اکبر پناهنده

نــام :
اکبر
نـام خـانوادگـی :
پناهنده
نـام پـدر :
یدالله
تـاریخ تـولـد :
1337
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه
بیوگرافی

شهيد اكبر پناهنده در تاريخ چهارم مردادماه سال 1337 در يكي از دهكده هاي توابع شهرستان جيرفت (علي اباد سادات) در خانواده اي كشاورز،مومن و مذهبي چشم به جهان گشود .  وي قبل از ورود به مدرسه ختم قرآن مجيد را در مكتب به اتمام رسانيد و در 7 سالگي روانه مدرسه شد، در كودكي محروميت مالي بسيار داشت ازجمله اينكه مسافت 2 كيلومتري علي آباد تا بلوك را براي رفتن به  مدرسه پياده رفت و آمد مي كرد، تحصيلات ابتدايي را در بلوك و ادامه آن را در جيرفت گذرانيد .  اكبر بهترين شاگرد در مدرسه و بهترين فرزند در خانه بود در دوران تحصيل بعنوان دانش آموزي مومن و فعال در امور سياسي شناخته مي شد ،  بعد از پايان دوره راهنمايي وارد هنرستان كشاورزي گرديد و در رشته مديريت كشاورزي تحصيلات خود شروع نمود ، بارها بدليل وضع درسي بسيار خوب ، ظاهر آراسته و اخلاق نيك و شايسته مورد تشويق قرار گرفت ، اكبر ضمن تحصيل فعاليت هاي سياسي نيز داشت و چندين بار در جمع همكلاسي هاي خود در محيط هنرستان نام امام خميني(ره) را بر زبان آورده بود و در آخر ارديبهشت ماه سال 1355 عكس رنگي حضرت امام خميني با ابعاد 6*9 را در بين كتب  درسي اش به آموزشگاه برده كه توسط مخبرين مدرسه مساله آشكار و رييس هنرستان او را   به دفتر احضار و عكس را از كتاب بيرون آورده و اورا در زير دست وپاي خود بسيار اذيت و آزارنمود، شهيد پناهنده درپاسخ به سوال رئيس هنرستان كه عكس را از كجا و چه شخصي گرفته اي با نهايت شجاعت و جسارت گفته بود  من امام را دوست دارم و اين عكس را از فردي نا آشنا بعنوان هديه دريافت نموده ام رييس وقت هنرستان بلافاصله  وي را به ساواك شهرستان جيرفت معرفي و 24 ساعت اورا شكنجه اما او نامي بر زبان نياورده بود.  در پي اين اقدام ، شهيد پناهنده براي ادامه تحصيل  به هنرستان كشاورزي شهرستان بافت تبعيد گرديد اما اين اقدام مانع از ادامه  مبارزاتش در راه مكتب و آرمانهاي امام خميني (ره) نشد ، بارها ديده مي شد كه مات زده بر تمثال امام مي نگريست و محو تماشاي او مي شد اكبر در كنار تحصيل به ورزش نيز مي پرداخت و در ورزش ها به كشتي بسيار علاقه داشت كه در مسابقات ورزشي استان كرمان موفق به كسب مدال بر وزن 74 كيلو گرم گرديد، پس از اتمام تحصيل در شهرستان بافت موفق به اخذ ديپلم شد و در سال 1357 به استخدام استانداري كرمان درامد و بعنوان كارگزار چندپيشه در فرمانداري جيرفت مشغول به خدمت شد.  بعد از مدتي برابر اعلام  فرمانداري و معرفي آموزش و پرورش در مدارس فاقد معلم مشغول تعليم تربيت اطفال در روستاي محل تولدش ودر روستايي بنام شوري از توابع شهرستان كهنوج شد، شهيد اكبر پناهنده در فرمانداري هاي جيرفت و كهنوج و آموزش و پرورش ،جهاد سازندگي،كميته امداد،سپاه پاسداران و… فعاليت هاي بسياري نمود كه اين امر موجب محبوبيت و معرفي وي به عنوان عنصري دلسوز و انقلابي گرديد،و چون به او اعتماد كامل داشتند بعنوان نماينده فرمانداري كهنوج نيز در مناطق فارياب – سرگوريچ- مهروئيه و سعيد آباد سفلي و عليا فعاليت داشت .  اكبر پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي به عضويت پاسدار افتخاري سپاه پاسداران درآمد و در شهرستان كهنوج و مناطق منوجان و كشميران فعاليت هاي شاياني از نظر شناسايي منطقه و شناسايي خائنين به نظام جمهوري اسلامي داشت كه اين فعاليت ها باعث محدود شدن فساد و زورگوئي خوانين شده بود ،اين سرباز فداكار اسلام فعاليت هاي چشمگيري عليه ظلم و بيداد و قيام عليه خوانين منطقه را بنيان نهاد ازجمله راهپيمائي هايي با حضور  دانش آموزان و كشاورزان روستاها انجام و شور انقلابي به مردم مي بخشيد.  اكبر با فقر و تنگدستي مردم منطقه آشنائي داشت  و  در كنار كارهايش به كمك مردم ستمديده از ظلم خوانين مي پرداخت و افراد بي سرپرست را شناسايي و از كميته امداد امام خميني(ره) برايشان آذوقه و پوشاك تهيه مي نمود و از طرف فرمانداري هم ماهانه برايشان پول نقد مي آورد اكبر دوست داشت كه عمر خود را در راه خدا و كمك به بيچارگان بگذراند ، ،شهيد پناهنده با شجاعت و شهامت مثال زدني ماموريت هاي بسياري مطابق احكام صادره از فرمانداري هاي جيرفت و كهنوج در مقابله با خوانين و باز پس گيري اموال و املاك توقيف شده توسط دولت جمهوري اسلامي به انجام رسانيد.  بعد از استقرار نظام جمهوري اسلامي همه كساني كه منافع بسيارشان را از دست داده بودند شروع به توطئه و ضربه زدن به پيكر خونين انقلاب كردند و در مناطق مختلف جيرفت وكهنوج سالهاي سال بود كه عده اي زورگو و متجاوز به عنوان ((خان)) به چپاول و غارت مردم مي پرداختند آنها با تكيه به اسلحه و سرنيزه مردم را به بندگي و بردگي مي كشيدند ،هيچكس را ياراي اعتراض نبود زيرا رژيم شاهنشاهي و ضد مردمي حامي اين مزدوران بود ، فضاحت  را به جائي رسانده بودند كه در بعضي روستاها مردم بي پناه بعنوان غلام و كنيز مي بايست تا آخر عمر در خدمت اين جنايتكاران باشند.  بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با تاسيس سپاه پاسداران و جهاد سازندگي و شروع فعاليت در منطقه ، دخوانين دانستند كه دوره حكومتشان بسر رسيده و ديگر نمي توانند چون گذشته از دسترنج ديگران استفاده كنند بدون اينكه خودشان كمترين كاري انجام دهند ، دانستند كه ديگر دوره غلام و كنيزي به پايان رسيده زيرا كه اسلام همه انسانها را برابر و يكسان دانسته و صاحب اختيار و ارباب هم را تنها و تنها خدا مي داند  و كساني فضيلت و برتري دارند كه با تقواتر باشند ، خوانين وقتي فهميدند كه انقلاب اسلامي ايران ،انقلاب مستضعفين و پابرهنه هاست، شروع به مخالفت كردند و دست به اعمال مذبوحانه اي زدند، اين جنايتكاران كه با كارهايشان مطابق خواسته هاي آمريكا و ديگر ابرقدرتها عمل مي كردند دانستند كه در حركت الهي و انقلابي ايران هرگز وقفه اي بوجود نخواهد آمد و هر قطره خوني كه از پيكر پاك جوان مسلماني بر زمين ريخته مي شود درخت انقلاب بارورتر و اين خونها همچون سيلي خروشان بنيان كن اساس حكومت جباران مي شود ،شهيد اكبر پناهنده با اينكه مي دانست با كارهايش مورد تهديد خوانين قرار مي گيرد هيچ واهمه اي نداشت زيرا ايمانش به خدا پايدار و علاقه اش به شغل خود و شهادت در راه خدا تلاش اورا صد چندان مي نمود وي در انجام وظايف بسيار احساس مسئوليت مي كرد و كارهايش را با عدالت هرچه بيشتر انجام مي داد شهيد پناهنده به تلاوت قرآن  و مطالعه كتابهاي مقتل هاي حادثه كربلا و شهيد مرتضي مطهري علاقه بسياري داشت ، و نماز را بسيار با دقت مي خواند ،اغلب از شهيدان و آشنائي در پيرامون آنها سخن مي گفت و هميشه از خدا مي خواست كه اونيز به درجه شهادت نائل آيد .  اكبر هر روز صبح كه از خواب برمي خواست با شوق و ميل فراوان غسل شهادت مي كرد و بر سر كار خود حاضر ميشد ، اكبر آرزو داشت كه در راه خدا جهاد كند تا شهيد شود و همين ارزوي اورا خدا اجابت كرد ،سرانجام شهيد والامقام اكبر پناهنده در تارخ 30/10/59 ، حين انجام ماموريت ، ترور و به درجه رفيع شهادت نائل آمد ….روحش شاد و يادش گرامي باد…   (اكبر يكي از سربازان شجاع اسلام بود كه چراغ هدايت و مشعل آزادي را فرا راه انسان هاي مستضعف برافروخت ، او خشنودي و رضايت خدا را فراهم نمود و به پيام حيات بخش قرآن پاسخ مثبت داد و راه پاكان ،راه شهيدان و راه پيامبران خدا را در پيش گرفت و مرگ سرخ را بر صلح و سازش با رهروان باطل و زورگو و طغيانگر برتري داد و به ما نيز آموخت كه از مكتب شهيدان و قهرمانان كربلا الهام بگيريم)

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1359/10/30
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
سرگرچ کهنوج
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *