
بسم رب الشهداء
انا لله و انا الیه راجعو ن
(من طلبنی وجد نی و من و جد نی عر فنی و من عر فنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتله و من قتله فا د ادینه )
هر کس مرا طلب کند من او را طلب می کنم و هر کس که مرا دو ست بدار من نیز او را د و ست میدار م هر کس به من عشق بو رزد من نیز به او عشق می و رز م هر کس که من او را بکشم خو نبها یش بر من وا جب است پس من خود م خو ن بها یش هستم .در نهضت ما شکست راه ندارد .(امام خمینی )
با در ود فرا وان به پیشگاه و لی عصر امام زمان و نا یب بر حقش امام امت خمینی روح خدا وبا سلا م به امت شهید پر و ر و همیشه درصحنه که پشت جبهه را محکم نگه دا شتند و خواهند داست و سلا م برامت شهید پر ور و قهر ما ن شهر ستان با فت ومخصو صا “بزنجا ن و با سلام برروان پا ک شهیدا ن صدر اسلا م تا کنون و ان شهید که هم اکنون در جبهه در خون خود شنا و راست و همچنین با سلا م به ر زمند گان و سلحشو را ن رز م او ر و سربازان امام زما ن که شبها را تا صبح با معبو د خویش به راز ونیاز مشغو لند و آنهایی که بر د شمن می تا زند و میکشند و کشته میشو ند .
ای کلت مسلمان و غیو ر به پا خیز ید ویا تمام توا نی که در وجودتان احسا س می کنید همچو ن حسین با د شمنان د ین خدا ود شمن نا مو س و شرف و کیا ن مقد س مسلمین ستیز کنید که به و عده خدا وند با طل همیشه نا بود شد نی است و اکنون هنگام آز ما یش بزر گ الهی ر سیده است پس باید موا ظب اعمال خود باشیم و از خط و و لایت فقیه پیر وی کنیم و به تمام تما یلات و دلبستگیهای این دنیا پشت پا بز نید و این دنیااست که هر چه بد بختی به سر انسان می او رد و هر گناهی که انسا ن به او آلو ده میشو د همان دلبستگیها به ود نیا است که به فر موده رسول خدا (ص)سختی دل از بسیاری گناه است و بسیاری گناه از بسیاری آرزو ها ست و بسیاری آرز و ها از فرا موشی مرگ است و فرا موش ی مر گ از ؟؟؟مال دنیا است پس حب دنیا سر تمام خفاهاست دل خود را به خدا بسپار ید و غبار های حب و دو ستی دنیا از قلب پا کتان بردارید .
ای پدر و مادر م اگر از من کار زشت و نا پسند دیده ای طلب عفو می کنم و میخواهم که این اعمال را نا دیده بگیر ید چو ن از ر وزی کم عقلی و بچگی بوده است .سلام برتو ای مادر مهربا ن ودلسوزم وصیت من از تو این است که در مر گم گر یه نکنید بلکه به تو و صیت میکنم که اشکی که از؟؟؟میشو د برای خدا وند و برای رضای خدا با شد چو ن هر قطره اشکی که برای خدا ر خیته شو د قدری از اتش دوز خ را سر د و خا موش خواهد کر د .
و سلا م برتو ای برادر م و صیتی که من بعد از مر گم به تو دار م اینکه تنها راه خدا را پیشه کنید و رفتارت انچنان رفتاری با شد که بتوا ند مرا با این رفتار شاد کنی و راهر و راه سایر شهیدا ن و برادرا ن خود باش ید بگفته حضر ت علی (ع)که می فر ما ید
با مر د م انطو ری رفتار کنید که تازنده ایدشما رادوست داشته با شند و همچنین شما ای خواهرا نم ازشما میخوا هم که با حجاب و رفتار زینب گو نه تان و درسنگر مدر سه بتوا نید راهرو راه برادر خود باشید و د شمنان دا خلی و خار جی را با ر فتار خود سر کو ب کنید وبعداز خوب ر فتار کردن شما با مر د م و دو ست داشتم شما را و ر عایت حجاب و بالا خر ه گذرا ندن عمرتان باشد که در با غها ی پرشکو ه بهشت یکد یگر را ملا قا ت کنیم وامید وار م که ائمه اطهار مرا شفا عت کنند و من نیز شما را با د ستور از حسین بن علی .
و السلام
بسمه تعالی
محمد حسن مهد وی که در مو ر خه او ل شهر یور ماه سال 1364چشم به جهان گشو د ودورا ن کو د کی را در خا نه محقر پدر سپری نما ئید تا اینکه به سن شش ما هگی مو قع مدرسه رفت او فرا رسید و دران زما ن در مدر سه ابتدایی بزنجان ثبت نام و مشغو ل تحصیل شد و دوران ابتدایی رابا مو فقیت به پایان رسا نید و بعد وارد مدرسه راهنمایی شد و تا کلاس سو م راهنمایی را نیز در مدر سه راهنمایی بزنجا ن ادامه تحصیل داد و ضمن اینکه هنوزمدر سه می رفت وسن زیادی از ایشا ن نگذشته بو د ودرکلاس سو م راهنمایی مشغول تحصیل بو د که جنگ ایرا ن و عراق شر و ع شد و او هم به همراهی دو ستان خود عاز م جبهه های جنگ شد ولی چو ن هنوز بچه بو د ومدرسه هم می رفت هر چه پدر و مخصوصا ” مادرش می خوا ست که در سش را ادامه بد هد واز ر فتن به جبهه او جلو گیری می کردند و لی او به هر صو ر ت انها را قا نع می کر د و در جواب می گفت که با ید ر فت واز امام و میهن و انقلاب خود دفاع کرد و هر قدر که می گفتند هنوز ز ود است و بعدا ” میر و ی و ظیفه خود را انجام می دهی و لی او می گفت که حالا جبهه لاز م است با ید رفت وان مو قع که د یگرباید رفت و اگر نر و یم ما را مجبو ر خواهند بر د و ما که می توا نیم با ید همین حالا بر و یم به هر صو ر ت در ان مو قع یکبار بصو رت بسیجی رفت و بعداز چندروز بر گشت وهنوزدر کلاس سو م راهنمایی بو د که باز هم دو سه بار بصور ت بسیجی به جبهه ها رفت و درچند ین عملیات شر کت نمود وباز هم برگشت ودرسش را ادامه داد و کلاس سو م راهنمایی قبو ل شد تا اینکه بعد از گرفتن مدر ک سو م راهنمایی چو ن خیلی علا قه داشت به جبهه برو د برای ار تش ثبت نام نمود و بعد از امتحان و قبو لی رفت وچند ین ماه پی درپی اموزش نظا می و دیگر آمو ز شهای لازم را د ید و تااینکه در قسمت گر هبا نی مشغو ل انجا م وظیفه شد وبعد از چند ماه ازانجا برگشت و گفت می خواهم برو م سربازی خد مت کنم و هر چه که گفتند هما نجا درارتش بمان و سربازی راهم خد مت می کنی و تمام می شو د ولی قبول نکر د و می گفت که می خواهم خد مت خود را در سپاه انجام دهم و دنبال د فتر چه اماده به خد مت برای سربازی رفت و تا اینکه در مو ر خه 65/4/18برای خد مت عاز م شد و بعد از اینکه مد ت شش ماه خد مت سربازی را در سپاه انجام دادوهر چه مدت یکبار به صو ر ت مر خصی مدت شش ماه خد مت سربازی را در سپاه انجام داد و هر چند مدت یکباربصو ر ت مر خصی به خانه می آمد و مارا خیلی نصیخت می کرد واز جبهه و جنگ صحبت می کر د وما را قا نع می کر د که هیچ ما نع او نبا شیم و از شهادت برایمان حرف می زد و می گفت هرکس با ید و ظیفه خود را انجام دهد و دین خود را به جا معه ادا نما ید و اخر ین باری که او را دیدیم در مور خه 22بهمن بو د که مر خصی امده بو د و همد یگر را د ید یم وبعد از چند رو زی که ماند خدا حافظی کر د و ر فت و بعد از چند ییعنی در مور خه 56/12/14در عملیات کربلای 5در منطقه شلمچه به شهادت رسید و پیکر اورا بعد از سه ر وز به با فت او رده بو دند و بعد او را در بهشت زهرای بزنجان به خاک سپر دند .
روحش شاد
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه