
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »
هرگز به کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نگوئید، بلکه آنها زنده اند و نزد پرودگارشان روزی می خورند.
«اشهد ان لا اله الا الله» شهادت می دهم که خدای یکی است و جز او خدایی نیست
«اشهد ان محمد رسول الله» شهادت می دهم که محمد رسول و فرستاده خداست
«اشهد ان علی ولی الله» شهادت می دهم که علی (ع) امام اول شیعیان و امام بر حق است
شهادت می دهم که این جمهوری اسلامی ایران حق است و در راه حق گام بر میدارد و شهادت می دهم که امام خمینی، امام برحق و رهبر تمامی مستضعفان جهان است.
اینک اینجانب عباس رحمانی فرزند محمد چند جمله ای را به عنوان آخرین جملات و وصیت نامه بر روی کاغذ می نگارم. جسمم سالم و روانم درست است و به اختیار خود آزاد هستمو و هیچگونه زور و اجباری در کار نیست و این راه که در آن قدم گذاشته ام آگاهانه انتخاب کرده ام و آگاهانه در این راه قدم گذاشته ام و یقین دارم که این راه، راه حق و حقیقت است و این راه اسلام راستین است و هدف من یاری اسلام و یاری مستضعفان جهان است و شما ای پدر و ای مادرم اگر من را در میان خود نمی بینید و جای من را خالی احساس می کنید ناراحت نباشید، نگران نباشید.
و شما ای برادر و خواهرم اگر می بینید برادرتان در میان شما نیست از این بابت نباید نگران باشید زیرا این وظیفه هر فرد مسلمانی است که برود دفاع کند و جان خود را در این راه خدا از دست بدهد و این وظیفه من هم بود و من هم می بایستی بروم و شما برادرم نباید ناراحت باشید، شما هم باید این راه را انتخاب کنید و در این راه قدم بگذارید و اسلحه به زمین افتاده من را بردارید و با دشمنان دین بجنگید و برای من گریه نکنید و اگر می خواهید گریه کنید برای حسین زهرا گریه کنید.
در ضمن فرزندانم تا هر وقتی که دوست داشتند پهلوی مادرشان باشند و تا هر زمانی که مادرشان قبولشان کرد پهلوی خودش باشند و هر وقت که قبولشان نکرد یا خودشان نخواستند پهلوی پدرم باشند و از بابت قرضهایم همانطور که در نامه رضا اسلامی نوشته ام ادا کنید در یک نامه به او نوشته ام طبق همان نوشته ادا شود. من را در نعیم آباد زرند به خاک بسپارید و از همه شما امید عفو دارم. سعی کنید که مراسم من کم خرج باشد زیرا امام می فرماید در مراسم پر خرج شرکت نکنید و خود نیز چنین مراسمی نداشته باشید و در ضمن می توانید موتور سواری من را بفروشید و پولش را در عوض قرضهایم بدهید.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
دوازدهم اسفند 1337، در روستاي نعيمآباد از توابع شهرستان زرند متولد شد. پدرش محمد، آرايشگر بود و مادرش كبري نام داشت. تا پايان مقطع ابتداييدرس خواند. سال 1360، ازدواج كرد و صاحب سه پسر و دو دختر شد. كارمند شهرداري بود، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. نوزدهم دي 1365، با سمت آرپیجیزن در شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره به گردن، شهيد شد. پيكر وي در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه