
«اللهم ارزقنا توفيق الشهادة في سبيلك، اللهم ارزقنا توفیق زیارت الحسین فی الدنیا و توفیق شفاعت الحسین فی الآخرة»
بسم رب الشهداء و صدیقین
«إِلَهِي قَلْبِي مَحْجُوبٌ وَ نَفْسِي مَعْيُوبٌ وَ عَقْلِي مَغْلُوبٌ وَ هَوَائِي غَالِبٌ وَ طَاعَتِي قَلِيلٌ وَ مَعْصِيَتِي كَثِيرٌ وَ لِسَانِي مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ فَكَيْفَ حِيلَتِي يَا سَتَّارَ الْعُيُوبِ وَ يَا عَلامَ الْغُيُوبِ وَ يَا كَاشِفَ الْكُرُوبِ اغْفِرْ ذُنُوبِي كُلَّهَا بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ يَا غَفَّارُ يَا غَفَّارُ يَا غَفَّارُ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»
با سلام به پیشگاه امام زمان منجی عالم بشریت حضرت بقیة الله و با سلام به نائب بر حقش ، این قلب ملت ایران بلکه جهان، روح الله الخمینی.
باری خدا را شکر می کنم که به من حقیر گناهکار توفیق داد که توانستم در این جبهه های حق علیه باطل شرکت کنم و از خداوند متعال می خواهم که به من توفیق بدهد که در این عملیات سرنوشت ساز هم شرکت کنم، انشاءالله با پیروزی نهائی. بارالهی، پروردگارا، باز تو را شکر می کنم که توانستم در آخرین لحظات عمرم قلم در دست بگیرم و چند کلمه ای بر روی این کاغذ سفید جاری کنم. نمی دانم از کجا شروع بکنم چون که این انقلاب و این ملت شهید پرور ایران را به رهبر کبیر انقلاب هر لحظه ای که از عمرشان می گذرد خودش خاطره است و تمامی ملت و رهبر و مسئولین برای خدایشان خدمت می کنند همه اش برای دشمن خطرناک می باشد، ولی اگر بخواهم از اول شروع کنم وقت زیادی می خواهد، باز هم باید بگویم می خواهم از آخرها شروع کنم، از آن روزی که این جنگ شروع شد ای مردم شهید پرور آیا میدانید که رزمندگان شما در جبهه ها چه می کنند و آیا می دانید که با چه نیرویی این دشمن را به عقب می زنند؟ خلاصه باید به شما بگویم که همین فرزندان شما هستند که با دست خالی ولی قلبی مملو از ایمان دشمن را به نابودی می کشانند و اما سخنی چند با ملت، ای ملت قهرمان تنها پیام ما شهیدان این است که هرگز دست از رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران بر ندارید و همیشه گوش به فرمان رهبر باشید. به خدا قسم به جرأت می توانم بگویم هرکس از فرمان امام خمینی سرپیچی کند مانند کسی است که در دوران امام حسین (ع) در شب عاشورا حسین را تنها گذاشته است و مولای متقیان با 72 نفر جنگید و شهید شد، هرکس که فرمان امام را لبیک نگفت مانند کسی است که از دین خدا سرپیچی می کند؛ پس ای ملت قهرمان مواظب باشید خدای ناکرده با یک سرپیچی در قعر جهنم می افتید و دیگر راه بازگشت ندارید.
و اما چند کلمه ای با خانواده خودم، از شما می خواهم که در مرحله اول مرا ببخشید و ثانیاً در مراسم عزای من گریه و ماتم نکنید، دوست ندارم در عزای من حتی یک قطره اشک از چشم کسی بریزد، تنها خوشحالی من آن وقت است که شما در عزای من خوشحال باشید و به پدر و مادر شهیدان دیگر روحیه بدهید.
و اما چند کلمه ای با دوستان، ای دوستانم از شما می خواهم که در تمام صحنه های انقلاب خودتان را برسانید و از هیچ کاری سر باز نزنید و من از شما می خواهم که دعاها را هرچه بیشتر و با شکوه تر برگزار کنید.
و اما چند کلمه ای با خدای خودم، خدایا می دانم که من توفیق شهادت در راهت را ندارم، ولی اگر شهادت در راهت نصیبم شد دوست دارم که جسدم تکه تکه شود مانند معشوقم اباعبدالله الحسین که زیر سم اسب ها تکه تکه شد دوست دارم سر از بدنم جدا شود. خدایا از تو می خواهم که به من توفیق بده تا بتوانم آنچه به من محول شده است انجام دهم و آنوقت به فیض شهادت نائل گردم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
يكم مهر 1342، در روستاي ريحان از توابع شهرستان زرند چشم به جهان گشود. پدرش رجب، كارمند شركت ذغالسنگ بود و مادرش نيره (فوت 1351) نام داشت. مشغول تحصيل در حوزهعلميه بود، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. چهارم خرداد 1367، در شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره به شهادت رسيد. پيكر وي مدتها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص سال 1374، در گلزار شهداي زرند به خاك سپرده شد.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه