محمود اسماعیلی پور

نــام :
محمود
نـام خـانوادگـی :
اسماعیلی پور
نـام پـدر :
حبیب الله
تـاریخ تـولـد :
1341
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» «گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند، مرده اند بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند.»

درود بر رهبر انقلاب اسلامی و سلام بر شهیدان. لازم بود حال که من به جبهه جنگ آمده ام، چند کلمه ای وصیتنامه بنویسم. «وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ» من می روم مهاجر الی الله تا شاید اگر من بعد زنده ماندم بتوانم چنانچه انسان باشم و بمانم و بسازم و لااقل با شهادتم خون خود را هدیه اسلام و مسلمین عزیزم در راه خدا و نثار این انقلاب عظیم جهانی می کنم و برای مردم مستضعف و محروم است. من آرزویم این است که ما بسیجیها با علوم دینی، وحدت و تفاهم پیدا کنیم و در کنار هم قیام کنیم چون دشمنان اسلام و مسلمین نمی خواهند این دو قشر با هم باشند و مخصوصاً از پدر و مادر و خواهرانم و برادرانم می خواهم که به جای گریه برای من، به کارهای اصلی و آنچه که خواهان من آن است و مخصوصاً از مادر عزیزم که چقدر مدیون ایشان هستم، خواهش می کنم مانند زنان مسلمان صدراسلام عمل کرده چون که من هم خواسته ام همانند جوانان آن زمان همچون عماد، یاسر، ابوذر و مقداد عمل کرده باشم چه بسا بسیاری از مردان و زنان و کودکان و جوانان برومند امت اسلام این چنین بوده و هستند و خواهند بود و خدایا به ما مردم به ملت شهید پرور ما ایمان و صبر عطا کن ما باید تا آخرین نفس از رهبر انقلاب اسلامی پیروی کنیم و گوش به فرمان او باشیم. باید پیروز شویم و باید تا آخر سال 1360 به کربلای خونین برویم، به زیارت حضرت امام حسین برویم و زیارت کنیم. و قسم به جدم سید الشهدا(ع) که ما پیروز می شویم. من از اینکه خدا خواهران و برادران خوب و باایمانی نصیب من کرده، هر روز خدا را صدهزار مرتبه شکر می کنم و از آنها می خواهم که راهم را ادامه دهند تا اسلام به پیروزی کامل برسد. خدایا تو به آنها کمک کن. خدایا به آنها صبر عطا کن تا بتوانند شهادت مرا تحمل کنند. پس مادر خیال نکنید شهید مرده است، شهید همیشه زنده است و شما افتخار کنید که شهید در راه اسلام می دهید. درخت اسلام نیاز به خون شهداء دارد تا بارور شود و به پیروزی کامل برسد. در آخر از همه شما خواهران و برادران عزیزم خداحافظی می کنم. و همسرم در این مدت زندگی فانی کوتاه، اگر از بنده خدای نکرده خطایی سر زده است، بنده را می بخشید. اگر بعد از چند ماهی طفلی از بنده به یاری خدا و سلامتی روح به دنیای فانی گشود، امیدوارم که او را در مکتب حسین و حسین وار تربیت کنی و اگر دختر بود او را مانند زینب، زینب وار تربیت کن و تحویل این جامعه دهید و امیدوارم که راه اسلام و مسلمین را پیشه کند و انقلاب را یاری کند که با خون شهیدان تا به اینجا رسیده است. و در پایان، صبر و استقامت و پیروزی برایت آرزو می کنم. و من همه شما را به خدای بزرگ می سپارم. «وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»

با موفقیت و پیروزی- محمود اسماعیلی پور 1360/11/12

در پایان این وصیتنامه این شعار را بدهید: خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار از عمر ما بکاهُ بر عمر او بیفزا

 

بیوگرافی

بيست‌و هشتم خرداد 1341، در روستاي دقوق آباد از توابع‌‌شهرستان رفسنجان چشم به‌جهان گشود. پدرش حبيب‌الله، كشاورز بود و مادرش صغري نام داشت. تاپايان مقطع‌ابتدايي درس خواند. سال 1360، ازدواج كرد و صاحب‌ يك پسر شد. كشاورز بود، به‌ عنوان بسيجي درجبهه حضور يافت. چهارم‌فروردين 1361، در دالپري دزفول براثر اصابت نارنجك به بدن، شهيد شد. مزار وي در زادگاهش واقع است. برادرش احمد نيز به شهادت رسيد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1982/03/24
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
دزفول
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

رفسنجانشهیدها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *