علی پرنده

نــام :
علی
نـام خـانوادگـی :
پرنده
نـام پـدر :
ذوالفعلی
تـاریخ تـولـد :
1347
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
به نام خدا و به یاد خدا و برای خداست حمد و سپاس مخصوص خداوند جل جلاله است. خدایا با چه زبانی تو را شکر کنم که مرا بنده خود قرار دادی و از بندگی شیطان رهانیدی و سپاس تو را که مرا در این برهه از زمان خلق کردی. در حالی که بنده توام و حضرت مهدی پیامبرم است و دوازده نور مقدس و معصوم رهبر و پیشوایم هست و سپاس و شکر تو ای خدای مهربان که در حکومت جمهوری اسلامی زندگی می کنم و رهبرم و مرجع تقلیدم امام خمینی است و اوست در این زمان تنها رهبر شایسته جهان اسلام و تنها کس که برای خدا در دوران طاغوت قیام کرد و با اراده  و توکل بر خدای بزرگ و همت مردم، طاغوت را ریشه کن کردو خدایا تو می دانی می خواهم مردم دنیا هم بدانند که با چشم باز و قلبی آگاه و آکنده از عشق تو به این راه که همانا رضایت تو در این راه است قدم نهادم و مرا در این راه ثابت قدم بدار.
اینجانب بنده خدا علی پرنده شهادت می دهم خدا یکی است و شریکی ندارد و یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر بر حق هستند و از طرف خداوند برای هدایت مردم آمده اند و حضرت محمد آخرین پیامبر خدا و من از امت او هستم و شهادت می دهم که علی(ع) و یازده فرزندش امام و وصی و جانشین بر حق پیامبرند و گواهی می دهم همانا عالم آخرت بهشت و جهنم و رسیدگی به اعمال، حق است و خدایا فقط برای رضایت تو این وصیت نامه را نوشتم تا آیندگان بخوانند و بدانند که ما بی هدف نجنگیدیم.
همانا ما ادامه راه حسین(ع) و شهدای صدر اسلام را در پی گرفتیم. اگر در آن زمان نبودیم فرزند زهرا را یاری کنیم، به خدا قسم امروز تا پای جان ایستاده ایم و در راهی که حسین(ع) رفت خون می دهیم ولی تسلیم ظلم نمی شویم و اما شما ای پدر و مادر عزیز و گرامیم به خدا قسم بدانید که بد راهی نرفتم مطمئن باشید راهی را رفته ام که همه امامان و همه شهدا در این راه رفته اند و چون امامم تکلیف کرد من به جبهه رفتم جهت انجام وظیفه و خداوند مرا دعوت کرده به وسیله آیات قرآنش همانطور که در سوره توبه می فرماید: «ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقاتلون و یقاتلون وعدا علیه حقا فی التوراته و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده و من الله فاستبشرو ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم» «همانا که خداوند از مومنان جان ها و مال هایشان را خریداری کرده به بهای آنکه بهشت از آن آنها باشد و کیفیت تسلیم متاع این است که آنهادر راه خدا می جنگند پس می کشند و کشته می شوند و از اموال خود در راه خدا انفاق می کنند، این معامله وعده حقی بر عهده اوست گذشته در علم ازلی، نگاشته در لوح محفوظ و نوشته شده در تورات و انجیل و قرآن به عنوان سند معامله، و چه کسی وفادارتر به عهد خود از خداست؟ پس شادمان باشید به این داد و ستدی که انجام داده اید، و این است کامیابی بزرگ.» خدایا چه قدر به ما بندگان گنهکارت لطف داری. این جان و کلیه موجودات از خودت هست. جان ما در دست توست ولی با این حال با ما معامله می کنی و ما را به خودت می رسانی و هر کس می خواهد به خدا برسد نزدیکترین راهش همین است که بسیجی ها این راه صد ساله را یک شبه می پیمایند و به خدا جان می دهند. در عوض رضایت خدا و بهشت را می گیرند. همه ما خواهیم مرد پس چه بهتر که در جوانی در راه خدا جهاد کنیم و اگر شهید شدیم چه بهتر زودتر به دیدار خدا می رسیم و ای پدر و مادر عزیز از اینکه به من در دوران کودکی و جوانی لطف کردید از شما بسیار تشکر می کنم. اجر شما نزد خدا محفوظ است و من امانتی نزد شما بودم خداوند اگر قبولم کرد او را شکر کنید که امانت را به صاحب امانت سالم دادید، در راه خودش دادید و خداوند به شما اجر و صبر و در آخرت روسفیدی در مقابل خدا و  امامان عنایت فرماید.
و اما شما برادران گرامیم همانطور که می دانید من آزادانه و با علاقه خود به جبهه رفتم و مدتی از عمرم گذشت خدا را شکرگزارم که چند سالی از آن را در جهاد فی سبیل الله گذراندم و بدانید امروز روز عمل است و فردا در قیامت روز حساب است. برای خود ذخیره ای از تقوا آماده کنید که حساب قیامت سخت است در ضمن عفو و بخشش خداوند را هم فراموش نکنید و به هر طریق می توانید راهم را ادامه دهید چه در جبهه و چه در پشت جبهه. خداوند عاقبت شما را بخیر گرداند و اما ای امت اسلام بدانید اسلام حقیقی امروز فقط در ایران است و تنها رهبر واحد و جلودار روح الله است از این امام عزیز نایب برحق حضرت مهدی(عج) که قلب اسلام است فاصله نگیرید مبادا همانند اهل کوفه امامتان را تنها بگذارید ما تا آخرین نفس حرف او را از دل و جان شنیدیم چون حرف او حرف خداست و ای جوانان مبادا در خواب غفلت بمیرید که همانا علی اکبر(ع) امام حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد و همیشه این درب جهاد و شهادت بر روی عاشقان خداوند باز نیست جنگ روزی تمام خواهد شد پس بشتابید بسوی جهاد در راه خدا تا شاید شما هم به لقاالله برسید در این راه و بدانید شیطان همیشه در کمین است تا انسان را از رسیدن به خدا و انجام اعمال نیک باز دارد از خدا غافل نشوید و دیگر اینکه از این انقلاب و جمهوری اسلامی خوب پاسداری و نگهداری کنید همانا این انقلاب ثمره رنج و مشقتهای پیامبر اسلام و ثمر رنجها و فرق شکافته علی(ع) و ثمره پهلوی شکسته زهرا سلام الله علیها و ثمره خون امام حسین(ع) و شهدای کربلاست. در حفظ این رنجها با جان و مال بکوشید و بدانید بازگشت همه بسوی خداست و من هم اکنون این وصیت نامه را می نویسم خیلی خوشحالم امیدوارم بتوانم با خون سرخ سرم، لباس سبز مقدس پاسداریم را تایید کنم و بدانید دنیا جای ماندن نیست چون اگر کسی می ماند ما دیگر نبودیم دنیا برای آنها می بود ولی همه پیامبران و امامان رفتند و شما ای مادران و پدران از رفتن فرزندانتان به جبهه و جنگیدن در راه خدا جلوگیری نکنید همانطور که امام حسین(ع) از رفتن حضرت علی اکبر(ع) جلوگیری نکرد بلکه اول او را فرستاد و در هر زمان و هر دوران طرفدار حق باشید و نگویید چرا جنگ است جون حق و باطل همیشه در جنگ هستند و پیامبر اسلام در تمامی زندگی اش جنگ داشت. همینطور حضرت علی(ع) و شما را بخدا قسم از خط امام که همانا خط اسلام و خداست جدا نشوید و دست از اختلاف بردارید و از روحانیت در خط امام و اسلام جدا نشوید و سعی کنید در مراسم مذهبی شرکت کنید و نماز جمعه و جماعت را فراموش نکنید و از کلیه کسانی که تابحال با آنها برخورد و سلام و علیک داشته ام اگر از دست من ناراحت شده اند معذرت می خواهم و طلب عفو و بخشش دارم و اگر کسی از من طلبی دارد به برادرم حسین مراجعه کند و از تمامی اقوام و دوستان و همسایگان طلب عفو و بخشش دارم و در آخر شما را به تقوی و ترس از خدا سفارش می کنم.
خرم آنروز کز این منزل ویران بروم/ راحت جان طلبم از پی جانان بروم
از عرش صدی ربنا می آید. آواز خوش خداخدا می آید/ فریاد برآمد ز ملائک مهمان خدا ز کربلا می آید
خدایا تا ظهور دولت یار خمین را برای ما نگهدار. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بیوگرافی

نهم ‌دي 1347، در روستاي قنات سامان ساردوئيه از توابع ‌شهرستان جيرفت به دنيا‌ آمد. پدرش ذوالفعلي و مادرش منور نام داشت. تا دوم ابتدايي درس خواند. سال 1367، ازدواج نمود. پاسدار بود، چهارم خرداد 1367، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به شهادت رسید. پيكر وي‌در گلزار شهداي زادگاهش به خاك سپرده شد.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1367/03/04
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
شلمچه
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *