محمود افشار

نــام :
محمود
نـام خـانوادگـی :
افشار
نـام پـدر :
برف علي
تـاریخ تـولـد :
1342
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ  وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ
و بجنگید در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند و تجاوز و تعدی نکنید بدرستیکه خداوند تعدی کنندگان را دوست ندارد. هر جا آنها را گیر آوردید جنگ کنید و از همان جا که شما را بیرون کردند بیرون کنید زیرا که فتنه از کشتن سخت تر است.
و اینکه سخنهایی که برای مادر و برادران و خواهرانم دارم این است که آن زمانی که جسدم در خون غوطه ور می شود و به اولیاالله می پیوندم به آرزوی دیرینه ام رسیده ام و آن زمانی که شما با جسد خون آلودم روبرو می شوید گریه نکنید. شاید با گریه شما دشمن اسلام خوشحال می گردد پس باید شما افتخار کنید. سخنی دیگر به دوستان حزب اللهیم که هیچ موقع تا لحظه شهادت از خط امام خارج نگردید و با دادن شهید در راه خدا افتخار نمایید و مصمم و با اراده پولادین راه شهیدان اسلام که همان خط امام است ادامه دهید.
آری هر زمان یک نفر این مسئولیت خطیر الهی را بر عهده دارد زمانی پیامبر(ص) زمانی علی(ع) و زمانی حسین(ع) و اکنون امام خمینی. حسین که نه سلاحی برای جنگیدن دارد و نه یاوری و حج نیمه تمام به سوی قتلگاه خویش شتاب می گیرد و پس از اینکه همه عزیزانش را در خون می بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمی بیند فریاد می زند هل من ناصر ینصرنی .یعنی آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام گیرد ؟ مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست و این سوال از من و توست و اکنون که حسین این مکتب الهی را به ما هدیه کرده، مکتبی که حسین ها، پیامبرها و علی ها در راهش شهید شده اند تا اکنون به دست ما رسیده است و حال وظیفه ما است از آن حراست کنیم و نگذاریم که این کشورهای شرق و غرب این مکتب الهی را از دستمان بیرون کنند و بجای آن مکتبی شرقی یا غربی بگذارند. باید مانند حسین با آنها بجنگیم زیرا حسین(ع) با یزید و معاویه جنگید و اکنون ما باید با یزیدیان این زمان بجنگیم و امیدوارم که مرا ببخشید و همیشه بما دعای پیروزی بخوانید. والسلام. به امید پیروزی اسلام بر سراسر گیتی – 23/11/60

بیوگرافی

چهارم ‌خرداد1342، در روستاي نصرت‌آباد از توابع شهرستان‌‌سيرجان زاده‌شد. پدرش‌‌برفعلي(فوت‌1356) كشاورز و كارگر بود و مادرش سكينه نام داشت. دانش‌آموز سال سوم متوسطه بود، به عنوان بسيجي‌ در جبهه حضور يافت. ششم‌ فروردين 1361، در دشت‌عباس براثر اصابت گلوله به چشم، شهيد شد. پيكر وي در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1361/01/06
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
دشت عباس
عـملیـات :
فتح المبین
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

دانش آموزسیرجانشهیدهاعملیات فتح المبین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *