
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ: بدرستی که خداوند خریدار جان و مال مومنین است و بهشت را در ازای این سودا می دهد.
بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و به نام ربی که ما را از خون بسته خلق کرد و به ما عقل و شعور داد تا بتوانیم حقیقتها را درک کنیم و بفهمیم تا در صراط مستقیمی که برای ما معین کرده گامی عظیم و استوار برداریم و به هدف والای خود که همان سعادت عینی است برسیم. و به نام خداوند بخشنده و مهربان و با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و بنام خداوند آدم تا محمد(ص) و از محمد(ص) تا روح الله. بنام خداوند خالق هابیل تاکنون و بنام خداوند ابراهیم زمان خمینی بتشکن دامت برکاته.
قلم بدست گرفته مطالبی چند را به عنوان پیام به برادران و خواهران خود آغاز می نمایم. اینجاست که مسلمانان و مومنین باید بر ناتوانی و درماندگی و اسارت برادرش که مورد تجاوز عده ای از اشرار و کفار قرار گرفته اند و سخت در فشار و تاخت و تاز ستمکارانند به وجد آید و یک لحظه آرام نگیرد و برای آزاد کردن مرد و زن و کودکی که مورد هجوم واقع شده اند برای جهاد و مبارزه با تجاوزگران از دیار خود بیرون شود و از جانب خدا و حول و قوه الهی نگهدار و یاور بیچارگان گردد بدین جهت حصاری را که اینجانب در بندش اسیر بودم به حول و قوه پروردگار ارحم الراحمین از هم باز شد و توانستم به مردم دیاری که در دست صدام لعین قرار دارند خدمتی انجام داد. با شما پدر عزیزم در صورت فدا نمودن فرزندت برای پیشبرد اسلام ناراحت نباش و باید که موجب افتخارتان باشد. پدر بزرگوارم اینجاست که مورد آزمایش خداوند قرار خواهید گرفت و این آزمایش گواه حسین، حسین 45 ساله قهرمان خواهد بود و باید سخت مواظب اعمالت باشی و از مادر بزرگوارم تشکر می کنم در قبال زحماتی که برایم متحمل شده امیدوارم که حلالم فرمایید. از برادران و خواهران ایمانی و از دوستان و آشنایان و فامیلان تقاضا دارم که لفظ جوان ناکام را برای سرباز اسلام بکار نبرید چون بنده در حجله گاهی پرسعادت با الوانی از سرخی و سیاهی الوان طبیعی و الهی و در زیر آسمان پرستاره که هر کدام شاهد و ناظر اعمال پر از عشقی بوده اند و حجله گاهم را زیبایی و زینت و صفا می بخشیدند و ساعتها بلکه روزها و شبها نظارگر […] شدنم با تکه […] که با حجابی برنجی گونه اش را پوشیده بود بوده اند لحظه لحظه در انتظار ثمره آن یعنی شهادت بوده ام و خدا را سپاس می گذارم که این سعادت را به من داد و خوشحالم که می توانم در روز محشر جلو شهدا سرم را بالا بگیرم. ای مردم این را بدانید شهدا راه خوبی را انتخاب کرده اند و قافله شهدا از صدر اسلام حرکت کرده خوشا بحال آنانکه به این قافله برسند و این را بدانید هیچ افتخاری بالاتر از این نیست. در خاتمه از خانواده ام می خواهم که وسایل شخصی مرا به مستضعفان کمک کنید و از شما مردم می خواهم هر کس پولی از من طلب است به خانواده ام مراجعه کند و دریافت کند. در آخر تقاضا می کنم در صورت موجود بودن آثار جسدم و در صورت پودر و دود نشدن آن را در زادگاهم دفن نمایید. موفقیت و پیروزی اسلام در آزادسازی کربلای حسین و قدس عزیز را از درگاه پروردگار متعال مسئلت می نمایم. سپاسگزارم از نگهدارند و قاری این پیام. 65/9/20
يكم خرداد 1344، در شهر زنگيآباد از توابع شهرستان كرمان چشم به جهان گشود. پدرش احمد، كشاورز بود و مادرش صديقه نام داشت. تا پايان مقطع متوسطه در رشته تجربي درس خواند و ديپلم گرفت. سال 1365، ازدواج كرد، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. نوزدهم دي 1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه