
بسم الله الرحمن الرحیم به نام الله پا سدار حر مت خون شهیدا ن و با سلا م و درود بر مهدی موعود ونا ئب برحقش امام خمینی با سلا م و در ودبر رزمند گان اسلام این پیکارگران شهادت طلب جبهه های حق علیه با طل . حالا که مرگ حتمی است بگذار مرگی راانتخاب کنم که شهادت در راه خدا با شد . وصیت نامه خود را می نویسم و صیت نامه برادر احمد قوام آبادی اگر که من شهید شد م من را در زادگاهم کا ظم آباد کو یردفن کنید واما ما امروز به جبهه ها امده ایم تا به سلطه گرا ن و تجا وز پیشگان درس بد هیم که د یگر گرد مسلمانان نگرد ند سر جای خود شان بنشینند و با کشو ر و مرد م خود بپردا زندو از خانواده عزیزم می خواهم که اگر من شهید شدم هیچ نارا حتی به و جودنیا ورند چون که من اما نت به د ست شما بودم و خدای تبارک ود عای من را اما نت به دست شما داده بود و دوباره اما نتش را پس گرفت و چو نکه ماهمه از خاک بو جود امده ایم دوباره به خاک برمی گردیم و از خانواده عزیز م و از خواهرا ن و برادرا نم می خواهم که برای من گریه نکنید برای علی اکبرو و علی اصغر و قا سم بن الحسن گریه کنید و چو نکه خواهرا نم شما در صحرای خوزستان نیستید که سر من را دردامن بگیرید مثل زینب که در صحرای کربلا برادرش امام حسین را به دا من گرفت وازشما خواهرا نم می خواهم که اگردر صحرای خوزستان هستید مثل ز ینب مقا ومت کنیدبرعلیه کفر و اگر خوا ستید که گریه بکنید برای من گر یه نکنید برای علی اکبر و علی اصغر وقاسم گر یه بکنید و از برا درا نم می خواهم که برای من گریه نکنید برایم شربت وشیرینی به مردم بد هید وبگویید که شیرینی و شربت عرو سی برادرم احمد است از مردم کا ظم آباد کویر می خواهم که اگر خوا ستید برای من دل بسو زا نید اسلحه را مسلح کنید وبه جبهه ها بشتا بید ود شمن دین را از پای دراورید ودین خود را یاری کنیدوازشما جوانهای کا ظم آباد وازرفیقا نم می خواهم که به جبهه ها بشتا بید که در خت تشنه اسلا م را با خون پاک عزیزتان آبیاری کنید . ای مردم شهید پرور کا ظم آباد وای مردم شهید پرو ر ایرا ن شما بدا نید که این خون نا قابل من برای در خت اسلا م ریخته شده است و همچنین که برادرا ن عزیزو کا ظم ابادی شما می دا نید که خدا ما را امتحان می کند و این هم یکی از امتحا نات خدا یی است و می خواهد که ما را امتحان کند و ببیند که ما این خون نا قابل را برای در خت تشنه اسلا م میریزم یا نه و حال که شما برادرا ن می خواهید که از ؟؟؟خوب ببرید واز امتحان خوب بیرو ن آیید به جبهه ها بشتا بید تا راه شهیدا ن را ادا مه دهید ودرخت تشنه اسلا م را با خون خود ابیاری کنید و ازکسانی که درپشت پیشخوان مغازه ها هستند به گوش با شند که به فکر گرانفروشی و مال اندوزی نبا شند خون پاک شهدا گریبا نشان را خواهدگرفت . من الله التو فیق خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار مور خ 63/12/13
بسم رب الشهدا ء شهید احمد قوام آبادی فرزند علی متولد هشتم شهر یو رماه 1348به شماره شنا سنامه 411در ر و ستای کا ظم آباد در خانواده ای مومن و خدا تر س بد نیا آمد ودرسالهای نو جوا نی علی رغم سن کم خود استنباط درستی از جامعه و محیط اطرا فش دا شت و از ظلمی که صدا م بر ملت وارد کر ده بو د نهایت ر نج را می برد بطوری در وصیت نامه اش به ان اشاره کر ده است .(ان مسئو لیتی را که در قبال خون شهیدا ن ود ستورقرآن کر یم و مو قعیت جنگ احسا س کر دم بر من فشار آو ردو و جدا نم نشستن در خانه انهم در این مو قعیت را ننگ می دا نست اینگونه بودم که راهی جبهه شد م و اینک خدای را شکر می گو یم که بر من منت نهاد و پا یم را به جبهه رسا ند )و در جا یی دیگر از وصیت نامه اش آمده است (من بار ها این آرزو را دا شتم و خیلی دو ست داشتم که در هوای گر م خوز ستان و در سرزمین کربلا درخون خود شنا ور گردم )وبالا خر ه چون عر صه برایش تنگ شده بو د مدرسه را رها کرد و با و جو د اینکه هنوز پا نزده سالش تمام نشده بو د راهی جبهه شد و درچند ین عملیات شر کت کرد و پس از یکسال و نیم به عنوان یک ر زمنده غوا ص درمنطقه عملیاتی فا و (عملیات و الفجر 8)درتار یخ 64/11/20به فیض شهادت نائل آمد .
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه