احمد زراعت حرفه راوري

نــام :
احمد
نـام خـانوادگـی :
زراعت حرفه راوري
نـام پـدر :
محمد
تـاریخ تـولـد :
1346
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
همانا خداوند جان و مال مومنان را به بهای بهشت از ایشان خریداری نموده که در راه خدا نبرد می کنند پس می کشند و کشته می شوند … و این خود سعادت و پیروزی عظیمی است.
وَمَنْ يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا
هر که در راه خدا جنگ کند پس کشته شود یا فاتح گردد بزودی او را اجری عظیم عطا کنیم.
به نام الله پاسدار خون شهدا
خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجودم را ببینم و جمال زیبای ترا مشاهده کنم.
خدایا من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفانها هستم به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم.
خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم.
خدایا دردمندم، روحم از شدت درد می سوزد، قلبم می خروشد، احساسم شعله می زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش. خسته شده ام، دلشکسته ام، ناامیدم، با همه وداع می کنم.
می خواهم با خدای خود تنها باشم خدایا بسوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود جای ده.
بسم الله الرحمن الرحیم
من طلبني وجدني و من وجدني عرفني و من عرفني احبني و من احبني عشقني و من عشقني عشقه و من عشقه قتله و من قتله فعلي ديته و من علي ديته فانا ديته
پس از ستایش خداوند سبحان و درود بر رسول اکرم و ائمه اطهار بالاخص حضرت مهدی(عج) و نائب برحقش امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و ملت شهیدپرور ایران و با سلام بر پدر و مادرم و خواهر و برادرانم و تمامی دوستان و آشنایان. من احمد زراعت فرزند محمد بر اساس رسالت و مسئولیتی که حس نمودم […] در راه الله […] کشته و مجروح است در جبهه جنوب کشور آمده و به جنگ علیه ضدخدا پرداختم. من گام نهادن در این مسیر خدایی را یک فریضه می دانم و در این راه اگر دشمن را شکست دهیم پیروزیم و اگر به ظاهر شکست بخوریم و کشته شویم پیروزیم. بهرحال این مایه شکر پروردگار و افتخار برای من و شماست که در این راه به درجه شهادت می رسیم. به جایی می رویم که ملکوتش نامند. آنجا را بهشتش نامند. زندگی ذلت بار را هیچوقت قبول نتوانم کرد. مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجیح می دهم. همانطور که قلبم آگاه است و به آرزوی خود خواهم رسید هیهات که 15 سال از عمرم گذشت و هنوز اندرخم یک کوچه ام زیرا که از نعمتهایی که پروردگار به من داده سپاسگزاری نکرده ام و شرمنده ام. مادرم کوه باش چون کوه استقامت کن لحظه ای از یاد خدا غافل مباش و در این راه بکوش که هر چه بکوشی باز کم است. قامتت را بلند گیر و ندای الله اکبر خمینی رهبر، سر ده و فریاد شهیدان راه خدا را به مردم برسان که همانا پیروی کردن از خدا و قران و خمینی است.
پدر و مادر خواهر و برادرانم امکان دارد اتفاقی واقع شود که جنازه من به دست شما نرسد. بیاد شهدای کربلا بیفتید و ناراحتی به خود راه ندهید.

بیوگرافی

هجدهم ‌خرداد 1346، در شهر راور از توابع شهرستان كرمان چشم به جهان گشود. پدرش محمد، قاليباف بود و مادرش فاطمه نام داشت. در مقطع راهنمايي درس خواند، به‌عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. دوم آبان 1362، در مريوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1362/08/02
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
مریوان
عـملیـات :
والفجر4
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *