
بسم الرب الشهداء والصديقين
اين وصيت نامه ها انسان را مى لرزاند و بيدار مى كند «امام خمينى »به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
اين وصيت نامه را در شب سه شنبه در ساعت 5/8 مى نويسم
دادخدا حسينى ، آنقدر به جبهه ها مى روم و با دشمنان اسلام مى جنگم و مى كشم تا كشته شوم .
اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد .
اى جوانان نكند در غفلت بميريد كه حضرت على (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بىتفاوتب بميريد كه على اكبر در راه حسين با هدف شهيد شد .
اى مادران مبادا از زفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيرى كنيد كه فردا در محضر نمى توانيد جواب زينب را بدهيد كه تحمل 72تن شهيد نمود .
همه مثل خاندان وهب باشيد ، جوانان را به جبهه بفرستيد و حتى جسد او را تحويل نگيريد زيرا مادر وهب فرمود سرى را كه در راه خدا دهم پس نمى گيرم برادران استغفار و دعا از يادتان نرود كه بهترين در مان ها دعا تسكين درد ها است و هميشه با خدا باشيد و قدم در راه او برداريد و هر گز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از رو حانيت مبارز جدا نكنند اگر چه كردند روز بد بختى مسلمانان و روز جشن ابر قدرت هاست هر روزتان را در جبهه هاى حق عليه باطل ثابت نگه داريد بر امام بيشتر دقيق شويد وخون جوانان را تسليم او سازيد و صداقت اخلاق خود را هم چنان حفظ كنيد كه اگر فيض شهادت نسيبم گشت آنان كه پيرو خط سرخ حسينى نيستند بر سر جنازه من حاظر نشده با شند كه ما شهداء آنان را نيز متحول سازيم و به رحمت الهى نزديكشان كنيم .
سلام مرا به رهبر عزيزمان برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر برادرم كيومرث را ترك نخواهم كرد و با خداى خود پيمان خواهم بست كه در تمام عاشورا ها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه خواهم بود و سنگر اورا خالى نمى گذارم تا هنگامى كه احكام اسلام و در زير پرچم اسلامى امام زمان به اجرا در آيد .
والسلام 25/7/62 دادخدا حسينى
پنجم خرداد 1348، در شهرستان عنبرآباد به دنيا آمد. پدرش مالك و مادرش خيري نام داشت. تا اول راهنمايي درس خواند. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. سيزدهم آبان 1362 ، در پنجوين عراق بر اثر اصابت تركش خمپاره به پاها، شهيد شد. پیکر وي را در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپردند. برادرش کیومرث نيز به شهادت رسيده است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه