صفر زنگی آبادی

نــام :
صفر
نـام خـانوادگـی :
زنگی آبادی
نـام پـدر :
اسدالله
تـاریخ تـولـد :
1349
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الارْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ  اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
بسم الله الرحمن الرحیم
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ
و دستور داه شد که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد وصیت کند:
خوشا آنانکه در راه عدالت / بخون خویش غلطیدند و رفتند
خوشا آنانکه با عشق شهادت / لباس رزم پوشیدند و رفتند
با سلام و درود به محضر مبارک بزرگ منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم روحی لمقدمه لفدا و نایب برحقش امام امت و به امید نابود شدن کفر جهانی و از بین رفتن فتنه در جهان و به امید پس گرفته شدن حق هر مظلومی از ظالم در عالم و به امید ظهور امام عصر(عج) وصیت نامه خود را شروع می کنم اکنون که قاصد مرگ منزل به منزل و لحظه به لحظه به من نزدیک و نزدیکتر می شود و احساس می کنم که رفتنی هستم لازم می دانم چند نکته را خدمت پدر و مادر مهربان و زخمتکش و خواهران و برادران همشهریان خویش بیان کنم که عزیزان موقعیت موقعیت حساسی است وقت وقت امتحان است انگار به درود کردن محصول نزدیک می شویم ولی باز به خود نمی آیم و غصه می خورم که چرا بیشتر عبادت نکردم و با معبود خویش راز و نیاز نکردم یا رب ارحم ضعف بدنی و رقه جلدی و دقه عظمی خداوندا رحم کن بر ناتوانی بدنم و نازکی پوست و باریکی استخوانم و این عبارات زیبا فقط عده ای را زاهد و خداپرست می کند.
برادران و خواهران عزیز هوشیار باشید که شیطان فریبتان ندهد شیطان هر لحظه در کمین انسان است منتظر کوچکترین فرصت است و از آسانترین راهها انسان را فریب می دهد که انسان متوجه نمی شود مواظب باشید که شیطان در پیشگاه احدیت قسم یاد کرده که (فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ) به عزت و جلالت قسم پروردگارا همه را فریب می دهم به جز عده قلیلی که به تو ایمان قلبی دارند و سخن را کوتاه می کنم پروردگارا بسویت می ایم ولی با بار گناه و معصیت بسویت می آیم بصورتی که آنطوری که می بایست تو را درک نکردم و تو را نشناختم . خداوندا شاهد باش  که برای رضای تو و بخاطر تو و برای مستحکم شدن پایه های دین تو و برای انجام دادن وظیفه خود و برای لبیک گفتن به ندای رهبر خود که همان ندای امام زمان (عج) روحی لمقدمه الفدا و همان ندای هل من ناصر ینصرنی سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین است حاضر شدم از دنبا بگذرم از پدر و مادر و خواهر و برادرم بگذرم و از زیباییهای دنیا درگذرم ولی تو را دریابم و به چشم دل تو را ببینم و امام زمانم را ملاقات کنم.
بارالها از تو می خوام و تمنا دارم که ناامیدم نکنی که مرا بپذیری.
پدر و مادر مهربانم نمی دانم که چگونه با شما صحبت کنم و چه بگویم در حالی که از شما شرمنده هستم به سبب زحمتهایی که برای من کشیده اید و رنجهایی که برداه اید و انشاالله خدوند به شما اجر و ثواب بی نهایت عطا بفرماید و مواظب باشید که هر ان در معرض امتحان الهی هستید و امیدوارم که از این امتحان موفق بیرون بیایید و پیروز شوید و همیشه و در همه حال چه در سختی و چه در آسانی بیاد خداوند باشید و همیشه شکرگزارش باشید که آنچه رضایت و مصلحت خداوند در آن باشد نعمت است و بسیار نعمت ارزشمندی است اگر انسان شبها عبادت کند و روزها را روزه بگیرد نمی توان شکر یک نعمت الهی را بجا آورد. و هر وقت که با خدا بودید و سختی به شما رسید بدانید که در معرض امتحان الهی هستید و خداوند شما را دوست می دارد و خداوند در قرآن کریم می فرماید وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
خداوند می فرماید: و البته شما را به سختیها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس(جانها) و آفات زراعت بیازمائیم و بشارت و مژده آسایش از آن صبرکنندگان است بسیار مواظب باشید.
پدر و مادر مهربان و زحمتکش می دانم که خطاهای زیادی از من سر زده است ولی نمی دانم که چگونه جبران نمایم فقط از شما می خواهم که مرا عفو نمایید و ببخشید..
مادرجان نمی دانم چگونه با تو صحبت کنم در حالی که نیمی از مسئولیت بزرگ کردن و تربیت کردن من بر عهده شما بوده است مدت زیادی مرا شیر دادی و مرا شب و روز در دامن خود پروریدی و بزرگم کردی و شما هر دو برایم زحمت کشیدید و ای کاش دستان مبارک و مهربانتان را بوسیده بودم و از شما می خواهم که خواهران و برادرانم را طوری تربیت کنید که همیشه در خط اسلام باشند  مخصوصا برادرانم را طوری تربیت کنید که آنها از سربازان امام عصر(عج) روحی لمقدمه الفدا باشد. پدر و مادرجان راضی نیستم که برایم اشک بریزید و ناله کنید و راضی نیستم اشکی که بر من می ریزید و ناله ای که بر من می کنید از اشکی که بر امام حسین(ع) می ریزید و ناله ای که بر امام حسین(ع) می کنید بیشتر باشد و امیدوارم که این عبادت در قلبتان اثر کند و بدانید که این مصیبتی که بر شما وارد شده است در مقابل مصیبتهایی که بر امام حسین(ع) و ائمه اطهار و معصومین علیها سلام وارد شده هیچ است و اصلا قابل مقایسه نیست و هر وقت گریه تان گرفت بر مظلومی اباعبدالله(ع) گریه کنید و اشک بریزید و خوشحال باشید که در راه انجام دادن کارهای دنیوی جانم را از دست نداده ام و در حال یاری کردن دین خدا جان خود را از دست داده ام و خدا را شکر می کنم و بسیار خوشحالم که خداوند مرا نیز پذیرفت و به جبهه راهنمایی نمود. پدر و مادرجان اگر فردی یک شیئی و یک چیزی را به عنوان امانت به شما داده بود و موقعی که دنبال امانت می آمد شما امانت را پس می دادید یا اینکه نه امروز و فردا می کردید و در حالی که می دانستید که باید امانت مردم را پس داد و جان حقیر هم حکم همین امانت را دارد که روزی می بایست به صاحب اصلیش برگردانده شود که ما هیچ از خود نداریم.
و سخنی هم برای خواهرانم دارم. خواهرم حجاب تو مهمتر از خون من است حجابت را رعایت کن و برایم گریه مکن و در اوقات بیکاری قرآن بخوان و بدانید که بازگشت همه بسوی خداوند است. و اگر سعادت نصیبم شد و شهید شدم برایم دعا کنید که خداوند مرا جزو شهدای واقعی قرار دهد و دوست دارم جنازه ام بدون هیچ تشریفاتی دفن شود و دوست ندارم که از من تعریف کنید در حالی که من قابل تعریف نیستم و نبودم و دوست ندارم قبر ائمه اطهار(ع) در قبرستان بقیع مظلوم باشد و حتی چراغی هم نداشته باشند ولی قبر من از نظر ظاهر از آنها بهتر باشد و اگر خواستید بر قبرم سنگ ساده ای بگذارید و اطراف قبرم را نرده نکشید.
و سخنی نیز برای جوانان عزیز دارم بنده کوچکتر از آن هستم که با عزیزان سخن بگویم ولی لازم می دانم که بگویم مسئله این است که شما ارزشمندترین ساعات عمرتان را طی می کنید و چه بخواهید و چه نخواهید روزی عمرتان به پایان خواهد رسید و روزی پرده ها از جلوی چشمهای همه شما کنار خواهد رفت و خواهید فهمید.
برادران محترم رضایت خداوند را دریابید و همیشه بیادم باشید و سعی کنید عباداتتان از تفریحاتتان بیشتر باشد و امام حسین(ع) واقعی را دریابید و راهی را که آنحضرت رفت شما هم بروید امام حسین(ع) قیام نکرد و شهید نشد که ما فقط روضه بخوانیم و سینه بزنیم اگر چه روضه خوانی و سینه زنی بسیار مهم است و ثواب زیادی دارد ولی باید فکر کنیم که امام حسین(ع) که بود و چه کرد و چه شد و به ما چه آموخت و از ما چه توقعی دارد و باید روضه خوانی و سینه زنی و رفتن راه حسین(ع) با هم باشند و سخنی دارم به برادران روحانی عزیز گرچه بنده خیلی کوچکترم که با آنها سخن گویم. عزیزان هدفتان را الهی کنید گرچه الهی است و مردم را راهنمایی کنید و اول به واجبات بپردازید و بعد به سراغ مستحبات بروید و قرآن بخوانید و قرآن را برای مردم معنی کنید و مرا عفو نمایید و مرا ببخشید و هر کس بر من حقی دارد و در آخر یک آیه از قرآن را برایتان می نویسم وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ  فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ای مومنان با کافران جهاد کنید تا در زمین فتنه و فسادی نماند و آیین همه دین خدا گردد و چنانکه دست از کفر کشیدند خدا به اعمالشان بصیر و آگاه است. پروردگارا حالا که به سویت می آیم گناهکار می آیم گناهان مرا بپذیر و مرا ببخش. خداوندا اگر شهید شدم مرا شهید واقعی قرار ده . خداوندا امام زمان(عج) روحی لمقدمه الفدا را از من راضی و خوشنود گردان الهی تا مرا نیامرزیده ای از این دنیا مبر. از امت حزب الله التماس دعا دارم. صفر زنگی آبادی 65/9/12

بیوگرافی

يكم ‌فروردين 1349، در شهر زنگي‌آباد از توابع شهرستان كرمان ديده به جهان گشود. پدرش اسدالله، كشاورز بود و مادرش ‌سكينه نام داشت. تا پايان ‌مقطع راهنمايي درس خـواند، به ‌عنوان بسيجي در جبهه ‌حضور يافت. نـوزدهم دي 1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش شهيد شد. پيكر وي ‌در زادگاهش به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1365/10/19
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
کربلای5
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *