
بسم الله الرحمن الرحیم
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله گواهی میدهم که جز الله خدایی نیست گواهی می دهم که محمد رسول خداست.
فرا رسید. بله فرا رسید که سرانجام قلم خود را بر روی کاغذ بگذارم و چند جمله ای را که بعنوان وصیت نامه است از خود بجا بگذارم و در اول به شما خانواده عزیز می گویم از آنجاییکه این ملت قهرمان همواره توانسته است از زیر امتحان الهی سربلند بیرون آید من خیلی ضعیف تر و ناتوان تر و کوچکتر و ناتوانتر از آن هستم که بخواهم چیزی را بعنوان تذکر در وصیت نامه ام ذکر کنم. در اول به پا داشتن نماز در اول وقت که بسیار فضیلت دارد که حتی امام صادق(ع) می فرمایند به شفاعت ما اهل بیت نائل نمی شود کسی که نماز را سبک بشمارد و یا گفته اند اگر نماز قبول شود سایر اعمال نیز قبول می شود اگر نماز رد شود سایر اعمال نیز رد می شود. دوم حجاب که مساله مهمی است. شما ببینید طفل آقا اباعبدالله در صحرا کربلا بعد از واقعه عاشورا که خیمه را آتش می زنند به بیابان پناهنده می شود در آنجا بیهوش می شود عمه اش زینب(س) آن را پیدا می کند و وقتی که بهوش می آید می دانید اولین حرفی زد چه گفت نگفت من را کتک زده اند به عمه نگفت گوشواره را از گوشم در آوردند. گفت عمه جان کو چادرم. عمه جان چادرم را از سرم کندند. وای بحال شما که اگر بخواهید کمی یا ذره ای در حجابتان سستی کنید و کوتاهی در هر مسئله نداشتن آخرت است. احکام اسلام را در خود پیاده کنید خود را با احکام اسلام رشد دهید و در کنار اعمال واجب که انجام می دهید نماز شب را تا می توانید بخوانید و در حالیکه اشکتان می ریزد بحال این بنده روسیاه نیز دعا کنید که از دار فانی دنیا رفتم و هیچ توشه ای همراه ندارم. مسئله دیگری که باید ذکر کنم انفاق است کمک کنید به فقرا و یتیمها دلسوز آنها باشید تا با این عملتان سرمایه ای در آخرت فراهم کنید و سعی کنید عمل خیری را که انجام می دهید نکند بوسیله ریا و یا دیگر صفات رذیله از بینش ببرید که نه در دنیا اجری داشته باشید و نه در آخرت. در پایان ممکن است جنازه این گناهکار قرار باشد تکه تکه شود و در گرما بسوزد و در آن هنگام نیز همانند مادر وهب باشید و بگوید فرزندی را که قربانی اسلام کردم حتی جنازه او را هم قبول دار نیستم و این خود اجری دیگر دارد و همیشه از خداوند خواسته ام که اگر شهید شدم مفقودالاثر بشوم. انشاالله که خداوند دعایم را برآورده می کند و قرآن خواندن و دعا خواندن و سایر چیزها را از راه دور برایم بفرستید. 64/4/3
حشمتالله، چهارم فروردینماه سال 1347، در روستای اندوهجرد از توابع شهرستان كرمان به دنیا آمد. پدرش محمد، كشاورز زحمتکشی بود که نان حلال بر سفره خانواده مینشاند و مادرش شكوه نام داشت. حشمتالله تا پایان دوره راهنمایی درس خواند و بعد از آن برای مقابله با دشمن متجاوز به بسیج ملحق شد تا سهمی در دفاع مقدس ایفا کند.
وی پس از طی دورههای آموزشی نظامی راهی جبهه شد و نهایتاً بیستودوم بهمنماه سال 1364 در جریان عملیات والفجر هشت در منطقه اروندرود بر اثر اصابت تركش به شهادت رسید.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه