حمدالله شمس الدینی

نــام :
حمدالله
نـام خـانوادگـی :
شمس الدینی
نـام پـدر :
يدالله
تـاریخ تـولـد :
1350
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

به نام خداوند بخشنده ی مهربان
به نام خدائی که ما را آفرید و به ما جان داد و جان ما را می ستاند به نام خدائی که نابود کننده ظلم و شرک و کفر در روی زمین و بر پا دارنده عدل و قسط و حکومت قرآن است بنام آنکه همه چیز از اوست و از اوئیم و راهی نیست جز به او پیوستن و به او ملحق شدن ،پس بسوی او می شتابیم تا رستگار شوم و ندای هل من ناصر ینصرنی حسین را لبیک می گویم،خداوندا مرا بپذیر و قبول درگاهت قرار بده.
خداوندا مرا توان آزمایش تو نیست،ای ملت ایران بدانید امروز کفر و باطل و زشتی و پلیدی به سر کردگی آمریکا در یک طرف و حق برابری و برادری رهبر ی ولی فقیه در طرف دیگر قرار گرفته است و جهنخواران و مستکبران تمام هستی خود را در نابودی این انقلاب می بینند و از هیچ کوششی برای شکست آن فروگذار نشیند و ما هم بنا بر رسالتی که بر دوش داریم با تمام قوا و توان خویش با استعمارگران و مستکبران به مقابله بر خواسته ایم ،شما مردم اگر می خواهید اعمال و کارهایتان در جهت پیش برد انقلاب باشد اتحادتان را حفظ کنید اکنون جنگ بین اسلام در هرکجا هستید به خوبی پاسداری کنید و آنرا تقویت نمائید من اکنون بهترین ساعات زندگی ام را حس میکنم زیرا که به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان خود را لبیک گفته ام میروم که نابود کنم دشمنان اسلام و قرآن را بر پا کنم پرچم الله اکبر را با اهداء خون خود و با رضایت کامل…..در مقابل توطئه های دشمنان ایستادگی نمائید و نگذارید خون شهیدان پایمال شود و نگذارند این انقلاب…شود همچنان که ایستاده اند و استوار و صبر پیشه خود کنند که خداوند صبر کنندگان را دوست داردو با پشتیبانی از ولایت فقیه و پیروی از دستورات قرآن و اسلام و از روحانیت این انقلاب را هر چه زودتر به انقلاب امام زمان (عج) متصل کنند و نگذارند دشمنان اسلامفاصله بینی آنها و روحانیت ایجاد کنند که خواسته دشمنان اسلام و انقلاب جدائی بین همین دو قشر است  من خدا را سپاس می گذارم و شاکرم که مرا به راهش که راه اسلام و قرآن است هدایت کرد امید است اگر در راه خدا به شهادت برسم این خون های من سبب قوی ترشدن نهال انقلاب شود و امیدوارم خداوند این بنده حقی را بپذیرد و مرا در صف شهیدان راه خودش قرار دهد،مردم مرا شهید نخوانید چرا که واژه ی با سعادت و پر معنای شهادت را نمی شود روی هر کس گذاشتزیرا من میبینم که چه اشخاصی خالصانه و عاشقانه با هدف مقدس میروند و با ایمانی که در وجود آنها دیده ام شرمسارم که نام شهید بر روی خود بگذارم من عاشق خدا شده ام ولی مردنم دلیل بر این نیست که خدا هم عاشق من شده است من در راهی قدم گذاشته ام که باید سرها را به خدا عاریه داد و باید جانها را در راه خدا داد  خدایا آرزو دارم که صدها جان داشتم و همه را فدای تو می کردم پدر و مادر عزیزم من چنین احساس میکنم که تازه به دنیا آمده ام و شما مرا بزرگ کرده اید و من راه و روش زندگی کردن آموخته اید پدر و مادر عزیزم ما فرزندان امانتی هستیم از طرف خداوند نزد شما شما به امانت سپرده شده ایم بنا براین هر زمان که خداوند اراده کند ما را از شما خواهد گرفت پدر و مادر عزیزم مرا ببخشید و عفو کنید و گریه و زاری نمائید در شهادت من دل به خدا ببندید و مرا دعا کنید که دعای شما اثر بخش است.
از همسرم طلب عفو و بخشش دارم از شما خواستارم فرزندانمان این امانت خداوند را بخوبی و به نحو احسن تربیت نمائید تا اینکه در آینده فردی لایق خدمتگذاری شایسته برای انقلاب باشند از برادرانم و خواهرانم طلب عفو دارم امیدوارم راه مرا ادمه دهید برادرانم سلاح بر زمین افتاده مرا بردارید و راه شهیدان را ادمه دهید خواهرانم را به حفظ حجاب و رعایت شئونات اسلامی توصیه میکنم و در پایان از تمام اقوام و آشنایان می خواهم این بنده حقیر را ببخشید و برایم دعا کنید والسلام
حمدالله شمس الدینی

بیوگرافی

بيستم‌ تير 1350، در روستاي گنجان از توابع شهرستان بافت چشم به جهان گشود. پدرش يدالله و مادرش زليخا نام داشت. تا پايان مقطع ابتدايي درس خواند. سال 1366، ازدواج ‌كرد و صاحب يك پسر و يك دختر شد. پاسدار بود، نهم اسفند 1374، در سيرجان هنگام رزمایش بر اثر انفجار مواد منفجره به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1374/12/09
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
سيرجان
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *