اصغر ایلاقی باقر آبادی

نــام :
اصغر
نـام خـانوادگـی :
ایلاقی باقر آبادی
نـام پـدر :
احمد
تـاریخ تـولـد :
1347/07/01
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام الله یاور محرومان و با یاد امام زمان و نایب برحق آن حضرت امام امت و با سلام بر شهیدان از صدر اسلام تاکنون و با سلام به امت حزب الله و خانواده گرامیم. سلامی با تمام وجود از دیار خونین کفنان, سلام آخر، سلام خداحافظی. تا دیروز عشق را در میان خار و خاشاک می جستم. تا دیروز گل را در ریشه می جستم. تا دیروز خورشید را در شب تاریک می جستم تا دیروز نمی توانستم گل و خار را به درستی تشخیص بدهم. چون نخل بی ثمری بودم در دل کویر و همچون جویباری بودم در میان شنزار، عشق آمد و با خود همسفرم کرد. همچون ابر بودم و عشق مرا به این سو آورد، مثل باد که ابرها را می برد. عشق خودش یاران و همسفرانش را می طلبد. دیار عاشقان عطر شادی دل انگیزی را به سوی یار می فرستد و دل یار را به دلدار پیوند می دهد. دیار عاشقان نزدیکترین راه است به سوی خداوند و هموارترین راه است به سوی کربلای موعود. از زمانی که همسفر عشق شدم و به سوی دیار عاشقان آمدم معنی درست زندگی را درک کردم. مزه و طعم آن را در این دیار فهمیدم. با مرگ هم آغوش شدن است که خوبیها را از بدیها جدا می کند. تنها رنگ قرمز خون است که جامعه را از خطر دشمن حفظ می کند. تنها با خون نهال اسلام آبیاری می شود. چه بهتر از اینکه من بتوانم با مبارزه تا آخرین نفس با دادن خون خود یکی از کسانی باشم که این نونهال را آبیاری کرده است.
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا  بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
و کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید بلکه آنها زنده اند و در نزد خدایشان روزی می خورند. چه مرگی بهتر از شهادت در راه خدا چه خونی گران تر از خون شهید. بالاخره روزی انسان می میرد چه بهتر که مرگ او شهادت در راه خدا باشد و خون او برای اسلام و انقلاب مثمر ثمر باشد. شهادت در راه خدا صدها مرتبه بلکه هزاران مرتبه بالاتر از زندگی است که آخرش را مادیات فرا گرفته است. ننگ است بر یک مسلمان که دین و وطن او احتیاج به خون داشته باشد و او با مرگ معمولی بمیرد. مرگ همه جا مثل سایه دنبال انسان است، از آن گریختن هیچ فایده ای ندارد. افتخار آن است که در چنگال مرگ با مزدوران و خیانتکاران به اسلام جنگید. حال که این فرصت طلایی در دست من است چرا آن را از دست بدهم. این تنها فرصت من است که بسوی معبود خویش بشتابم و ممکن است دیگر اینچنین موقعیتی برای من بوجود نیاید. بنابراین از خانواده خود خواهش می کم که در مرگ من نگران و ناراحت نشوند. زیرا این راهی است که خودم انتخاب کردم و با مسئولیت خودم در آن پیش خواهم تاخت . لبیک گفتن به ندای امامم شیرین ترین و گواراترین چیزها است. از پدر و مادرم می خواهم که اصلا گریه و زاری نکنند چون مرگ در راه خدا از زندگی بهتر و زیباتر است. من در آخرین روزهای زندگی و تا آخرین لحظه از شما می خواهم که امام را دعا کنید و در تشییع جنازه ام با چهره های خندان شرکت نمایید. یادتان باشد هرگز گریه نکنید زیرا نمی خواهم در جلوی این ملت شهیدپرور و رهبرم شرمنده باشم. چشمان من در آن روز از آن بالا نظاره شما خواهد بود لبخند بزنید تا روحم را شاد کنید. مرگ در راه خدا جشن دارد عزا ندارد مرگ در راه حق هلهله دارد گریه ندارد. این جسم است که در زمین مدفون می گردد روح شهدا زنده است و به آسمانها به دیدار خدا خواهد رفت. از جوانان وطن می خواهم که راه شهیدان و راه رهبرشان را ادامه دهند زیرا این راه، راه انبیاست و راه انبیا راه خداوند است. در آخر با امام پای سخن دارم: اماما در این لحظه با تمام وجودم که از عشق و عطش دیدار تو لبریز است، از خداوند می خواهم که تو را برای ما محفوظ بدارد. من جانم را نثار کردم که راه تو و اسلام باقی بماند. با بودن شما است که قلبم آرام می گیرد. با بودن وجود شماست که بعد از ما هرگز بیگانه نمی تواند بر جان و مال مردم ما بتازد و تا نور دیدگان شما به جمع ایرانی و اسلامی روشنی بخشد، هرگز جای پایی برای ظالمان و تبه کاران در بین امت حزب الله نخواهد بود. این نور دیده شما است که باعث شده که چشم من با اشتیاق و آرامش خاطر ر روی هم آید. ای امت حزب الله و ای رهروان ثارالله از شما عاجزانه تقاضامندم که راه امام را که همان راه اسلام است تا رسیدن به پیروزی کامل ادامه دهید. با بیداردلی شما امت اسلام است که دردها و رنجهای یک رزمنده در سینه می خشکد و با خوشحالی از مرگ استقبال می کند. مبادا بعد از ما در بین شما اسلام را سر ببرند، مبادا ستون پنجم در بین شما نفوذ کند. ای امت همیشه بیدار اسلام، چشم میلیاردها مستضعف در سرتاسر جهان به شما دوخته شده با ادامه دادن راه شهدا قلب همه آنها را شاد فرمایید. ملت عزیز ثارالله، آهای رنج کشیده، آهای حلبی آبادیها، ای کوخ نشینها با شما هستم. فرزندی از تبار پابرهنه ها فریاد می زند. آگاه باشید که من هم رفتم. با هم رفتیم و مسئولیت شما سنگین تر شده. من رفتم  تا با خون خود خط سرخ عاشورا را تداوم بخشم و زمینه حکومت آقا صاحب الزمان را فراهم آورم. من رفتم تا عدالت بیاید تا امام بماند و ولایت پابرجا باشد و ای ملت مستضعف دنیا، آهای رنج کشیده ها و ای پابرهنه ها، آهای دستهای پینه بسته، آهای محرومان جهان، ای آفریفای سیاه که فشار قرون پشتت را شکسته، ای سختی دیدگان مسلم در اقصی نقاط جهان، سپاه محمد(ص) خواهد آمد.
و اما ای پدر عزیزم ای پدر شکسته ام ای پدر مهربانم در مرگ من همچون حسین(ع) در مرگ علی اکبر صبر کن و حسین بن علی(ع) را اسوه قرار ده. صبر کن و زبونی از خود نشان مده که دل دشمنان را شاد خواهد کرد. تا آخر بایست زیرا راه فرزند تو ادامه راه حسین است.
مادر گرامیم سلام ای فاطمه زمان و ای زینب رنج کشیده دمی اشکهایت را پاک کن و با روحیه ای شاد در تشییع جنازه ام شرکت کن.  خواهرم در همه حال بیاد خدا باش و با حجابت و با سیاهی چادرت سرخی خون برادرت را پاسدار باش. مبادا بی تابی نمایی. مبادا راه زینب(س) را فراموش کنی. اصالت و رسالت تو بسیار سنگین است.
برادرانم راهی که برادرتان برای آن قدم به ؟؟ گذاشت را فراموش نکنید و دست پدر و مادرم را بگیرید و نگذارید که آنها کمبودیت مرا احساس نمایند. در آخر از امام تقاضا می کنم که از جدش برای شهدا طلب مغفرت نماید و از همه طلب عفو و بخشش می نمایم. والسلام.

بیوگرافی

اصغر، یکم مهرماه سال 1347 در شهر کرمان به دنیا آمد. پدرش احمد و مادرش هاجر نام داشت. او تا سال چهارم متوسطه تحصیل کرد. با شروع جنگ تحمیلی اصغر نیز به‌سان دیگر جوانان غیور کشور، به‌عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت.
او سرانجام نهم دی‌ماه سال 1365 در عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر شهید شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/09
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
کربلای5
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
گلزار شهدای کرمان
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
1
ردیـف :
9
شـماره :
8

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *