
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم وال من والاه و عاد من عاداهم وانصر من نصرهم و اخذل من خذلهم و العن من ظلمهم و عجل فرج آل محمد و انصر شیعه آل محمد و اهلک اعدا آل محمد.
خداوندا دوست بدار هر کس محمد(ص) و آلش را دوست دارد و دشمن بدار هر کس محمد(ص) و آل او را دشمن می دارد خداوندا یاری کن هر کس محمد(ص) و آلش را یاری می کند خداوندا خوار و ذلیل کن هر کس محمد(ص) و آلش را خوار و ذل می شمرد و لعنت کن هر کس به آنها ظلم کرده و می کند . خداوندا فرج آل محمد را نزدیک کن و شیعیان و پیروانش را یاری فرما. خداوندا دشمنان محمد و اهل بیت اطهرش را هلاک فرما خداوندا با این وجود سر تا پا خطایم در این لحظات آخر عمر و زندگیم که ساعاتی بیش باقی نمانده است از تو می خواهم روزیم کنی دیدار قائم ال محمد را مگر نه تابحال هر چه از تو خواستم روزیم کردی و مرا در بدست آوردنش به زحمت نینداختی الهی در این لحظات حساس که احساس می کنم که در کنار حسین(ع) عزیزت در جنگ با مشرکیم چطور می شود که روزیم کنی وجود نازنین مهدی(عج) را با این دو چشم گنهکار ببینم؟ خداوند مرا از آنان قرار ده که فرمانشان را بردند و شیعه اشان زیستند و به کارهایشان راضی بودند برحمت خودت ای بهترین رحم کنندگان. خداوندا شهادت می دهم بارها و بارها دیده ام همه هستی شهادت داده است که تو تنها خدای یکتایی که شریکی نداری و نداشته اید و نخواهید داشت. عزیز مهربانم شهادت می دهم محمد(ص) عبد توست و علی(ع) و فاطمه علیها سلام و یازده فرزندشان حجت های تو بعد از رسولت خاتم انبیا در هر دو جهانند. خداوندا شهادت می دهم در زمان غیبت حجت تو مهدی موعود(عج) ولایتی بهتر از ولایت فقیه که همان ولایت تو و رسولت و ائمه هدی است، نیست.
خداوندا شهادت می دهم سنجیده شدن کارها و حساب حق است خداوندا شهادت می دهم که بهشت و جهنم و بشارت به بهشت و تهدید به جهنم حق است. الهی ای عزیز مهربان حالا که متوجهم کرده اید باید بسوی تو باز گردم گناهانم را بیامرز و بدیهایم را بپوشان و آبرویم را آنچنان که در دنیا نبرده در روز محشر هم مبر. خداوندا به نادانی و گنهکاریم اقرار کرده ام و به عفو و انتقام تو هم اقرار که هر کس را بخواهید عفو می کنید و از هر کس بخواهید انتقام می گیرید پس مرا عفو کن ای عزیز تنهائیم و ای شاهد گمراهیم بس است دیگر مرا پشیمانیم.
الهی حالا که دیگر وقت وصال روی توست بگذار دوستیم را با آنکه تو دوستش دارید به این امت حزب الله اعلام بدارم خداوندا تو شاهد بودی و هستی وقتی که قلب رهبرم روح الله این روح تو درد آمد و به بیمارستانش بردند از تو خواستم که درد قلبش را به یگانه فرزند باقر بدهید نشستم و به تو پناه بردم و دانستم که شدت درد فلب امام عزیز چقدر است و تو شاهدی که از آن موقع به بعد هر وقت قلب امامم درد می آید قلب سرباز و پاسدار گمنامش جعفر هم درد می آید. خداوندا بیازار هر کس او را آزار می دهد. خداوندا تو شاهدی این را به کسی اظهار نکردم. خداوندا تو شاهدی که بیش از یک بار در قم به خدمتش نرسیدم ولی هر وقت از تو می خواستم زیارت و دیدارش را نصیبم گردانید در عالم رویا مرا با رهبرم آنچنان ملحق می کردی که بارها در عالم خواب جای سجده گاهش را با این دو لب بی ارزشم بوسه می زدم و از نصیحتهای پدرانه اش بهره کافی می بردم. الهی بر این نعمت تو را با تمام وجودم شکرمی گزارم و از تو می خواهم مرا در فردای قیامت آنچنان که در دنیا با او محشور بوده ام محشور گردانید انشاالله.
ای امت حزب الله خداوند نعمتی بس عظیم نصیبتان کرده مواظبت کنید که کفران نشود دنیا چون او بعد از رسول و ائمه هدی کسی را سرغ ندارد ای عزیزان رسول خدا. امت حزب الله بر نعمت قائم المقام رهبری هم غفلت نورزید ایشان از آیات الهی بعد از رهبر انقلاب است تا زنده اید گوش به فرمانشان باشید.
و اما بعد ای همسر شهید داده ام در غم از دست دادن من هم صابر باش آنچنان که در شهادت برادرت صابر بئدید ان الله مع الصابرین. مبادا با بی صبری خدای عزیز که همه چیز از اوست از تو ناراضی شود. ما از او بوده ایم و بسوی او رفته ایم. به الگوهایت فاطمه(ع) و زینب(ع) اقتدا کن و تو ای پدر بزرگوارم ناراحت مباش از اینکه تنها فرزندت را از دست داده اید و در این انقلاب اسلامی خیلیها از این امت حزب الله یگانه فرزندشان را برای رضای حق از دست داده اند شما هم دوری نخواهید کشید که بسوی خدا باز می گردید.
و اما در آخر ای عزیزان کوچکم روح الامین و بنت الزهرا و بنت الهدی بدانید اگر بابا ندارید خدا را که دارید بس است برای شما “و من یتوکل علی الله فهو حسبه” هر کس بر خدا توکل کند خداوندبس اوست عزیزانم با هم خوب و مهربان باشید تا خدا با شما خوب و مهربان باشد. عبد الضعیف جعفر روح اللهی.
“شکوه لحظه دیدار یار”
شکوه لحظه دیدار یار عید می خواهد و بس / با خدا همره شدن شوق لقا می خواهد و بس
گر شوی عاشق شود معشوق دل بست / وصال دیدن معشوق جان می خواهد و بس
گر دهی جان را شود جانان جانت / این لقا را گر تو می خواهی خون می خواهد و بس
گر شوی پروانه در اطراف حق / تن بسوزد که جانان جان می خواهد و بس.
هو شاهد. این شعر را در تاریخ 65/9/20 در خط مقدم وفا با الطاف الهی سودم.
پنجم فروردين 1339، در روستاي بيدخواب از توابع شهرستان سيرجان متولد شد. پدرش باقر(فوت1370) دامدار بود و مادرش طوطي(فوت1370) نام داشت. تا پايان مقطع متوسطه در رشته انساني درس خواند و ديپلم گرفت. سال 1358، ازدواج كرد و صاحب سه پسر و دو دختر شد. پاسدار بود، بيست و ششم آذر 1374، با سمت فرمانده حفاظت اطلاعات در جاده كرمان- سيرجان هنگام انجام ماموريت بر اثر سانحه تصادف به شهادت رسيد. مزار وي درگلزار شهداي شهرستان زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه