
بسم الله الرحمن الرحیم
65/10/3
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
“من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.”
بنام او و بیاد او برای او و بنام آن کس که جان داد و جان می گیرد و بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود بر منجی عالم بشریت آقا امام زمان(عج) روحی لتراب مقدمه الفدا و سلام و درود بر نایب بر حقش رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی امام خمینی روحی له الفدا و سلام و درود بر رزمندگان اسلام.
خداوندا! برای رضای تو آمده ایم به جبهه تا دین تو را یاری کنیم، خداوندا! ما همه می دانیم تو شاهد و ناظر هستی که گناهان زیادی انجام داده ایم اما تو ای خدای بزرگ ما را رسوا نکردی. خداوندا! سرتاسر وجودمان گناه است و از بس گناه کردیم نمی توانیم سرمان را به سوی تو بلند کنیم، خداوندا! شرمنده ایم از کارهای گذشته. خدا حالا که آمده ایم به اینجا به درگاه تو رو آورده ایم و می گوییم خدایا! پشیمانیم از گناهان گذشته و خدایا! توبه می کنیم از کارهای گذشته و از تو می خواهیم که توبۀ ما را بپذیری و ما را به راه راست هدایت کنی، وصیت خود را آغاز می کنم:
سلام بر پدر و مادرم سلام بر مادرم که زحمت کشیده و شب و روز خواب خود را گرفت و مرا بطور احسن بزرگ نمود. سلام من بر مادری که اجازه داد فرزندش به جبهه برود و دین اسلام و دین خدا را یاری کند انشاءالله خداوند به شما […] زینب گونه توفیق بندگی و ستایش او را بدهد.
مادر جان می دانم که شهادت من و جدایی من برای تو خیلی دشوار است، مادر در شهادت من صبر کن که خداوند صابران را دوست می دارد. مادر اگر امروز با مرگ جاودانه از این دنیا نرویم خلاصه یک روزی بایستی از این دنیای فانی برویم چه خوب است که رفتنمان از این دنیا شهادت در راه خدا باشد و در زمره شهیدان باشیم. پس مادر افتخار کن بر چنین فرزندی که در راه خدا جان داد و خون خود را به خدای خود هدیه نمود. مادر جان در شهادت من گریه نکن بلکه گریه برای مصیبت و مظلومیت حسین(ع) و یاران و اهل بیتش کن.
و در آخر از تو مادر عزیزم می خواهم که شیر پاکت را حلالم کنی و مرا به خوبی خودت ببخشی و اما تو ای یگانه خواهرم تو باید رسالت زینب گونه را بر دوش بگیری و پیام خون برادرت را به جهانیان برسانی و همچنان حجابت را حفظ کن که حجاب تو کوبنده تر از شهادت من است و در پایان از تو می خواهم که مرا ببخشی.
و سخنی دارم با برادرانم شما باید راه من و سایر شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه بر زمین افتاده مان را بردارید و بر علیه دشمن بجنگید.
و اما سلام بر پدرم، پدری که زحمت کشید و بچه هایش را مومن و مسلمان تربیت نمود و به جامعه تحویل داد. پدر جان در شهادت من مثل ابا عبدالله که در شهادت فرزندانش صبر کرد، صبر کن و همیشه در روضههایت مصیبت حسین (ع) را فراموش نکنی و تا زنده هستی عزاداری عاشورا را بر پا کن و مجلس عزاداری ابا عبدالله در خانه برگزار کن که ما هر چه داریم از حسین(ع) و اهل بیت او داریم. در پایان از تو طلب عفو و بخشایش دارم و پدر و مادر در مدت عمر عزیزتان نگویید که فرزندمان ناکام از این دنیا رفت و مجلس دامادی او مجلس عزای او شد.
مادر جان و پدر جان در جبهه عاشق دختری شدم که از تمام دخترهای جهان زیباتر و انسان را سعادتمند می کند این دختر شهادت نام دارد و چنان عشقش مرا فرا گرفته که از خداوند می خواهم که هر چه زودتر من را به او ملحق کند و مرگ مرا شهادت در راهش قرار دهد و شهادت من مجلس دامادی من باشد و انشاءالله که هست.
و اما سخنی دارم با طلاب محترم، ای طلاب شما باید شیره های حلم را از حجره های خویش بیرون بکشید و آنها را مثل عسل کنید و به مردم بنوشانید تا بهتر اسلام و دین خدا را بشناسند و در پایان از همه شما طلاب می خواهم که درستان را خوب بخوانید و توطئه دشمنان را سرکوب کنید و از شما می خواهم که مرا ببخشید.
و اما سخنی دارم با امت حزب الله خصوصا امت شهید پرور همیشه در صحنه خانوک، ای مردم شما همچنان راه شهیدان را ادامه بدهید و جبهه و پشت جبهه را خوب نگه دارید و فرزندانتان را برای یاری دین اسلام بفرستید.
در پایان از شما طلب عفو و بخشایش دارم، از شما دوستانم می خواهم که راه ما را ادامه بدهید و اسلحه بر زمین افتاده مان را بردارید و جایمان را پر کنید. از همگی شما التماس دعا دارم و از شما می خواهم که اگر خداوند شهادت را نصیب من کرد و شهید شدم و جسدم بدست شما رسید جسدم را به خانوک برده و در گلزار شهدا در کنار یکی از شهدا دفن نمایید و از شما می خواهم که دعا برای طول عمر امام عزیز و پیروزی رزمندگان فراموشتان نشود. به امید پیروزی رزمندگان اسلام.
خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
“والعاقبه للمتقین”
برادر حقیرتان سید محمود اسدی. 65/10/3
[وصیت نامهای دیگر]
با نام خدا
بسم رب الشهدا و الصدیقین
با سلام به منجی دو عالم مهدی صاحب الزمان(عج) و با سلام به این قلب تپنده، این امت امام خمینی، سلام بر رزمندگان ایثارگران جبهه های حق علیه ظلمت. کربلا آرزو داشتیم ببینیم شش گوشه قبر سید الشهداء(ع) [را]، اما افسوس که لیاقت دیدن این قبر را نداریم. راستی چرا ما عشق حسینی در دل هایمان جای دارد برای اینکه در لحظات آخر سید الشهدا(ع) خدا به او گفت: گرچه تو کشته شدی در راه من اما این را بدان که نامت تا ابد در دل های مؤمنین خواهد بود.
[وصیت نامه ای دیگر]
بسم الله الرحمن الرحیم
“انا لله و انا اليه راجعون .”
با سلام و درود فراوان به منجی عالم بشریت آقا امام زمان روحی لتراب مقدمه الفدا و سلام و درود بر نایب بر حقش پیر جماران، امید مستضعفان امام خمینی روحی له الفدا .
پدر و مادر عزیز اگر من از این دنیا هجرت کردم و به آخرت شتافتم برای من گریه نکنید و برای مظلومیت امام حسین(ع) و برای […]. مادر جان می دانم که برای بزرگ کردن و تربیت من خیلی زحمت کشیده ای و همیشه آرزو داشتی که من یک فرد مفیدی باشم. مادر جان همیشه سربلند باشی و صبر کن که خداوند صابران را دوست می دارد و افتخار [کن] بر فرزندت.
سوی دیار عاشقان رو به خدا می رویم/ بهر ولای عشق او به کربلا می رویم
وصیت کرده به من عزیز همسنگرم/ که من شهید اگر شدم بگو تا با مادرم
طلب نماید از خدا سلامت رهبرم / گریه مکن مادر من با رفقا می رویم
یکم فروردين 1349 ، در شهر خانوك از توابع شهرستان زرند به دنيا آمد. پدرش سيدجلال و مادرش عصمت نام داشت. تا سطحی یک اتمام لمعتين در حوزه علميه درس خواند. روحاني بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست ویکم دي 1365 ، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به پهلو، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه