
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ )
معبودا ،پاک پروردگارا چه زیباست جلو ه گاه جمالت و چه باشکو ه است نمایشگاه جلالت در حیرتم ای خداوند ؟؟؟که این منم که افتخار راز و نیاز و جهاد در این ساعت با تو نصیبم گشته است آیا این منم که توفیق نظاره بر فرو غ تابناک ملکوتی ترا دریافته ام ؟
مرغ روانم چه از قفس پر شده / قالبم از قلب سبکترشده
من چه گویم یک رگم بسیار نیست / شرح آن یاری که او را یار نیست
از گل آدم شنیدم بو ی تو / راهها پیموده ام تا کوی تو
دیگر راهی در پیش ندا رم که ان را در نوردم تنها باید گامی بردارم قدم در جهاد گذارم این گام همان سر از خاک برداشتن و قصد دیدار تو نمودن است .سالهایی فراوان از عمرم سپری شد و شبها و روزها پشت سر هم از راه رسیدند به گذ شته در خریدند و چهره و اقعی زندگی همچنان برای من تیره و تار و بشکل معمای گشو دنی همواره آزار م می داد و با گذشت ر وز گارا ن آن چهره ملکو تی زند گی پو شیده تر می گشت ازان هنگام که راهی کوی آن معبو د محبوب گشتم .نخستیم پر ده ای که از جلو چشما نم کناررفت پر ده نادانی ام بو د که گمان می کردم زندگی همان خور و خواب و خشم و شهوت وطرب و عیش وعشر ت است که فدای مهربا نم از فرو رفتن درآن منع فرمو ده است :انما الدنیا لعب و لهو .
پرده دوم هنگامی برداشته شد که خود را در تکاپو در مرز زندگی و مرگ دیدم و از قله های بالا و از زندگی و مرگ درزندگی نگریستم خدای من ای آفریدگار مهربان من چه دیدم ؟حقیقتی نورانی تو از خورشید و نوازشگر تو از نسیم سحری در این لحظات بوده که خدا ،خداگو یان شد تا ؟؟؟هستی دربرابر دید گانم درخشیدن گرفت و چهره واقعی زند گی ام را د یده ام این جان ؟؟؟ملکو تی بو د .
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا)
این وصیت نامه را زما نی می نو یسم که دیگر کار از کار گذشته و باید خود را در نیروی عظیم و گسترده با دشمن صهیونیستی یعنی حزب بعث عراق مهیا نمود خدای اتو شا هدی که جانم را کف د ست گذاشته و تا انتقام خون عزیزانم را نگیرم از پای نخواهم نشست و من یارا نم این سربازا ن امام زمان در سی به صدا م خواهیم
دادکه تا عمر دارد ازیادنبرد و اینک ای برادرو خواهرشما نیز خود تان رامهیانما ئید تابتوا نیم کربلا از کربلا به قد س عزیز برسیم بیا ئید با هم باشیم ود ست اتحادبه همدیگر بد هیم آیا می دا نید الان درجهان چه می گذر ی ازهمین ایرا ن حسا ب کنیم تمام ملت شر یف و بی دفاع ایرا ن درزیر بمبارا نهای نیر و های بعثی بدون هیچ سلا حی تن به شهادت می د هند درکشو رهای جهان مر دم محرو م ومستضعف زیر رگبار های مسلسل زیر بمبارا نها زیررا کتها جان می دهند .
الا ن مو قعی است که من وتو با هم شویم و ازابتدا شر و ع کنیم پیام به خانواده ام این است که اگر شهید شدم شما چنین سعادت را نیا فتم تدا وم بخش راه انقلاب و امام با شند راهی را که من انتخاب نموده ام همان راهی که امام عزیزمان این ابرقد رت معنوی این مجسمه عقل و فضیلت می با شد شما هم انتخاب کنید راه امام را دنبال کنید امام را د عا ویاری نما ئید که او ست یار ی گر همه ما خانواده شهدا را دلداری دهید چو ن انها چشم و چراغ این ملتند .
در پا یا ن ا زهمه امید بخشش دار م عزیزم این یا و ر و کمک د هنده درزند گیم فا طمه ام را سلام برسا نیدو بگو ئید که من ترا ندیدم رفتم آرزو یم این بو د که جمال زیبای ترایکبار هم که شده ببینم عزیزم فا طمه اگر مردم و سعادت شهادت ما را دا شتم برای اینکه اسم فرا موش نکنی همسر برادر م احمد شو می خواهم مرا ازیادنبری واسم من همیشه زنده باشد تا زنده هستی .
با تقد یم احترا م
؟؟؟می ریزد قلبها به تپش می افتد صدای رگبارمسلسل زمان وصدای سکوت را می شکا فد و ما نند خنجری برقلب دشمن می نشیند من ان مرگی را قبو ل کر دم که به هد فم برسد اول رسیدن به خدا دو م رسیدن به عزیزو یاور زند گیم و سوم شهادت که با افتخار ترین وپرارزش ترین چیزی است که انسا ن را به خدا و کمال می رسا ند آرزوی مهم این است که اگر کشته شدم لا اقل انتقام خو ن خود م و بقیه را بگیر م
شیخ جلالی
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه