علی حسینی اختیار آبادی

نــام :
علی
نـام خـانوادگـی :
حسینی اختیار آبادی
نـام پـدر :
محمد
تـاریخ تـولـد :
1339
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه
بیوگرافی

یکم مهر 1339، در شهر اختيارآباد از توابع شهرستان كرما ن به دنيا آمد.. پدرش محمد، كشاورز بود و مادرش طاهره نام داشت. تا سوم متوسطه در رشته انساني درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. يازدهم فروردين 1363 ، در جزيره مجنون عراق بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. پیکر وي در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد.

وی در خا نواده ای مذ هبی و فقیر به تحصیلات دو ره ابتدا ئی پرداخت پس از تمام کر د ن تحصیلات ابتدا ئی وارد دوره متوسطه شد بد و ن آنکه هیچ وقفه ای داشته با شد دورا ن متوسطه را به پایان رساند و وارد د و را ن د بیرستان شد و ی رشته خدمات را بر گزید دراین رشته شر و ع به تحصیل کر د شهید د یپلم خد مات بازرگا نی را گرفت مد ت دوماه دربا نک حسا بداری آموزش د ید پس ازفارغ التحصیل شدن به خد مت سربازی اعزام شد اودرزاهدان خد مت میکرد اخلا ق شهید خیلی مذ هبی و انقلابی بو د و باتمام کو شش میخوا ست مو جب دلخو شی والدین و خواهرا ن و برادرا ن خودبا شد پس از چند ماه خدمت لشکرزاهدان به جبهه اعزام شد و در همان مو قع عملیات فتح المبین در پیش بو د وی در عملیات فتح المبین شرکت کرد شهید در عملیات خود را ننده جیپ 106بود در همه نامه های خو د می نو شت دعا کنید برای رزمندگان و برای امام د عا کنید . اسلام پیر و ز است بعداز چهار ماه نبر د در جبهه به مرخصی آمد و قتی که آمد مادرش فو ت کرده بو د و عزادار شد شهید از امداد های غیبی میگفت :از کمکهای امام زمان (عج) میگفت و بعد از چند ین روز مرخصی به زاهدان رفت و همراه با یک لشکر دیگردا و طلبانه به جبهه رفت شهید شد درباره جبهه رفتنش ما را در جریان نگذا شت و قتی برای مر خصی آمد گفت :ما باید دوباره به جبهه برویم گفت :دیگر منتظر من نباشید من دیگر این دفعه شهید میشوم اودر جبهه میمک با کافرین بعثی مشغول نبرد بود آنچنانکه دوستش می گوید روز جلوتر از آنکه شهید بشو د گفت بیا حمام بر ویم ماشهید میشو یم ور وزبعد درحالی که درکنار جبهه در حال سخن بو د یم که یک گلو له تو پ آمد ان دو کنارهم بو دند علی شهید و دو ستش زخمی شد وگفت مراکنارخا ک مادرم به خا ک سپارید . والسلا م

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1363/01/11
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
جزیره مجنون
عـملیـات :
خیبر
نـحوه شـهادت :
در عملیات فتح المبین شرکت کرد شهید در عملیات خود را ننده جیپ 106بود در همه نامه های خو د می نو شت د عا کنید برای رزمند گان و برای امام د عا کنید . اسلام پیر و ز است بعداز چهار ماه نبر د در جبهه به مرخصی آمد و قتی که آمد مادرش فو ت کر ده بو د و عزادار شد شهید ازامداد های غیبی میگفت :ازکمکهای امام زمان (عج)میگفت و بعد از چند ین ر وزمر خصی به زاهدا ن ر فت و همراه با یک لشکر دیگردا و طلبانه به جبهه رفت شهید شد درباره جبهه رفتنش ما را در جریان نگذا شت و قتی برای مر خصی آمد گفت :ما باید دوباره به جبهه برویم گفت :د یگر منتظر من نباشید من دیگر این دفعه شهید میشوم اودر جبهه میمک با کا فرین بعثی مشغول نبرد بود آنچنا نکه دو ستش می گوید روز جلوتر از آنکه شهید بشو د گفت بیا حمام بر ویم ماشهید میشو یم ور وزبعد درحالی که درکنار جبهه در حال سخن بو د یم که یک گلو له تو پ آمد ان دو کنارهم بو دند علی شهید و دو ستش زخمی شد وگفت مراکنارخا ک مادرم به خا ک سپارید . والسلا م

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
4
ردیـف :
5
شـماره :
3

تصویرمـزار

سردارانشهیدهاگلزار شهدای کرمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *