حسین دوست محمدی

نــام :
حسین
نـام خـانوادگـی :
دوست محمدی
نـام پـدر :
رمضان
تـاریخ تـولـد :
1348
مـحل تـولـد :
اختیار آباد
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسمه تعالی

بنام الله پا سدار حر مت  خون شهدا و با سلام به پیشگاه  مبار ک امام ز مان (عج)ار وا حنا  له افداءالعالمین  له الفدا ء با در و د به محضر امام امت  رو حی له افدا ء با صلوات  به راهیان  کر بلا عا شقان  به حق الله  پا سدارا نی که با جا معه سبز سرا غ سر خی خون را گر فتندو همه هستی خود  برای هستی اسلا م گذا شتند و ر فتند و می روند تا اسلا م  بماند .
خورشید به  خون  نشسته و سراغ شهدا را می گیر د  دلتنگ  است و مجال و رغبت و  صحبت  دردلش نیست وقتی نگا هش می کنم  سرخیش  را می بینم  در  خود فر و می رو م  می نگر م  که از مغرب غروب می کند از همانجا یی که هزا ران جوا ن  عا شق اسلا م  با رو شن هدا یت  تا پیشا پیش پای هر گمراه  می نما ید  با این  اندیشه به یادشهدا می افتم گاهی غمم د و چندا ن می شو د  و جو د م  را سر د می کند  گو ئی که دو ستان  شهید یادم می کنند  صدا یشان  را می شنوم  که با نوای بلندصدایم  می زنند  گو شم سر و د برو ن شد ن  اززندان  دنیا را می شنود  ونوید آزادیم  می دهند .
همیشه می اندیشم که چگو نه  وصیت کنم انسا نی که از خود هیچ ندارد چه به یاد گار  بگذا رد  گم شده ای که هنوز  خود را پیدا نکر ده چگو نه هدا یت  کند چگونه  می توان بذر بو د و ثمر داد طفل بو د و پیرشد و مرده بو د ورو ح از جانش جدایی ندا شته باشه این و قتها یادم به شهدا می افتدآنها یی که در جبهه جان دارند و حتی کفن که گاه  زیبنده تن  صالح ترین افراد د نیاست  لیا قت  لمسشان را ندا رد  حقا ” که شهدا کامل ترین انسا نها یند  که د نیا  به خود دیده ومی بیند آرزو دارم  که در پیش بسیجی ها  بمیرم تا به همراه شما خرو شان لطف و کرم آنها  به دریای معبودم بپیوندم  .  ای کاش که دیدگا نم را بدان هنگام که خبر تو را می بیند کو رو گو شهایم به  دان دم که جزء صدای  تو را می شنوند که وجودم را جزء مهر غالب اطاعت از تو می ریزد متلاشی کنی تا بنده سرا پا  گوش […] تو با شم ان چه می گویم کلام تو باشد .
پس […] برترین کتاب که نا مش کتاب الله است را با بهتر ین  و نیکو تر ین جملات  که هر آن آنچه زبا ن و عقل نا قصم  توان حر فی یا کلامی بدا ن شیوایی و ر سائی ندارد پس قرآن را بخوانید تا حدیث عشق عا شقان را زمزمه کرده با شئ و و صیتشان  را شنیده باشی  عبارتی  که کا مل  از هزاران  و صیت شهید را مرو ر کر ده باشی وبعد به احادیث توجه و افری داشته باشیم تا به جای آنکه ازبنده ای همچون من سخن نا قص شنیده باشی از چهار ده  نور معصو م حق رابیا مو زید درآخر لا زم است که نام مبار ک  قرآن را برای توصیه  بیشتر برده  با شم .
با پدرو مادرم  به آنها بگو ئید خدا را شکر کنند که  فرزندتان ایستاد و […] د شمن را در خانه اش  تنگ دید آزاد مرد و  اسیر دشمن  نشد بگوئید  که فرزند تان  کلامی  در مدحتان نیافت که برایتان مداحی کند  بگو ئید او آنچنان  در محبتهای شما بو د که توان  گفتن  هیچ کلا می را ندا شت بگو ئید که فرزند تان آرزو دا شت با صدای بلند  شما را به عنوان بهترین  مادر و پدر  د نیا معرفی کند می خواست که همیشه  به زانو و خدمتگزارتان با شد لکن آنچه امروز مسئله اصلی  بو د جنگ بو د  امید است که مرا مورد لطف و رحمت  خویش قرار داده  و اگر کوتاهی از من سر زده به بلندای همت  والای خو یش ببخشند و مرا عفو کنید  به برادرا نم  بگو ئید  مرا عفو کنند و ببخشند وراه  مرا ادامه د هند و اسلحه  مرا به زمین  نیندا زند و همیشه  از خدا برای من طلب عفو و مغفر ت  نما ئید و اگربدی  از من د یده اید

بیوگرافی

يكم مرداد 1348، در روستاي اختيار آباد از توابع شهرستان كرمان به‌دنيا آمد. پدرش رمضان، راننده بود و مادرش طيبه‌السادات نام داشت. در حوزه علميه درس خواند، به ‌عنوان بسيجي درجبهه حضور يافت. نوزدهم دي 1365، در شملچه بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وي در زادگاهش واقع است.

وی در خانواده مذ هبی و ز حمتکش  و محرو م  دیده به جهان گشو د. ایشا ن فرزند سو م  خانواده بو د د ورا ن تحصیل ابتدا یی و متو سطه خود را در ر و ستای مذکور گذرا ند  پس ازان جهت ادامه تحصیل  به مدر سه معصو میه کرمان راه یا فت با عشق و علاقه فرا وان  به تحصیل  علو م دینی پردا خت  پس ازان به حوز ه علمیه قم شتا فت و درمدر سه کر ما نیها مشغو ل به تحصیل شد .
لا زم به یاد او ری است  که ایشا ن با کا رکردن در ایام تعطیلا ت تا بستان مخار ج تحصیل  خود را تامین می نمود  . در تا بستان سال 1365برای اولین باربه جبهه شتافت و درعملیات کربلای یک درازاد سازی مهرا ن شر کت نمودو همان شب او ل در اثر اصا بت تیر از ناحیه پا زخمی شده پس ازمدتی سلا متی کامل خود را باز یا فت بلا فا صله به جبهه عزیمت  نمود  و د فعه سوم درتاریخ 65/9/17به جبهه شتا فت  و در عملیا ت کربلای پنج در منطقه شلمچه درگر دان 412به عنوان بی سیم  چی گردا ن 412 بو د که پس از عبو ر در محور شلمچه در اثر اصابت ترکش خمپاره  به فیض شهادت نا ئل گر د ید .
رو حش شاد و یادش گرا می و راهش پر رهر و باد .

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/19
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
کربلای5
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *