نعمت الله شفيعي مجاز

نــام :
نعمت الله
نـام خـانوادگـی :
شفيعي مجاز
نـام پـدر :
رمضان
تـاریخ تـولـد :
1337
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم 

باسلام‌ و درود بر رهبر كبير انقلاب‌ خمينى‌ بت‌شكن‌ و سلام بر شهيدان از صدر اسلام تا كنون و سلام بر رزمندگان اسلام .
يا ولى المومنين يا غايه الامال العارفين يا غياث المستغيثين يا حبيب قلوب الصادقين ،يا اله العالمين .
اى صاحب اختيار مومنان ،اى نهايت ارزوهاى عارفان ،اى فرياد رس فرياد خواهان ،اى محبوب دلهاى راست گويان ،اى خداى جهانيان :گواه باش در اين دنيا به ظاهر در تنهايى مى زيستم ولى ترا بهترين دوستها ،آمالها عشقها يافتم پس مرا بسوى خودت فرا خوان اين وصيت را در حالى مى نويسم كه هدفم وراهم را انتخاب كرده ام راهى كه انتخاب كردم همان راه انبياء وراهى است كه رهبرمان ومولايمان امام حسين عليه السلام انتخاب كرد راهى است خونبار كه معلم عشق وايثار به ما ياد داد .
و آن راه شهادت فى سبيل الله مى باشد اى خوشا به حال آنهايى كه رفتند وبه نداى هل من ناصر ينصرنى حسين زمان خمينى بت شكن پاسخ دادند .
شهيدان رفتند و راهشان و كردارشان را براى ما گذاشته و من هم خونم به خروش آمده است و شهادت را مايه افتخار مى دانم و بنده در زندگى نتوانستم خدمتى براى اسلام بكنم‌ و به اين سوال رسيدم كه شايد با نثاركردن خون خود درخت اسلام را آبيارى كنم و خدمتى به اسلام كنم  واما شما اى پدر ومادر عزيزم كه چقدر زحمتها براى من كشيديد ولى بنده هرگز نتوانستم جبران محبتها وزحمتهاى شما را واصل كنم .اميدوارم كه فرزند خود را ببخشيد واز شهادت من هرگز ناراحت نشويد .مبادا به خود اندوهى راه دهيد .شما از امام حسين و زينب درس بگيريد و بياد صحراى كر بلا بيايد و از مر گ من هيچ بيم و هراسى به  خو درا ندهيد و هر گز لباس سياه و ذلت بر تن نكنيد كه منا فقين از اين لباس سو استفاده مى كنندبه جاى پوشيدن لباس مشكى خانه ام را چراغان كنيد و عكسهاى مرا در خانه نصب كنيد و مرا در بهشت معناصرى دفن كنيد سعى كنيد هميشه نماز شب را بخوانيد و در نماز جمعه و جماعت شركت كنيد و بعد از اتمام نماز دعاى هميشگى را از ياد نبريد خدا يا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار از عمر ما بكاه و برعمر رهبر بيفزا.
مى خواهم شهيد شوم تا خونم به على ( ع) وحسين (ع) گواهى دهد كه رهرو راهشان بوده ام
اى بهترين دوستان ويارها وعاشقها مرا در ياب .من جوانى گنهكار غافل هستم خدايا من خواهان شهادتم نه به اين معنى كه از زندگى‌خسته شده ام ويا خواسته باشم كه از اين دنيا فرار كنم بلكه مى خواهم گناهانى كه انجام داده ام بوسيله رنج كشيدن در راه تو و ريختن خونم به خاطر تو پاك گردد مى خواهم شهيد شوم تا اگر زنده ام موجب رشد ديگران شد خونم بتواند اين موضوع را جبران كند .خدايا شاهد باش به عشق تو در مسيرت حركت كردم و اينك فقط پيوستن به تو راانتظار دارم.

برادرانم: روى مسايل اسلام تكيه كنيد هميشه در فكر رشد ديگران و خود باشيد وبايد سعى كنيم به يادخدا باشيم و رابطه خود را با او نزديك كنيم و مبادا دوستيهاى اين دنيا باعث غفلتمان شود. پدر و مادر مرا ببخشيد از اينكه مزاحم شما شدم برادران و خواهرانم اميدوارم برادرتان را بخشيده باشيد شما را بخداى بزرگ مى سپارم
خدا حا فظ‌ شما. شما را به خداى بزرگ مى سپارم.
خداحافظ. نعمت الله شفيعى
اين وصيت را زمانى نوشتم بچه ها رفته بودند دعاى توسل من در كنار چادر نشسته بودم اين وصيت ناقابل را نوشتم .اميد است به اين وصيت نامه عمل كنيد.
دعاى به جان رهبر از يادتان نرود
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار
از عمر ما بكاه و برعمر رهبر افزا
نعمت الله شفيعى. 62/1/14

بیوگرافی

يكم‌ مهر 1337، در ‌شهرستان جيرفت‌ متولد شد. پدرش رمضان و مادرش حكيمه نام داشت. تا سال چهارم متوسطه درس خواند، به عنوان ‌بسيجي با سمت فرمانده ‌گروهان در جبهه ‌حضور يافت. بيست‌و‌دوم فروردين 1362، با سمت فرمانده گروهان در شرهاني توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت‌ گلوله تركش به شهادت رسيد. پيكر وي بر اثر ماندن در منطقه متلاشي شد و پس‌ از تفحص ‌سال ‌1378، در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1362/01/22
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شرهاني
عـملیـات :
والفجر1
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بسیجیجیرفتدانش آموزشهیدهاوالفجر1

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *