
حسن، بیستوهفتم خردادماه سال 1360 در تپههای اللهاكبر سوسنگرد بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسید.
بسم الله الرحمن الرحیم ولاتحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید بلکه آنها زنده اند و در نزد خدای خویش روزی می خورند (قرآن کریم ) اسلام عزیز که هم اکنون بدست ما است و می خواهیم آن را برای نسلهای آینده زنده نگهداریم چه سرمایه گذاری ها که در راهش نشده است و چه شخصیت ها و عزیزانی که در راه او فدا نشده اند . از حمزه سیدالشهدا که پهلویش را شکافتند و مولا علی (ع) که در محراب عبادت ضربت می خورد و همچنین از خود گذشتگی های یاران با وفایش چون ابوذر و مقداد و سلمان و … و بسیاری کسان دیر و همینطور نوه پاک رسول خدا امام حسین (ع) که تنها و مردانه با ظالم می جنگد و با خون خود و هفتاد و دو تن یار با وفای خود چنان ضربتی بر پیکر کفرو نفاق می زند که درسی از شهامت و گذشت و شهادت و از خود گذشتگی به تمام نسلها یاد می دهد و امروزه می بینیم که صدای گرو و پر طنین سالار شیهدان که می گوید هل من ناصرا ینصرنی آیا کسی هست که مرا یاری یاری کند و هر روزی عاشورا و هر سرزمینی کربلاست در گوشها زمزمه می کند و عزیزان ما به این ندا لبیک می گویند و حسین (ع) و نایب برحقش امام زمان روح الله را یاری می کنند وبرای آبیاری درخت اسلام از یکدیگر سبقت می گیرند. ما با زماندگان شهدای عزیز به لطف خدا و یاری او تا آخرین لحظه و توان برای حفظ و حراست از این سرمایه های اسلام و این خونهای پاک ایستاده ایم و هرگز رخوت و سستی به خود راه نداده و نمی دهیم به امید اینکه بیاری تمامی خواهران و برادران ایرانی بتوانیم تاریخ بشریت را که جوهرش خون سرخ عزیزانمام است بسازیم و پاسدار خون قهرمانانی باشیم که چون دانه ای در زمین کاشته شدند واز ذره ذره خونشان هزاران قهرمان رویید. بانام الله هستی بخش انسانها و با سلام به رهبر کبیرانقلاب اسلامی امام خمینی و درود بر تمامی رهروان راه الله زندگینامه برادرم شهید حسن علیرضایی را آغاز می کنم . شهید حسن علیرضایی در سال 1336 در روستای گشنیزوئیه از توابع شهربابک متولد می شود و تا کلاس ششم ابتدایی را در دبستان روستا بعلت نداشتن معلم در روستاهای دیگر در اطراف خواندن و از آن به بعد تا اخذ دیپلم طبیعی در شهر مشغول تحصیل شد حسن فرزند دوم خانواده بود و دارای دو برادر و چهار خواهر در خانه می باشد اما بعلت فقر و تنگدستی مالی قادر به درس خواندن در شهر نبودیم یادم هست که در کلاس سوم دبیرستان پول برای ثبت نام نداشتیم و می خواستیم ترک تحصیل کنیم که با زحمات پدر و مادر و مخصوصا مادر که شب و روز قالی بافی می کرد و خرجی مارا فراهم می نمود و ما نتوانستیم ادامه تحصیل بدهیم شهید حسن علیرضایی بعلت اینکه یکسال شناسنامه اش کم بود به خدمت سربازی نرفت و در معدن مس سرچشمه کرمان بکار مشغول شد چرا که او می بایست خرج خود و خانواده را پیدا کند و بعد از یکسال بخدمت رفت و در توپخانه اصفهان مشغول خدمت شد از آنجا که وی دارای خلق و خوی پسندیده و هوش خارق العاده ای بود دوستان بسیار زیادی داشت جوانی پاک و با تقوا بود در زمان طاغوت از رفتن به سینما خودداری می کرد از وضع نابسامان بسیاری از جوانان که بی بند و بار بودند رنج می برد و پیوسته سعی می کرد در ارشاد دوستان و نزدیکان موثر باشد لذا در توپخانه اصفهان دوستان زیادی پیدا کرده بود و تمام شدن خدمتش هم مصادف بود با فمران امام مبنی برفرار سربازان از سربازخانه ها در داخل پادگان در آگاه ساختن سربازان نقش موثری داشت اعلامیه های امام را مخفیانه به داخل پادگان می برد ودر بین سربازان پخش می نمود
حسن، هشتم شهریورماه سال 1336 در روستای میمند از توابع شهرستان شهربابك متولد شد. پدرشحسین، كشاورز بود و مادرش حبیبه نام داشت. او تا پایان مقطع متوسطه درس خواند و دیپلم تجربی گرفت. پس از آن به عنوان سرباز ارتش به جبهه اعزام شد.
حسن، بیستوهفتم خردادماه سال 1360 در تپههای اللهاكبر سوسنگرد بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسید.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه