حمید ایازی گوکی

نــام :
حمید
نـام خـانوادگـی :
ایازی گوکی
نـام پـدر :
نمکعلی
تـاریخ تـولـد :
1342
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم رب شهدا و الصدیقین
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
با سلام و درود بر امام امت رهبر مستضعفین جهان رهبر دردمندان و مصیبت زدگان.
بارالها مرگ و شهادت مرا در راه خودت قرار بده افسوس که یک جان بیشتر نداشتم که در راه امام زمان(عج) که […] اسلام و راه برپا شدن عدالت است هدیه نمایم. خدایا هر چه از تو خواستم در زندگی به من عطا فرمودی حتی شهادت در راه خودت را از من دریغ نکردی من چطور بتوانم از عهده شکر تو برایم.
مادرجان عزیزم می دانم که محبت من در دل تو بسیار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برایت سنگین است ولی در راه الله و به ثمر رسیدن حکومت اسلامی بسی ناچیز است و از درگاه خداوند شما باید تشکر کنید این نعمت را بر شما ارزانی داشته است و شما را از این ثواب برخوردار گردانده است.
مادر عزیزم تو را به حضرت باریتعالی سوگند می دهم که مرا فراموش کن و مبادا خدای نکرده گریه کنی. مادر عزیزم اگرچه بگویم مادر فراموشم کن ولی می دانم که این عمل برای شما امکان پذیر نمی باشد. مادرجان من امانتی بودم که خداوند به دست شما داده و این امانت را هم یک روز از شما می گیرد. مادرجان عمر دنیا کوتاه است بالاخره ادمی یک روز به دنیا می اید و یک روز هم از این دنیا می رود پس چه بهتر که مرگ من با شهادت در راه الله باشد. مادر عزیزم از زحمتی که در مدت 21 سال برایم کشیدی با کمال تاسف از شما تشکر می کنم و از خدای بزرگ می خواهم که اجر و منزلت در بهشت به شما عنایت فرماید.
از برادران و خواهران عزیز انتظار دارم که من شهید شدم مبادا گریه و زاری بکنید که روح مرا در عذاب بگذارید. مادرجان برای من زحمت بسیار کشیدی چون من از 9 سالگی پدر نداشتم و شما مرا بزرگ و تربیت کردید برای اسلام و قران خدمت کنم و شما به وظیفه خود عمل کردید. مادرجان هر موقع به یاد من افتادی و خواستی گریه کنی یا اینکه بر سر قبر فرزندت بروی آن لحظه به فکر کربلای حسینی باشی و برای زینب اشک جاری کنی که چگونه بر سر قبر برادر غرق به خون خود حسین(ع) رفت. از برادرانم می خواهم که امام را تنها نگذارند و همچنین در نماز جماعت شرکت کنند و گوش به فرمان و پیام امام  باشند. از ملت شهیدپرور ایران می خواهم که شعار خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بیفکن بر عمر او بیفزا را فراموش نکنید چون چشم امید تمام مسلمانان است. به حرفهای امام عزیزمان گوش فرا دهید که هر کلامش هزار معنی دارد رهبری که می گوید اگر به من خدمتگزار بگویید بهتر از این است که رهبر بگویید پس در این صورت ما باید زانو به پیشگاه پروردگار بزنیم و دعا کنیم و پیش حداوند اشک بریزیم که امام عزیزمان را از ما نگیرد که چشم امید تمام مسلمانان و مستضعفین است. ما که امروز می دانیم آمریکا نوکر خود، صدام را آلت دست قرار داده و لشکریان مزدور بعثی را با کمک دیگر مزدوران روانه خاک شهیدپرور ایران کرده است. والسلام. در پایان این سرود را می نویسم تا بخوانید:گ
آمدم تا نهضت عدل شریف برپا کنم / بهترین برنامه ام را کربلا اجرا کنم
آمدم تا در ره دینداری نسل جوان / خون خویشتن را بطور رایگان اهدا کنم
آمدم کز خون خود بحری بسازم موج خیز / خویشتن را کشتی دامان این دریا کنم
کاخ استبداد ظالم چونکه از بن برکنم /  تشنه لب جان می دهم تا کاخ دین برپا کنم.
خداوندا شربت شهادت را بر لب من بچشان و در لحظه شهادت تنهایم مگذار.
مرگ بر آمریکا و شوروی و وابستگان داخلی و خارجی آنها.

بیوگرافی

چهارم‌ آذر 1342، در روستاي‌ گلباف از توابع شهرستان كرمان زاده شد. پدرش ‌‌نمكعلي(فوت1324) و مادرش مريم نام داشت. تا پايان مقطع راهنمايي درس خواند. پاسدار بود، بيست‌و‌ششم اسفند 1363، در شرق ‌دجله بر اثر اصابت‌ تركش به شهادت رسيد. پيكر وي ‌در گلزار شهداي‌ كرمان به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1363/12/26
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شرق دجله
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

شهیدها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *