و سلام بر شهیدان همیشه جاوید انقلاب خونبار و جنگ تحمیلی.
و با درود و سلام به مادر گرامیم و برادر بزرگوارم و خواهران مهربانم. مادرم و دیگر اعضای خانواده در شهادت من گریه نکنید و اشک نریزید چون خدا می فرماید انا لله و انا الیه راجعون ما همه از خداییم و به او باز می گردینم و مادرم من امانتی بودم در دست تو که می بایست او را به صاحبش (خدا) تحویل می دادی و خوشحال باش از اینکه امانتت را بدست صاحبش دادی و برای کسانی گریه کنید که دل به این دنیا بسته اند و دنبال مال و منال می گردند و فقط به فکر خودشان هستند و به فکر مستضعفان و محرومان بیچاره باشید و عوض اینکه خود را بدهکار به انقلاب بدانند برعکس خود را طلبکار به انقلاب می دانند و اینها با کمال بی شرمی خون شهیدان را پایمال می کنند و باز هم خجالت نمی کشند.
مادر عزیزم و برادرم و خواهرانم از شما می خواهم که نشان دهید دادن یک شهید در راه اسلام شما را از عشق به الله و عشق به امام زمان و علاقه به رهبر کبیر انقلاب باز نخواهد داشت.
و از مادرم تشکر می کنم که مرا به این سن رساندید و بزرگم کردید و به خدا قسم حال که در اینجا هستم می فهمم که چقدر با من مهربان بودید و چه زحمتهایی برای من کشیدید و چه رنجهایی که نبرده و چه بیدارخوابیهایی که نکشیدی وقتی که فکرش را می کنم ریشه های جگرم آتش می گیرد و خلاصه تنها جوابی که من به اینهمه رنجها و زحمتهای مادرم می توانم بدهم بگویم که خدا اجرت را زیاد بکند و اگر من فرزند بدی برای شما بودم امیدوارم که مرا ببخشید و برایم طلب آمرزش کنید و از اینکه از آمدنم به جبهه ها مانع نشدید بسیار تشکر می کنم و از امام امت معذرت می خواهم که نتوانستم زودتر به جبهه بیایم و در راه حق جهاد کنم و به پاسداری از انقلابم بپردازم و ای شهیدان با شما عهد و پیمان می بندم که به اهداف و آرمانهای شما عمل کنم و از پروردگار می خواهم که به من توفیق دهد که در راهش جهاد کنیم و به خیل شهیدان بپیوندم و در جوار حق در کنار شما برادران شهید قرار بگیرم. خداوندا کمکم کن عاشقانه در راه تو بر سپاه کفر یورش ببرم و حسین گونه در خط سرخ شهادت قرار گیرم و خون خود را برای تداوم این خط خونین به یاری نهال انقلاب اسلامی و امر ولایت فقیه یاری سازم.
در پایان از مادرم خداحافظی می کنم و امیدوارم که مرا ببخشد و از تمام دوستان که از دست من ناراحتند امیدوارم که مرا ببخشند و التماس دعا دارم.
صلح بین اسلام و کفر معنا ندارد و ما بر همین اساس می جنگیم و پیروزیم. امام خمینی
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

بیوگرافی

نهم ارديبهشت 1345، در شهرستان زرند به دنيا آمد. پدرش ‌امير (فوت1352) كارمند شركت ‌توانير بود و مادرش كبري نام داشت. تا دوم ‌متوسطه در رشته ادبیات درس‌خواند، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت بيست‌و‌دوم فروردين 1362، در فكه بر اثر انفجار مين به شهادت رسيد. پيكر وي در منطقه به ‌جا ماند و پس‌از تفحص سال 1375، درگلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد. او را مجید نیز می نامیدند.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1362/01/22
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
فكه
عـملیـات :
والفجر1
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

دانش آموززرندشهیدهاوالفجر1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *