
بسم الله الرحمن الرحیم
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ خدایا بمن صبر عطا کن و مرا ثابت قدم نگهدار و در مقابل کافرین پیروز گردان.
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده نخواهند بود بلکه زندگانند و در پیش خدایشان روزی می خورند.
با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و با درود به ارواح پاک شهیدان راه حق و آزادی و سرور شهیدان عالم حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و با درود به تمامی قهرمانان شهیدپرور ایران که به فرمان امام اسلحه به دوش گرفتند و با کفر صدامیان جنگیدند. آری می جنگیم تا به جهانیان نشان دهیم که فرزند اسلام از جنگ نمی هراسد می جنگیم تا بفهمانیم آمریکه به گفته امام هیچ غلطی نمی تواند بکند تا با ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان خمینی کبیر پاسخ گفتیم و بنیان حکومت کفرپیشگان را براندازیم. ای جهانخواران این را بدانید که من گر بمیرم […] چون من زنده شوند و همگی به برانداختن کفر تو آماده شوند. آری هر قطره قطره خون ما باعث مستحکم تر شدن اسلام و سرنگونی شماست. دیگر روزگار چپاول گذشته دیگر تمام ملتها روش مبارزه را فهمیده اند دیگر جهانیان میدانند مکتب می تواند با این همه سلاحها که برای نابودی […] ساخته اند بجنگد و مقابله کند آری درست است که ناوگان داری اما ما سلاحی برنده تر چون ایمان داریم بجنگ تا بجنگیم و آیندگان قضاوت خواهند کرد که چه چیز برتری دارد. مکتب یا تخصص؟ خدایا در این راه از تو یاری می جوییم پروردگارا قدمهایتان را استوار گردان و ما را بر کفر پیروز کن.
اما سخنی با مادرم: مادر مبادا در مرگ من گریه کنی اگر توفیق شهادت بیابم به بالاترین سعادت رسیده ام مگر شما خوشبختی مرا نمی خواستی پس چه مقامی و چه خوشبختی بالاتر از مقام یک شهید پس خوشحال باشید که ثمره هجده سال زحمت خودت را برای پیروزی دین خدا از دست داده ای دعا کن که خدا از شما قبول کند.
سخنی با پدرم: پدرجان من هیچوقت در زنده بودنم نتوانستم حقی را که شما بر گردنم داشتید ادا کنم حق زیادی بگردن من داری پدرجان از زحمات شما تشکر و قدردانی می کنم و خداوند را شکر می کنم که به انحراف کشیده نشدم و پدرجان حتما شما هم از اینکه ثمره هجده سال زحمت خود را برای پیروزی دین خدا قربان کرده اید در پیشگاه خداوند اجری بزرگ خواهید داشت. برقرار باد پرچم خونین الله اکبر در سرتاسر جهان. به امید پیروزی رزمندگان اسلام.
وصیتنامه ای دیگر:
بسم الله الرحمن الرحیم
این الطالب بدم مقتول بکربلا
کجاست انتقام گیرنده خون کربلا
لبیک یا حسین
من المومنین رجال صدقوا ما جاهد الله علیه و منهم من فصلی تحیه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا
درود من به رهبر کبیر انقلاب امام خمینی سلام من به روح پاک شهیدان به خون غلتان از کربلای حسین تا کربلای ایران و سلام بر ملت شهید پرور ایران.
معبودا: پاک پروردگاران چه زیباست جلوه گاه جمالت و چه با شکوه است نمایشگاه جلالت در حیرتم ای خداوند ؟ و که این منم افتخار راز و نیاز در این ساعت با تو نصیبم گشته است آیا این منم که توفیق نظاره بر فروغ تابناک ملکوتی تو را دریافته ام نمی دانم این لحظه ها که با تو به نیایش پرداخته ام چه لحظاتی است بلکه پیامی از این که مرا برای خواندن به بارگاه آماده می سازم
مرغ روانم چه نفس پر شده قالبم از قلب سبکتر شده
وتق که شما این وصیت نامه را می خوانید من در میان شما نیستم فقط یادی از من است در این چند دقیقه کوتاه می خواهم رازهای خود را به وسیله قلم و کاغذ با شما عزیزان در میان بگذارم امیدوارم مورد قبول شما قرار گیرد اولین کلمه ای که به شما وصیت می کنم همیشه به یاد خدا باشید راه او را زیاد نبرید و پیرو امام خمینی باشید و او را حتی یکدم تنها نگذارید که در روز قیامت جوابگو هستید در اینجا به پدر و مادرم و برادران و خواهرانم سلام عرض می کنم پدر و مادرم شرمنده ام از اینکه نتوانستم یک ذره از زحمات شما را جبران کنم پس از شما می خواهم در مقابل این مصیبت خم به ابرو نیاورید و چون کوه استوار باشید از گریه و ناراحتی برای من که باعث خوشحالی دشمنان اسلام می شود خودداری کنید افتخار کنید که فرزندتان در راه اسلام داده اید از تمام دوستان و آشنایان می خواهم که سر قبرم بیایند و یادی از من کنید و برای شهیدان فاتحه بخوانید و اگر بدی از من دیده اند مرا ببخشند تقاضا دارم از دوستان هر کدام که جبهه نیازمنداند بیایید با یاری خداوند دست دشمنان اسلام را برای همیشه از سر ملتهای محروم کوتاه کنیم در پایان چونکه وقت نیست همگش شما خواهران و برادر را به خدای بزرگ می سپارم و السلام
تکبیری که رزمندگان در نیمه های شب می گویند دشمن را فراری می دهند.
تا منافقان کور دل بفهمند که شما در پشت جبهه یار و یاور رزمندگانند دعا بجان امام و رزمندگان را فراموش نکنید و از خدا طلب کنید امام بزرگوارمان را برایمان تا انقلاب مهدیش نگهدارد.
يكم ارديبهشت 1343، در روستاي جواران از توابع شهرستان بافت چشم به جهان گشود. پدرش امانالله و مادرش صغري نام داشت، تا اول متوسطه درس خواند. پاسدار بود، سیزدهم آذر 1362، در مريوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي در زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه