
(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)
با سلام بر مهدی بقیة الله و حضرت امام روح الله و با سلام بر شهیدان بخاک و خون خفته جندالله که خون گرمشان بر سر زمین تفتیده خوزستان و بر دامن کو هستان های کردستان ریخت و با سلام بر امت مسلمان امیدوارم سلام مرا از دشت خوزستان سرزمین تیر و ترکش ها سرزمینی که در هر قدمش باید با وضو وارد شوید سرزمینی که بوته های جوان ما از تند باد وحشی بیگانگان شوم پژمرده و پرپر می شوند.
اشهد ان لااله الاالله و اشهدأن محمداً رسول الله و اشهد أن علی ولی الله .خدایا به یگانگی و وحدانیت تو اقرار دارم و محمد را بنده و رسول تو و آخرین پیغمبر الهی می دانم قرآن را کتاب و کاملترین قانون الهی می دانم و علی و یازده فرزندش را ولی و جانشین پیامبران می دانم و خمینی را نائب امام زمان می دانم و راهم را خوب انتخاب نموده ام اگر تمام دنیا با تمام قوا با خمینی به ستیزه من یکشنبه تا آخرین نفس و آخرین قدم را در راهش مقاومت مینمایم آنقدر خود ؟؟؟که سر چشمه خونم با خون باران آمیخته گردد و روانه سرزمین کربلا شود و ؟؟؟حسین ؟؟؟گوید و در سر راه خود تمامی مظاهر شرک و فساد و ظلم و جور را با خود بشوید.خدایا آرزو دارم آن زمان که در خون خود غوطه ور بشویم تمامی گناهانم را بر من ببخشایی و در آخرین رمق دیدگانم حسین و مهدی را بر بالین خود نظاره نمایم خدایا دوست دارم وصیت نامه ام با خون بدنم آغشته گردد و مهر تأثیر شهادتم از تکه های خونم جسدم باشند و خدایا دوست دارم با و کرامت خود از گناهان گذشته ام که سخت مرا شرمنده دارد درگذری.پیامم به مردم این است که وحدت را حفظ نموده و پشتیبانی برای جمهوری اسلامی امام و ولایت فقیه باشید صفوف نمازجمعه و جماعت را حفظ و منسجم تر نمایید.اما تو ای مادرم امیدوارم که مرا ببخشی و بعد از مرگم چشمان معصوم خود را آلوده به اشک نکن و بر مزارم ناله و زاری مکن می دانم آرزوی هر مادری این است که فرزندش داماد شود بدان سینه فرزندت به جای گل با گلوله های خصم گلوله باران شد. حجله گاهم سنگر و قتلگاهم خوزستان گردید مادرم اگر غسلم از خون بود و گرد و غبار غربتم گردید یعنی جنازه ام در سرزمین حماسه ها جا می ماند نگران نباش خوشحال باش می دانم زحمت هایی که برایم متحمل شدید نتوانستم جبران نمایم ولی افتخار کن که ابراهیم گونه اسماعیلت را به قربان گاه شهادت فرستادی.اما تو پدرم تو نیز مرا ببخش که بد فرزندی برایت بودم یادم نمی رود که دستان پینه بسته ات هنگام وداع بر صورتم کشیدی تا یاد زحمت هایت باشم مرا ببخش که زحمت های شما را جبران نکردم.برادرانم هدفم را دنبال کنید تا انتقام خونم را بگیرید اما شما برادرانم سلام بر شما امیدوارم اگر کار بدی از من سر زد که موجب نگرانی شما شد مرا ببخشید و خطاهایم را نادیده بگیرید و برایم دعا کنید تا خدا گناهانم را ببخشد سلاحم را بردارید سنگرم را پر نمایید و راهم را ادامه دهید نگذارید سلاحم زنگ بزند و سنگرم را خالی ننمایید .اما شما خواهرانم زینب وار هدفم را دنبال کن نمائید حجابتان رعایت کنید و بلند گوی قویتان صدای ظالمین را خفه نماید و مرا ببخشید و از خدا طلب آمرزش برایم نمائید اگر شهید شدم بر مزارم اندوهگین نباشید و مرا ببخشید.
والسلام
برادرانم مهدی و حسین سلام عرض می کنم و از خداوند توفیق موفقیت و رستگاری در کارها که در جهت خدمت به اسلام است برادرانم من نمی توانم به شما توصیه وسفارش نمایم شما راه خود را خوب انتخاب کرده اید از خدا می خواهم به شما بیشتر توفیق خدمت به اسلام بدهد تا بتوانید پاسدارانی واقعی برای امام زمان باشید هدفم را تا آزادی کربلا و قدس بر گردن شما و راهم نیمه تمام در اختیار شما انتظار تکمیل رسالتم را دارم همیشه دنباله رو امام باشید و قدر این نعمت عظمی الهی را بدانید.
تاریخ 64/11/15
والسلام
شهید عباس صباغ زاده در سال 1349 در روستای سه قریه نوق رفسنجان متولد شد دوران کودکی خود را در دامان پر مهر خانواده در هوای پاک زادگاهش سیر نمود با ورود به سن هفت سالگی قدم به عرصه علم و دانش گذاشت.تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی ادامه داد و سپس ترک تحصیل نمود و مدت دو سال و نیم در جبهه حضور داشت و از خود رشادت های زیادی را بر جا گذاشت تا اینکه در مورخه 65/10/30درعملیات کربلای 5منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش نیرو های بعثی دعوت حق را لبیک و به ضیافت قدسیان راه یافت.
یاد و نامش پیوسته ماند گار
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه