حسين حليمي

نــام :
حسين
نـام خـانوادگـی :
حليمي
نـام پـدر :
علي
تـاریخ تـولـد :
1344
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا  بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
کسانی که در راه خدا کشته می شوند نمرده اند بلکه زنده هستند و نزد خدایشان روزی می خورند.
اینجانب حسین حلیمی متولد 1343 شماره شناسنامه 173 صادره از رفسنجان نام پدر علی این نوشته و دست خط را از خود بجا می گذارم در موقع نبودن و کشته شدنم برای خانواده ام فرستاده شود. خدای مهربان من را بیامرز و این جان ناقابل را از من قبول کن. خدا این امام بزرگ را تا ظهور امام مهدی(عج) نگهدار. از شهید دادن باکی ندارم از شهادت باکی نیست اولیا ما شهید شدند یا مسموم شدند یا مقتول شدند . اولیا ما بعضی از آنها در حبس و بعضی از آنها در تبعید بسر بردند. برای اسلام هر چه جان بدهیم کم داده ایم و جانهایمان لایق نیست. کشته شدن در راه حق آرزوی ماست گرچه دشمن تشنه بخون گلوی ماست .
مادر عزیز سلام. پدر و مادر عزیز و مهربانم من در همه عمرم هیچ کسی را اندازه شما دوست نداشتم و ندارم. امیدوارم که هر کسی که از من بدی دیده من را ببخشد و از همه کس طلب آمرزش می کنم. معادل 140 تومان به برادر حسینی فرزند اصغر همسایه بپردازید. پنجاه تومان به عصمت خواهرم بدهید زیرا از من طلبکار است. معادل 200 تومان بدهید به برادر احمد تقی پور فرزند علی ساکن لاهیجان.
امیدوارم که بعد از شهادت من امت قهرمان ایران همیشه پیروز باشند و گول گروههای وابسته به شرق و غرب را نخورده و به صحبتهای امام که دشمن از آنها هراس دارد گوش فرا دهد و همیشه به ولایت فقیه لبیک گفته و چشم دشمنان اسلام را کور کنند به امت قهرمان توصیه می کنم که کوکورانه از دشمن اطاعت نکنند چون من این راه را با چشمان باز انتخاب کرده و این را علی گویان پیش می گیرم. چه سعادتی از این بالاتر که انسان در راه عقیده و آرمانش به شهادت برسد و همانطور که علی(ع) فرمود مرگ بر همگان است و چه خوب است که انسان مرگی را انتخاب کند که چاشنی زندگی باشد و چه زیبا امام امت می فرماید ما چه کشته شویم و چه پیروز شویم هر دو جهت پیروزی است. مادرجان شاید در این حمله کشته یا زخمی گردم اگر شهید شدم پیوسته دوست دارم وقتی که شهادت من را به شما خبر دادند می خواهم صبر پیشه کنید. مادرجان مادر گلتر از جانم می گویم بهشت زیر پای مادر است ولی من خود بهشت را در قلب تو دیدم و عطوفت و مهربانی تو لحظه به لحظه در شهرهای غربت به من امیدواری می دهد و هر چه در شهرهای غربت می گردم و هر چه خود را با مرگ نزدیک تر می بینم شدت علاقه ام را به شما و خانواده ام بیشتر احساس می کنم ولی عشقی که به شهادت دارم مهم تر از این علاقه هاست. مادرجان و پدرجان اگر خطایی از من سر زده و شما را ناراحت کردم امیدوارم من را ببخشید. برادرجان امیدوارم که حالت خوب باشد و برای اسلام کار و کوشش کنید. خواهران دیگرم از شما می خواهم که در مرگ من گریه و زاری نکنید. خواهران امیدوارم که من را ببخشید. من اگر شهید شدم گریه نکنید.
مادر به خواب امشب به چشم هر گناه من / آهسته فکر کن تو ای تنها پناه من
هرگز نمی سازم تو را از خواب خوش بیدار / آهسته خواب امشب فدای آن رخ ماهت
و در ضمن من حدود دو سال نماز و دو ماه روزه از برادرم خواهش می کنم برایم بجا آورد. والسلام. 61/4/8

بیوگرافی

سوم تير 1344، در شهرستان رفسنجان چشم به جهان گشود. پدرش علي، كارمند شهرداري بود ومادرش فاطمه نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس‌خواند. كارگر بود، به ‌عنوان ‌‌بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست‌ و هفتم ‌تير1361، در كوشك‌ به شهادت رسيد. پيكر وي مد تها در منطقه برجا ماند و سال 1376 پس از تفحص، در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1361/04/27
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
كوشك
عـملیـات :
رمضان
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *