محمد زینلی یوسف آبادی

نــام :
محمد
نـام خـانوادگـی :
زینلی یوسف آبادی
نـام پـدر :
حسن
تـاریخ تـولـد :
1336
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

62/4/17
با درود و سلام بر امام زمان و نایب برحقش امام خمینی نامه ام را شروع می کنم:
خدمت همسر گرامی و فرزند عزیزم مهدیه از راهی دور با قلبی آکنده از مهر و محبت سلام می رسانم. امید است که حالتان خوب باشد و هوای گرم تابستان شما را نیازارد و شما را به هم مهربانتر کند آنچنان که از همدیگر و از آغوش هم لحظه ای را فراغ نداشته باشید. تو ای همسر شیره جانت را به او ده تا او هم شیران دیگری را تحویل جامعه دهد و تو ای همسر چنان پرورشش ده تا مادران دیگر آرزوی همچو فرزندی که نشانه یک زن نمونه اسلام باشد در سر بپرورانند. فرزندم می دانم که هر صدایی را که می شنوی یادی از بابایت می کنی درست است که عقل تو ادراک تشخیص دادن را ندارد اما ولی می دانم که نیاز به این داری که دست گرمی پدرت بر سرت بکشد و طعم شیرین نگاه پدر را که شیرین تر از هر موجودی است بر دیدگانت نظاره گر باشد، اما بابامحمد تو نیز گرفتار کار دنیاست تا شاید آخرتش را آباد کند و حالش هم بد نیست. امیدوارم که دیدارها تازه گردد اگر لطف خدا شامل شود آن وقت است که نیست و نابود است. دنیا میدان امتحان است خوشا به حال آنانکه از امتحان و آزمون خدایی قبول شوند.
خدمت پدر گرامی و مادر زیبا سلام فراوان می رسانم خدمت حسین، رخساره، مریم، لیلی و سایر می رسانم. خدمت محمد لشکری با خانواده سلام می رسانم خدمت علی سنگ جوئی با خانواده سلام می رسانم. خدمت حبیب […] با خانواده سلام می رسانم. خدمت علی […] با خانواده سلام می رسانم. خدمت پدر گرامی و مادر مهربانم سلام فراوان می رسانم. بچه ها صدیقه، احمد، طیبه را دیده بوسه می نمایم. نصرالله محمد امینی با منوره و زهرا و فاطمه سلام و دعا می رسانم. عباس رضایی با طاهره و محسن سلام می رسانم. خدمت بابابزرگها و ننه بزرگها سلام فراوان می رسانم. خدمت عموها داییها خاله ها و عمه ها همگی سلام فراوان می رسانم. هر که باشد از حال ما پرسان از قول من یکایک را سلام برسان. همگی اقوام را سلام می رسانم جریان پولی که به استادعباس درساز بدهکارم اگر در حساب هست بپردازید و همچنین 600 تومانی که بابت سنگ بدهکارم بپردازید به اصغر کریمی به علی سنگ جویی هم اگر در حساب باشد بپردازید. یادتان نرود درب حیاط و راهرو را به [..] از قول من بگویید حتما بسازد تا اینکه خانه این حالت را نداشته باشد. پول افغانیها باشد تا خودم انشاالله بیایم اگر خداوند خواست و شهید شدم و سیله ام را بفروشید و قرضها را بپردازید و مبلغ 350 ریال به گچ فروشی خیابان آذر که […] بدهکارم. راجع به منزل مسکونی دو دانگ از کل شش دانگ از همسرم و بقیه از فرزندم و ساختمانیکه در هرمزآباد می باشد هیچکس بغیر از پدرم حق دخالت ندارد و کل آن از خودش می باشد. اگر همسرم خواست عروس شود که اختیار با خودش مهریه اش که 100000 تومان پولی شده که به جای خودش مشخص و حق دارد بگیرد که همان خانه هرمزآباد را بفروشند و بدهند و اگر تا زمانی نخواست می تواند در همان خانه تا مادام العمر زندگی نماید و منتهی اگر عروس شد دو دانگ سهمیه به جای خودش اما حق نشستن در خانه را به هیچ عنوان ندارند این حرفها را به این عنوان نوشتم چون انسان است و از آینده خود هیچ اطلاع ندارد و اگر مسائل مشخص شود دیگر پشت گور انسان پدرلعنتی نیست. خود بنده دربست در اختیار خداوند متعال و هر چه صلاح خداوند در آن است همان می شود و بارها گفته ام که خود خداوند در قرآن کریم می فرماید که انسانها فکر نکنند که ما مرگ آنها را تعیین نکردیم بلکه مرگ آنها تعیین شده و زمانیکه باید فنا شوند فنا می شوند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
و راضی ندارم کسانی که به ولایت فقیه ایمان ندارند در تشییع جنازه ام بیایند و اما ای پدرم و مادرم ببخشید مرا که نتوانستم زحماتی که بر من متحمل شدید جبران نمایم خوشا به سعادتتان که چنان فرزندی را تقدیم انقلاب و اسلام نمودی این سعادت شماست قدر این سعادت را بدانید اگر در شهادتم خواستید گریه کنید اشکال ندارد چون به مدت هفده سال من تنها فرزند پسر خانه شما بودم و دیگر فرزند پسر نداشتید اما نه آن گریه ای که دشمن را شاد کند و تو ای تنها برادرم سعی کن خود را به معرف اسلامی بیشتر آشنا بنمایی وجودت در جامعه مفید باشد خدای ناکرده کسی از دستت نگران نباشد و اما ای خواهرانم شما به مانند زینب که سر حسین(ع) را به دامن گرفت آرام بر بالای جنازه ام حاضر شوید و بگویید انا لله و انا الیه راجعون.
و اما ای همسر: این تنها تو نیستی که همسر شهیدی بلکه هزاران نفر دیگر بمانند تو می باشند صبور و بردبار و مقاوم باش که ان الله یحب الصابرین خداوند صبرکنندگان را دوست دارد. فرزندم را فرزند نمونه اسلام الگوی دختران الگوی یک دختر شهید تربیت بنمای.
دخترم: درود خداوند بر تو که افتخار پدرت می باشی اما شما ای اهالی هرمز آباد وحدت را که نشانگر قدرت و قوت اسلام است حفظ نمایید اگر امروز نتوانستیم خودمان را منسجم نماییم فردا دیگر دیر است بیاییم همگی تمام هم و غممان را برای تحقق اسلام عزیز و آرمانهای جمهوری اسلامی صرف نماییم و در آخر سفارش می نمایم اگر کسی از بنده حقی دارد به پدرم مراجعه و دریافت بدارد و اگر به کسی نافهمیده ستمی روا داشتم به بزرگیش عفو نماید. زنده باد اسلام. پاینده باد قرآن. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
پردوام باد طول عمر امام عزیزمان خمینی بت شکن. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.

بیوگرافی

ششم شهريور 1336، در روستاي شاهرخ‌آباد از توابع شهرستان كرمان به دنيا آمد. پدرش حسن، كشاورز، بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پايان مقطع متوسطه درس خواند و ديپلم‌تجربي گرفت. سال 1361، ازدواج كرد و صاحب يك دختر شد. به‌عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. هشتم مرداد 1362، در دهلران توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد. پيكر وي مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص سال 1372، در گلزار شهداي روستای هرمزدآباد تابعه شهرستان رفسنجان به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1362/05/08
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
دهلران
عـملیـات :
والفجر3
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

رفسنجانشهیدهاوالفجر3

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *