حجت الله آقاملایی

نــام :
حجت الله
نـام خـانوادگـی :
آقاملایی
نـام پـدر :
غلام علی
تـاریخ تـولـد :
1349
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود بیکران [به] محضر مقدس امام زمان و نایب برحقش حضرت امام و با سلام و درود بیکران به ارواح طیبۀ شهدای اسلام شهدای جنگ. شهدا که با رفتن خود بار مسئولیتشان را به دوشمان گذاشتند و با ریختن خونشان درخت خونبار اسلام را آبیاری کردند و با سلام به شما خانواده مهربانم و با سلام بر شما همسر مهربانم.

خدایا! تو شاهد باش که این زبان چگونه می تواند گویای این مطلب باشدکه دربارۀ خانواده و همسر باوفا و مهربان سخن بگوید. پدر مهربانم ابتدا از شما می خواهم که حلالم نمایید و در شهادت من گریه و زاری نکنید البته نمی خواهم بگویم گریه نکنید چون گریه کردن برای شهید ثواب دارد ولی در انظار مردم گریه نکنید که دشمنان ما شاد نشوند. پدر جان افتخار کن که دو فرزند خود را قربانی کرده ای و برای آنها قرآن بخوانید. هر انسانی رفتنی است چه بسا راه خدا رفته باشند که بیشتر شاد باشید و برای امام و رزمندگان دعا کنید. مادر جان این کنیۀ من ای کسی که بعد از خداوند باید به پایت بوسه زد که اگر شرک نبود این کار را می کردم تنها مادران، ما را هر لحظه یاد خدا و به یاد فاطمۀ زهرا (س) می اندازند مادرم، جان زهرا قسمت میدهم که در شهادت من در انظار مردم گریه و زاری نکنید که دشمنان ما شاد شوند. گریه کنید، ناله کنید اما نه در انظار مردم. مادر جان حلالم کن شیرتان را و وجود جوانیتان را حلالم کن و نگران نباشید که دو فرزند خود را در راه خدا داده اید این بزرگترین افتخار شما می‌باشد باز هم می گویم پدر و مادر مهربانم مرا حلال کنید ممکن است در کودکی نافرمانی شما را کرده باشم از شما امید عفو دارم مرا ببخشید حلالم نمایید از بی‌بی هم حلالیت بطلبید از طرف من بگویید مرا ببخشد. و اما شما همسر مهربانم ای کسی که تنها یادگار من هستید شما را به صبر و تقوی سفارش می کنم شما را به یگانگی خداوند قسم می دهم که تقوی پیشه کنید. همسر مهربانم از شما می خواهم که مرا حلال نمایید از شما طلب عفو می‌نمایم نتوانستم بیشتر از این در خدمت شما باشم چون اسلام مهمتر بود لذا از شما معذرت می خواهم وانشاءالله مرا حلال نمایید. همسر باوفایم بعد از شهادتم گریه در انظار نکنید با صدای بلند گریه نکنید و دشمن صدای شما را نشنود بعد از شهادتم قرآن را فراموش نکنید دربارۀ وضع خودتان بعد از مراسم چهلم هرکاری که دلتان خواست بکنید یا اینکه بعد از تولد فرزندمان ا نشاءالله. همسرم فرزند من تنها یادگار من نزد شماست شما نباید ناراحتی بکنید که در روحیه فرزند من اثر داشته باشد. فرزندم را به راه قرآن تربیت کنید و به او نماز و قرآن را بیاموزید به او نگوییدکه پدرت به مسافرت رفته است به او بگویید پدرت مردی شجاع و قهرمان بودکه در راه خدایش جنگید و مردانه ایستاد و به شهادت رسید به او بگویید تو باید راه پدرت را ادامه بدهی. اگر پسر است حسین و در راه پدر باشد و اگر دختر است زینب نامش را بگذارید و بگویید به راه پدر ادامه دهد. امیدوارم که مرا حلال نمایید شما می توانید حقوق مرا جهت مهریه خود بردارید یعنی نصفش را جهت مهریه و نصف دیگرش را جهت خرج بچّه. درضمن همسر عزیزم بعد از تولد فرزندمان اگر دلتان خواست می توانید ازدواج کنید و هیچکس حق ندارد جلوی شما را بگیرد و از شما عاجزانه میخواهم که مرا مورد عفو قرار دهید. اگر احیاناً با تندی با شما برخورد کردم مرا عفو نمایید از شما می خواهم با مادرم و فرزندم خوب باشید اگر خدای ناکرده با هم اختلافی داشتید زبانم لال بدانیدکه روح من در عذاب است همسر باوفایم شبهای جمعه بر سرمزارم بیایید. برای من خرج نکنید و اگر هم خرج کردید به یاد شهدای کربلا و به یاد شهدای مفقود خرج کنید. در مجالس من افرادی شرکت کنند که پاک باشند کسانی که من آنها را تایید نمی‌کردم شرکت نکنند.

[وصیت نامه‌ای دیگر]

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنۀ یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا. “خداوند جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده آنها در راه خدا جهاد می کنند که دشمنان دین را به قتل برسانند و یا خود کشته شوند این وعدۀ قطعی خداوند است”

با سلام بر یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود و نایب برحقش امام خمینی و با سلام و درود بر راهیان کربلا این یاران صدیق امام زمان. رزمندگان دلاور اسلام و با سلام درود برشهیدان عشق و آزادی اینان که با خون خود درخت خونبار اسلامی ایران را آبیاری کردند. و با سلام و درود بیکران بر شما عزیزانی که این وصیتنامه را مطالعه می کنید و با سلام بر پدر و مادر مهربانم. خدا را شکر می گویم که لیاقت بزرگ، جنگیدن در راه دین خود را به من و سایر عاشقان اسلام عنایت کردید سپاس خداوند را که به ما قدرت جنگیدن و مبارزه عنایت کرد خدایا! تو را شکر می گویم که به من طریق انسانیت و اسلام را [به من] نشان دادی مرا راهنمایی کردی و از تو می خواهم که مرا لیاقت بزرگ، شهادت نصیبم کنی تا در روز قیامت با امام حسین علیه السلام باشم و از تو می خواهم که از گناهان من بندۀ حقیر درگذری و مرا در زمرۀ عاشقانت قرار دهی. خدا را شکر می‌کنم که به واسطۀ این نعمت بزرگ، جنگ راه پر افتخار شهادت را در پیش پای رزمندگانی گذاشت که عاشق او هستند. و اینک تو ای پدر و مادر مهربانم و شما ای برادران قهرمانم و شما ای خواهران زینب وارم در شهادت من از خود نگرانی نشان ندهید و افتخار کنید که من در راه خدا کشته شدم اما به راه های خطا نرفتم و خود را برای تحمل رنجها و مصیبتها و ناکامیها و نارواییها آماده سازید و بدانید که قادر یکتا پشتیبان شماست و تنها اوست که شما را از شر دشمنان نجات می بخشد و عاقبت به خیر می گرداند و دشمنان شما را به انواع عذابها و شکستها دچار می گرداند. این مصیبتها و سختیها زودگذر و تمام شدنی است ولی به پاداش این همه جانفشانی ها و فداکاری ها به نعمتهای ابدی و بی پایان خداوندی خواهید رسید و بر سریر کرامت و بزرگواری تکیه خواهید زد اگر می خواهید در مقام عظمت شما خللی وارد نشود هیچگاه زبان به شکایت نکشانید و آنچه را که در قدر و منزلت الهی شما می کاهد بر زبان نیاورید و از شما می خواهم که اگر شهید شدم ناراحتی از خود در شهادت من نشان ندهید و بدانیدکه آنقدر به جبهه میروم تا شهید شوم.

هان ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان مبادا در غفلت بمیریدکه علی(ع)  در محراب عبادت به شهادت رسید و علی اکبر حسین(ع)  در راه حسین(ع)  و با هدف شهید شد.

ای مادران مبادا از رفتن فرزندتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا در پیشگاه زینب(س) نمی توانید جواب دهیدکه تحمل 72 شهید نمود همه مثل خاندان وهب فرزندتان را به جبهه بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود سری که در راه خدا دادم پس نمی گیرم.

برادران استغفار را از یاد مبریدکه بهترین درمانها برای تسکین درد ماست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما تفرقه ایجاد نکنند و شما را از روحانیت […] سوگند ثابت قدم بایستید و از خود ناراحتی نشان ندهیم و از برادر بزرگوارم رحمت الله و قاسم می‌خواهم که اگر نتوانسته ام وظیفه برادری را در پیش شما به جا آورم مرا حلال نمایید و برایم قرآن بخوانید و از برادر عزیزم رحمت الله می خواهم که از تقصیرات من درگذرد و مرا حلال نماید و برایم قرآن بخوانید باشدکه خداوند به شما اجر دهد. خواهرانم این زینب‌های کربلای ایران شما را به حسین(ع) و زینب حسین(ع)  قسمتان میدهم ثابت قدم بایستید و در قبال شهیدان با حجاب خود دهان یاوه گویان را خورد کنید و به آنها ثابت کنید که ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند. خواهرانم در شهادت من از خود ناراحتی نشان ندهید و مرا حلال نمایید و فرزندان خود را در راه اسلام پرورش دهید و در راه اسلام تربیت کنید. اجرتان با خدا.

بیوگرافی

یکم ارديبهشت 1349، در روستاي ننيز از توابع شهرستان رابر ديده به جهان گشود. پدرش غلامعلي و مادرش زليخا نام داشت. دانش آموز چهارم متوسطه در رشته تجربي بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. چهارم ارديبهشت 1366 ، در بانه توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت تركش به سر و پا، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1366/02/04
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
نامشخص
عـملیـات :
بانه
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بافتشهیدها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *