احمد راهدار

نــام :
احمد
نـام خـانوادگـی :
راهدار
نـام پـدر :
علی
تـاریخ تـولـد :
1344
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه
بیوگرافی

دوم تير 1344، در روستاي ارجمند از توابع شهرستان بم به دنيا آمد. پدرش‌ علي و مادرش سكينه نام‌ داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند، به عنوان پاسدار وظيفه‌ ‌در جبهه ‌حضور يافت. بيست‌‌و‌چهارم مهر 1365، در رودخانه اروند غرق شد و به ‌شهادت‌ رسيد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

سلام و درود خداوند عزوجل بر شهیدان فی سبیل الله از شهدای صدر اسلام زمان رسالت و نبوت حضرت محمد (ص). سلام و درود خداوند منان بر 72 تن شهید کربلا و نینوا به قافله سالاری ابا عبدالله الحسین (ع) . سلام و درود خداوند تبارک و تعالی بر شهدای کربلای ایران که به ندای پیامبر گونه حضرت امام خمینی رحمه الله علیه . لبیک گویان رهسپار جبهه های نور علیه ظلمت شدند و جان خود را بی پروا و عاشقانه و پروانه وار تقدیم ذات اقدس الهی و فدای اسلام عزیز نمودند تا اسلام ناب محمدی که جز اسمی بیش از آن نمانده بود برای همیشه زنده بماند. حال می پردازیم به فرازی از زندگی نامه یکی از لبیک گویان ندای توحیدی ابراهیم زمان خود و انقلاب نوپای اسلامی شهید احمد راهدار:
شهید احمد راهدار فرزند علی دارای شناسنامه بم و استان کرمان می باشد دیده به جهان گشود. شهید پس از سپری کردن دوران کودکی در سن شش سالگی وارد دبستان ابتدایی روستای محل گردید و پس از گزراندن عدم دسترسی به مدرسه راهنمایی و دور بودن مدرسه از روستا نتوانست به تحصیل خود ادامه دهد بنابراین در همان سنین نوجوانی مشغول کار کشاورزی و یار و مدد کار پدر شد . از خصوصیات شهید پیش از انقلاب اسلامی می توان جدیت و مصمم بودن ایشان در امور کشاورزی و در خانواده فرزندی بسیار متین و مؤدب بود و مورد احترام همه افراد خانواده بود و در برخورد با افراد خانواده بسیار خوش اخلاق و خوش رفتار و با گذشت و همیشه چهره ای متبسم داشت شهید همیشه فرد مورد اعتماد خانواده و مخصوصا پدر و مادر بود و از خصوصیات اجتماعی ایشان رفت و آمد با اقوام و خویشان و بستگان و همسایگان از خصوصیات اجتماعی ایشان بود می توان نام برد و از خصوصیات شهید بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شرکت فعال در مجالس و محافل مذهبی و برپاداشتن نماز می توان نام برد. و خصوصت برجسته ایشان پس از انقلاب اسلامی عشق و علاقه وافری بود که به امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و انقلاب اسلامی داشت و به همین دلیل از همان سالهای اول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران علی رغم کمی سن و سالش همیشه می خواست که در جنگ اسلام علیه کفر شرکت نماید که بالاخره این آرزوی شهید در سال 1365 در سن 19 سالگی و در تاریخ 1365/3/18 برآورده شد وایشان به ندای بنیانگذار انقلاب اسلامی لبیک گفت و پس از اجابت این ندا پس از گذراندن  دوران آموزش به گردان 407 خراسان ملحق و وارد میدان پیکار علیه متجاوزین گردید. شهید پس از گذراندن مدتی در جنگ و شرکت در چند عملیات به مرخصی و ملاقات خانواده خود آمد و در ایام مرخصی هم همیشه حرف از جنگ و جبهه و ظلم بعثیان به میان می آورد وبه پدر و مادر خود توصیه می کرد که دعا کنید که بنده همانند دیگر شهداء شهید شوم و تکیه کلام شهید هم همین بود که من شهید می شوم و اگر این افتخار نصیب من شد بر من گریه نکنید و اگر خواستید گریه کنید بر اباعبدالله الحسین  و شهداء کربلا گریه کنید . شهید پس از اتمام مرخصی و مراجعت از خانه به منطقه جنگی فاو اعزام گردید و در تاریخ 1365/7/24 در محل اروند رود به درجه رفیع شهادت نائل گردید . روحش شاد و راهش پررهرو باد. باشد که بتوانیم دین خود را نسبت به حقی که این شهداء بر گردن ما ملت ایران دارند اداء کنیم و همیشه ادامه دهنده راه آن صدیقان و وارستگان و پاکان باشیم.

«والسلام علیکم و کفا بالله و کیلا»

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/07/24
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
رودخانه اروند
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *