
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود و سلام به پیشگاه ارواح مقدس شهیدان اسلام و سلام به پیشگاه حضرت امام امت خمینی کبیر که به فرمانش برای دفاع از دین محمد(ص) و علی(ع) و حسین(ع) به جبهه آمده ام. چگونه می توانستم در خانه آرام باشم و بشنوم که دشمن تا دندان مسلح به خاک پاک ایران اسلامی تجاوز کند و عزیزان ما را بخاک و خون بکشند.
مدتهاست که در جبهه ها به دنبال عشق گمشده ام می باشم دفعه قبل که مجروح شدم و مدتی در بیمارستان بستری بودم به این فکر افتادم که آیا من هم می توانم وصیت نامه ای بنویسم و اصلا آیا معنی وصیت نامه را می دانم. آیا فقط کسانی که مالی و منالی در دنیا دارند باید وصیت نامه بنویسند یا من هم که از مال دنیا بهره ای ندارم یادگاری از خود بجای بگذارم.
خدایا تو شاهدی و آگاه که برای تو آمده ام. بفرمان ولی تو برای حفظ اسلام و کشورهای اسلامی پای به جبهه گذاشته ام خدایا چیزی در این دنیا ندارم که به کسی بدهم و یا تقسیم اموال کنم. خدایا تویی همه دار و ندار من. فقط چند کلمه ای با مادرم که مرا در دامان پاکش بزرگ کرد و اینک تنهاست سخن می گویم . مادر تو که از کودکی مرا در بغل گرفته و در مجالس روضه خوانی امام حسین(ع) گوش و دلم را با نام شهید آشنا ساختی. مادر تو بودی که در محرم و عاشورا لباس سیاه بر تن من پوشاندی و زنجیر بدستم دادی تا برای حسین گریه کنم و بخاطر یاران حسین فریاد بزنم. مادر تو بودی که مرا با دردها و رنجها و مظاومیتهای حسین(ع) آشنا ساختی و با زبان دلت فریاد برآوردی که کاش ما در زمان حسین(ع) بودیم تا او را یاری می کردیم. مادرجان شاد باش خوشحال باش که بخدا قسم بخدا قسم بخدا قسم فرزندت اینک در کربلاست و حسین زمان را یاری می کند . مادر بخدا مطمئنم که در جبهه اسلام در صف رزمندگان و لشکریان رسول خدا بر علیه دشمنان خدا و محمد(ص) جهاد می کنیم. مادر اینک تمام دشمنان خدا به یاری صدام آمده اند تا دین خدا را نابود کنند و فرزند تو به یاری حسین زمان خمینی کبیر آمده است تا یا بکشد و یا کشته شود. مادر قسم به حسین و به ابوالفضل و علی اکبر و علی اصغر و قاسم که من اینک در کربلایم و اگر کشته شوم شهیدم که هم او سالار شهیدان حسین(ع) فرموده است “کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا”
و مادر حال که من در راه خدا کشته شده ام شاد باش. مباد که گریه کنی و زار بزنی مباد که خدای ناکرده ناراحت و ناراضی باشی. مادر خود بهتر میدانی که بالاخره یک روز همه می میرند و چه بهتر که در راه خدا بمیرد. پس مادر اگر گریه هم کنی به یاد حسین و مظلومیت او گریه کن. مادر خیلی دوستت دارم و من هم از دوریت ناراحتم ولی چون بخاطر اوست تحمل باید. مادر پنجشنبه ها که بر سر قبرم می آیی به یاد لب تشنه حسین بر سنگ قبرم آب بریز و به یاد او گریه کن. مادر اگر در مدت زندگی ام از کودکی تا حال به تو بی احترامی کرده ام و باعث رنجش خاطرات شده ام مرا ببخش که خداوند فرموده است رضایت پدر و مادر رضایت اوست. مادر اگر مفقود شدم پنجشنبه ها به بهشت زهرا برو بر سر قبر شهیدان برای حسین(ع) گریه کن. مادر دوستت دارم. حیف که پدر زودتر از من رفته ولی از خدا می خواهم به آبروی خون شهید پدرم را بیامرزد. برادر عزیزم غلامعباس بدان که بعد از مادر تو تنها کسم هستی و حال که من رفته ام تو خیلی بی کس شدی ولی همیشه به یاد خدا باش تا تنها نباشی. برادر همیشه سرت بالا باشد و با غرور به همه بگو که برادر کوچکترت در راه خدا به شهادت رسیده. سربلند و شاد باش که برادرت به فرمان ولی خدا به جهاد بر علیه دشمنان اسلام برخاسته و در راه او کشته شده همچنانکه یاران حسین(ع)کشته شدند. برادر بعد از من اگر خدای نکرده دشمن همچنان به کشور اسلام ایران عزیز تجاوز کرد وظیفه داری که بروی و تا نفس داری بجنگی. برادر بعد از من تو تنها یاور مادری. برادر از تو می خواهم که تا مادر زنده است او را تنها نگذار و مواظبش باش مبادا خدای ناکرده او را از یاد ببری یا آزارش دهی. غلامعباس در مرگم در کنار مادر شیون مکن که او تحمل ندارد بعد از من تا می توانی در خدمت مادر باش که خدمت به مادر خدمت به خداست. برادرم انشاالله که بدانی چرا کشته شده ام بدانی که به خاطر چه رفته ام و امیدوارم که بعد از من مسلمان خوبی باشی و از خدمت به خدا کوتاهی نکنی. برادر عزیزم دوست دارم در روزهای عزاداری ماه محرم علمی به نام من و یاد من برداری و کاری کنی که منهم در عزای حسین(ع) شرکت داشته باشم. برادر عزیز و از جان بهترم اگر در طول زندگی به تو بی احترامی و یا خدایی نکرده نافرمانی کرده ام مرا ببخش و خلاصه مرا بهل کن.
عموی عزیزم که بعد از پدر همه کس ما می باشند به شما هم عرض می کنم عموجان خوشحال باشید که در راه خدا شهید شده ام عموجان دوستتان دارم و همه جا به یاد شما هستم. من کسی را به غیر از شما ندارم نه پدر و نه دایی یا عمه و …. شما هم مرا ببخشید و بهلم کنید دست خاله جان که زن عمویم هم هست و تنها قوم و خویشم را می بوسم و امیدوارم ایشان هم اگر خدای نکرده بدی کرده ام مرا ببخشند و از شما خواهش می کنم که مادرم را دلداری بدهید و هیچ وقت او را تنها نگذارید. پسرعموها و دختر عموها را هم سلام می رسانم و از ایشان هم طلب بخشش می کنم مرا از یاد نبرید و همیشه برایم فاتحه بخوانید از دوستان و آشنایان و همکلاسان و خلاصه هر کس که مرا می شناسد طلب آمرزش و بخشش می کنم و اگر کسی از من طلبی دارد می تواند از مادرم یا برادرم درخواست کند. 65/10/22
يكم خرداد 1346، در شهرستان سيرجان چشم بهجهان گشود. پدرش اكبر (فوت1363) كشاورز بود و مادرش سكينه نام داشت. تا پايان مقطع متوسطه درس خواند و ديپلم اقتصاد گرفت. به عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت. بيست و دوم تير 1366، در كردستان بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
جـزئیات شـهادت
اطـلاعات مـزار
تصویرمـزار



بدون دیدگاه