جان احمد بیدشکی

نــام :
جان احمد
نـام خـانوادگـی :
بیدشکی
نـام پـدر :
غلامرضا
تـاریخ تـولـد :
1345
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
الهی و ربی من لی غیرک خدایا به جز تو من کس دیگری ندارم.
با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلام ایران حضرت امام خمینی دام ظله عالی سلام بر شهدای گلگون کفن عملیات بدر تا شهدای عملیات پیروزمند میمک سلام بر خانواده های معظم شهدا، معلولین، مفقودین.
های خانواده های شهدا جای بچه هایتان خالی آنان الان کنار سفره زهرا(س) مهمانند. آن عزیزانی که سالهای گذشته با ما بودند آن عزیزانی که ماه گذشته با ما تو سنگرا یا حسین(ع) می گفتند الان بعضی از آنها سینه به سینه خاک گذاشتند. روحشان شاد و راهشان پررهرو باد.
اتامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر شما افراد با ایمان باید برای پاسداری از آزادی و سعادت خود امر به معروف و نهی از منکر کنید.
خداوند از مومنان جانها و اموالشان را خریداری می کند که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد آنها در راه خدا پیکار می کنند. می کشند کشته می شوند این وعده حقی است بر او که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهد خود وفا دارند است اکنون بشارت باد به شما به داد و ستدی که با خدا کرده اید و این پیروزی بزرگی(برای شما) است. آنها (مومنان اینگونه هستند). توبه کنندگان و عابدان و سپاس گویان و سیاحت کنندگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان و آمران بمعروف و نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود (و مرزهای) الهی و بشارت بده مومنان را. پروردگارا. بروان مقدس محمد و آل محمد رحمت توست و مرزهای اسلام را از جمله دشمنان در پناه خود مصون و محفوظ بدار و مرزبانان ما را در ابقای وظایفی که بعهده دارند حمایت کن و عطایا و مواهب خود را درباره آنان تکمیل فرمای. بروان مقدس محمد و آل محمد رحمت فرست و بر شما سربازان ما که از مرزهای ما پاس می دارند بیفزای و حربه آنانرا بر ضد دشمن کارگر کن و سنگرشان را از آسیب شکست در امان گیر و جمعیتشان را بهنگام دفاع از پریشانی ایمن ساز و به تدبیر خویش صفوفشان را بهم بپیوند و رشته وحدت و وصلشان از هم مگسل و هدفشان را همواره یکتا گردان و در سایه صبر وصولت پیروزشان فرما و حیله های نظامیشان را همیشه با پیروزی مقرون دار(الهی آمین یا رب العالمین) خدایا با تو پیمان بسته بودم که تا پایان راه بروم و بر پیمان خویش همچنان استوار ماندیم. خدایا های و هوی بهشت را می بینم چه غوغایی. حسین به پیشواز یارانش آمده چه صحنه ای فرشتگان ندا دهند که همفرمان ابراهیم، همراهان موسی، همدستان عیسی، همکشان محمد(ص)، همسنگران علی(ع)، همفکران حسین(ع)، همگامان خمینی از سنگر کربلا آمده اند چه شکوهی. خدایا به محمد(ص) بگو که پیروانش حماسه آفریدند به علی(ع) بگو که شیعیانش قیامت بپا کردند و به حسین(ع) بگو خونش در رگها همچنان می جوشد. بگو از آن خونها سروها روئید. ظالمان […] بریدند باز هم سروها روئیدند. و میدانی که چه می کشیم و کشته شویم. پنداری چون شمع ذوب می شویم ما از مردن نمی هراسیم اما میترسم که از ما ایمان را سر ببرند و اگر سوزیم هم که روشنایی می رود و جای خود را دوباره به شب می سپارد. پس چه باید کرد از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم و از دیگر سو باید شهید شویم تا آینده بماند. هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا شهید شویم. عجب دردی چه میشد امروز شهید می شدیم و فردا زنده می شدیم تا دوباره شهید شویم. ای خدای منان من با رهبرم، امام خود میثاق بسته ام به او وفادارم زیرا که او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندین بار مرا بکشند و مرا بسوزانند و خاکستر بدنم را به هوا بریزند به دریا بریزند اگر زنده شوم دست از او نخواهم کشید و عزیزان من برادران محترم مسلمان و خواهران محترمه مسلمان راه سعادت بخش حسین(ع) را ادامه دهید و خواهرانم زینب وار زندگی کنید. خدایا بارالها معبودا معشوق مولایم من ضعیف و ناتوان دوست دارم چشمهایم را دشمن در اوج دردش از حلقه در مریوان در آورد و دستهایم را در سردشت قطع کند پاهایم را در خونین شهر از بدن جدا سازد و قلبم را در سنندج آماج رگبارهایش کند و سرم را در شلمچه از تن جدا نماید تا در کمال فشار و آزار دشمنان مکتبم ببینند که اگر چشمهایم دست ها پاها و قلب و سینه و سرم را از تن گرفته اند اما یک چیز را نتوانسته اند بگیرند و آن ایمان و هدفم است که عشق به الله و معشوقم و به مطلق جهان هستی و عشق به شهادت و عشق به امام و اسلام است و ای ایزد منان و بخشنده و ای مهربان. ای ستارالعیوب و ای کاشف الکروب. جندالله را که با سوگند به ثارالله در لشکر روح الله برای شکست عدوالله و استقرار حزب الله زمینه ساز حکومت جهان بقیه الله است حمایت کن. و ای خداوند یکتا و یگانه ای رحمن و ای رحیم دل از همه چیز شسته ام و […] دامن تو را گرفته ام و از تو می خواهم که مرا از مجاهدان درگاهت قبول بفرمایی و آن را برای تو خدمت می کنم از بنده حقیرت قبول بفرمایی و ای بخشاینده اگر ما را با ضرب گلوله های سوزان و پاره کننده و جان گیرنده مرا بکشند و خون ناقابل سرخم را بر زمینهای داغ و بیابان خوزستان جنوب ایران مرزهای شمالی یخبندانهای گیلانغرب بریزند در هر قطره خون من نام مقدس زهیر عزیزم را خواهید دید. ای خوشا با فرق خونین در لقای یار رفتن/ سر جدا پیکر جدا در محفل دیدار رفتن.
قسم به ناله مجروحین و معلولین و مریض ها در روی تختهای بیمارستانها قسم به خوزستان و گرمای سوزانش و شهدای مفقودش و ساختمانهای ویرانه اش. قسم به ناله پاسداران، بسیجیها، ارتشی ها، در داخل سنگرها و در گرمای سوزان و سرمای یخبندان. قسم به جان مهدی زهرا و نایب برحقش امام امت و فرمان منقلب کننده و معجزه آفرینش. قسم به اراده آهنینش و ایمان و عرفانش. قسم به گلوله های سوزان و مرگ آور و میدانهای مین و کانالهای پر از آب در جبهه ها قسم به انقلاب قسم به رسالت قسم به خدا که تا آخرین قطره خون خود علیه دشمنان می جنگم و از انقلاب مقدس اسلامی ایران و استقلال این آب و خاک پاسداری می کنم و تا استقرار حکومت حق علیه باطل و عدل در سرتاسر عالم و نابودی کامل طاغوتها و شیطانها دست از مبارزه بر نمیدارم و ای خدای بزرگ. ای بسیار بخشنده و آمرزنده دست از جهان شسته ام و برای ملاقات تو به کربلای خوزستان می آیم از تو می خواهم که مرا با اصحاب حسین(ع) محشور کنی. آرزو دارم که به خاکهای داغ خوزستان و یخبندانهای غرب در خون خود بغلطم و به یاد عاشورای حسین(ع) خود را در قدم مقدمش بیفکنم و این عقده چند ساله را که به دلم فشار می آورد و همیشه با تو می گویم(یا لیتنی کنت معک) را برآورده کنم. ای حسین در کربلا تو یکایک شهدا را در آغوش می گرفتی و دست نوازش بر سر مبارکشان می کشیدی و می بوسیدی آنها را وداع می کرد آیا ممکن است حسین جان هنگامیکه من نیز در گرمای سوزان خوزستان یا سرمای یخبندان غرب به خاک و خون می غلطم تو دست مهربان خود را در قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به تو و خدای تو سیراب کنی. حسین جان از این دنیای دون میگریزم از اختلافات از تظاهرات از خودنماییها و غرورها و خودخطی ها و تهمت ها دوری می کنم. احساس می کنم این جهان جای من نیست آنچه دیگران را خوشحال می کند مرا سودی نمی رساند ای حسین جان دردمندم. و شکسته ام و احساس می کنم که جز تو و راه تو دارویی دیگر تسکین‌بخش قلب سوزانم نیست من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم از مرگ نمی هراسم. تنها تنها به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته ام ولی نمی توانم بپذیرم که ارزشهای الهی و حتی قدرت انقلاب بازیچه سیاستمندان و تجار ماده پرست شده است دلم گرفته و روحم پژمرده در میان طوفان حوادث که همچون پر کاهی ما را به این طرف و آن طرف می کشاند مایوس و دردمندم. دلشکسته ام فقط بر حسب وظیفه ام به مبارزه خود ادامه می دهم و دست از مبارزه بر نمیدارم و تا آخرین قطره خون سرخم با مزدوران خواهم جنگید و گاهگاهی آنقدر زیر فشار روحم کوفته می شوم که برای فرار از درد و غم دست به دامن شهادت میزنم تا از میان این گرداب وحشتناک که همه را و انقلاب را فرا گرفته است لااقل گلیم انسانی خودم را از این گرداب وحشتناک بیرون کشم و این عالم دون و این مدعیان دروغین را ترک و پاداش پاک و کفنی خونین به لقا پروردگار نائل آیم مادر لباسی را که من بر تن کرده ام و حدود چند ماهی از پوشیدن آن می گذرد لباس زندگی من […] از هر لباسی که بخواهم بگویم برای من بهتر است حتی مادر از لباس دامادی و امیدوارم که با همین لباس هم داماد می شوم و با خون خود دست و پایم را مانند دیگر دامادان حاضر در جبهه حق علیه باطل حنابندان کنم چه چیزی در زندگی برای انسان باارزش تر از شهادت است. مادر عزیزم فرزندت در آغوشت که به سوی لوله های مسلسل شتافت و شهید شد که با چنین شوق و ایمانی روانه مسلخ عشق در جبهه گشت روشنگر شهادت در مکتب اسلامی و جمهوری اسلامی است ایمان و شهادت تنها سلاحی هستند که دشمن را یاری مقابله با آن نیست. ملت ما با چنین سلاحی ید استکبار طاغوت پیروز شد. مادرم و پدرم و برادرانم و خواهرانم من امانتی بودم پیش شما. الان موقع آزمایش فرا رسیده در چنین موقعی خداوند شما را در بوته امتحان قرار می دهد و من را به سوی یاران سالار شهیدان حسین بن علی(ع) شتابان می خواند و ممکن است شهادت در راه خودش را در جبهه حق علیه باطل در جبهه نور علیه ظلمت نصیب عزیز در آغوشتان بکند. هیچگونه ناراحتی به خود راه ندهید چون دشمنان اسلام شاد می شوند و نگذارید کسانی که مخالف رهبری امام هستند در تشییع جنازه من شرکت کنند چون آن افراد ریاکارند منافق هستند زود چهره خود را عوض می کنند من از روی آگاهی و با دلایل ثابت و مثبت به جبهه روانه شده ام. چون خون سالار شهیدان در رگهای من و دیگر رزمندگان می جوشد و ما را به حرکت در می آورد. عزیزان شما تنها ماموریت دارید با آن کسانی که مخالف رهبری امام هستند مبارزه کنید و به آنها مهلت ندهید که خدای ناکرده به علیه انقلاب مقدس اسلامی شایعه و یا کاری دیگری کنند و اگر نتوانستند سلاح مرا از زمین بردارید و بر علیه دشمن بجنگید اگر با خلوص و نیت خالص جنگیدید درجه شهادت(شهید) را […]. خواهران مسلمان و برادران مسلمان […] برای من زحمت بسیار کشید که دستم قادر به نوشتن آنها نیست. خواهران مسلمان توصیه ام این است شما با حجاب فاطمه گونه‌تان و زینب گونه‌تان مشت محکمی به دهان مزدوران داخلی می زنید و بخدا قسم حجاب شما از خون سرخ من رنگین تر است که همین حجاب است عفت و سعادت نیک را می آورد چون فاطمه(س) زندگی کنید کارتان برای رضای خدا باشد غیر رضای خدا برای کسی دیگر نباشد بر من گریه نکنید. چون من سرباز حسین(ع) هستم. در کربلا کسی نبود بر حسین(ع) گریه کند بر قبر من زیاد گل نریزید ای مردم مرا غسل ندهید چون من رهرو راه حسین(ع) هستم در کربلا کسی نبود بر قبر حسین(ع) گل بریزد بر او گره کند و او را غسل دهد ما در زیارت عاشورا با حسین(ع) گفتیم: انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه و به آن هم الان عمل می کنیم و در هر گوشه ای از این آب و خاک رزمندگان کربلایی درست کرده اند حسین جان بیاد آن جمله زیبا که در کربلا فرمودی در آن لحظه ای که دشمن کینه توز تو را دور زده بود و تو یارانت را غرق در خون دیدی گفتی هل من ناصر ینصرنی الان رزمندگان عزیز و مجاهدان اسلام راستین به ندای هل من ناصر ینصرنی تو لبیک گفته و بسوی جبهه های نور علیه ظلمت آمده اند و هر روز به یاد عاشورای تو عزاداری می کنند و شبها در دعاهای کمیل و توسل و زیارت عاشورا و دعای ندبه و دیگر دعاها و مناجات خود از خدا می خواهند که هر چه زودتر راه کربلا را به روی آنها باز کنند تا بیایند از نزدیک قبر شش گوشه تو را در آغوش بگیرند و درد دلهای خود را با تو بگویند و ای حسین(ع) ای سالار شهیدان ای فرزند زهرا. ای بهترین شهادت طلب از خدا بخواهید که هر چه زودتر رزمندگان نمونه را بر کفر جهانی به صدام و لشکرش پیروز گرداند. حسین جان بخدا قسم اگر ما […] رزمندگان در آن زمان بودیم هرگز تو را تنها نمیگذاشتیم. عزیزان من از خدا بخواهید که این راه که جهاد در راه خودش است انتخاب کرده ام از من قبول بفرما و از خدا بخواهید که جنگ به نفع اسلام تمام شود. موقعی که خداوند شهادت را نصیب من کرد هرگز به من گریه نکنید که دشمنان امام و اسلام شاد می شوند. درود پیوسته کل انسانیت به روان پاک آنان که با خون خود رسالت شهادت و نقش موثر آن را در تکامل نهضت انبیا و تشیع تجسم داده و به دنیا ثابت نمودند که ملتی پرخاشگر و انقلابی مومن و صادق خود توانست بر یکی از عظیم ترین ارتشهای مجهز جهان پیروز گردد ما شهیدان راه خدا مکتب و خون خود را که در تاریخ نهضتهای تشیعی و انقلابهای توحیدی تنها در بعد ادبی و مذهبی از آن یاد می شود به تبلور علنی رساندیم و با قطرات خون خویش به تارک تاریخ حماسه جهاد و یکانگی اسلام تشیع راستین را رقم زدیم اکنون ما با یک دنیا افتخار عظمت سر به نیزه تراب نهاده و در قلوب آزادیخواهان ماوا گرفته ایم و به لشکریان صدام ابلاغ می کنیم  که دست از آتش بازی بر دارند در غیر این صورت با شدت با آنها رفتار خواهد شد چون ما از شهادت نمی ترسیم چون پیروزی فرد فرد ما در شهادت است و این راه را حسین را تا آخرین قطره خون خود ادامه داده و تا پیروزی کامل مسلمین جهان بر استکبار شرق و غرب از پا نخواهیم نشست. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته و علی من اتبع الهدی/ 63/11/26

بیوگرافی

دوم ارديبهشت 1345، در روستاي هيشين از توابع شهرستان جيرفت متولد شد. پدرش غلامرضا و مادرش ‌صنوبر نام داشت. تا دوم ‌متوسطه درس خواند. پاسدار بود. بيست و سوم اسفند 1363،  با سمت فرمانده گروهان در شرق دجله به شهادت رسيد. پيكر وي مدتها در منطقه بر جا ماند و پس از تفحص در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1363/12/23
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شرق دجله
عـملیـات :
بدر
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

شهیدهاکرمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *