غلامعباس شريف آبادي عزيزي

نــام :
غلامعباس
نـام خـانوادگـی :
شريف آبادي عزيزي
نـام پـدر :
حسن
تـاریخ تـولـد :
1342
مـحل تـولـد :
سـن :
سـال
دیـن و مـذهب :
شرح شهادت
وصیت نامه

بسم رب الشهداءوالصديقين

إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنينَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ۚ يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَيَقتُلونَ وَيُقتَلونَ ۖ وَعدًا عَلَيهِ حَقًّا فِي التَّوراةِ وَالإِنجيلِ وَالقُرآنِ ۚ وَمَن أَوفىٰ بِعَهدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاستَبشِروا بِبَيعِكُمُ الَّذي بايَعتُم بِهِ ۚ وَذٰلِكَ هُوَ الفَوزُ العَظيمُ

خداوند جان ومال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرد ه انها را درراه خدا جهاد مى كند دشمنان دين را به قتل مى رسانند ويا خود كشته شوند اين وعده قطعى است بر خدا وعده اى است كه در سه كتاب اسمانى ،تورات،انجيل وقران ياد فرموده است واز خدا با وفا تر به عهد كيست اى اهل ايمان شما خود در اين معامله بشارت دهيد كه اين معامله با خدا به حقيقت سعادت وپيروزى بزرگى است .

در استانه فرا رسيدن ماه محرم و صفر ماه پيروزى خون بر شمشير ،ما ميرويم پيام حسين را لبيك بگوييم ،پيام ما رزمندگان در جبهه‌ها اين است :كه اگر به خيل شهدا پيوستيم شما راه ما ،راه حسين را ادامه دهيد ،شهادت اين نونهالان يك حماسه اى و يك گلى به گلهاى جمهورى اسلامى افزوده مى شود من مى روم تا شهيد بشوم مادرجان و پدر جان وخواهران و برادران مهربانم من خوابم را تا به حال دوبار ديده ام من شهيد مى شو م خلاصه هر چه شما كرديد برادرانم را در راه حفظ قران در سپاه وارگانهاى انقلابى حفظ وتربيت نماييد كه انها بلكه بتوانند بعدها راه ما را ادامه بدهند ومن خوابم را به مادرم تعريف كردم ومادرم شروع كرد به گريه كردن ومادر جان من راضى ندارم بعد از شهادت من گريه كنى حتى پدر وبرادرانم وخواهرانم كه وقتى به كلبه جديد ونوى من مى اييد بجاى لباس مشكى يك دسته گل همراه با عكسم وبا لباس رنگارنگ بياييد كه من شاد شوم از خوشحالى شما پدر ومادر وبرادران وخواهرانم وساير دوستانم خدمت طاهره و…را از قول من ديده بوسى نماييد و بگوييد زنها رادر راه حجاب وپوشاندن  خود رعايت كنند وبرادرانم مردمرا در را ه تحصيل وهدايت به سوى جبهه ها مردم را راهى كند و مادرم و پدرم شما مردم را در روستا راهنمايى كنيد و دعا كنيد در مساجد براى رزمندگان اسلام خداوند رزمندگان اسلام را در پشت و پناه خودت نگهدار ما كه دست از مال وجان خود كشيده ايم و امده ايم به كرخه نور شهيد شويم و حالا امده ايم به كربلاى سوسنگرد .خدايا هر چه زودتر مرا به شرف شهادت نائل بگردان ،خدايا من دارم مى ميرم خدايا هر چه زودتر من را در كنار آموزگارم حسن زاده بفرست ،پروردگارا خودت مى دانى من اينقدر راه را انداخته ام امده ام ،من را دست خالى بر نگردان ،من را با مرادى ،جعفرى ،عباسى ،همسنگر بگردان .به قول شهيد حسن زاده چه زشت ونا پسند است در بستر لحاف مردن ،خدايا من رادر سرزمين هاى سوسنگرد شهيد بكن .به قول شهيد مهدى شفيعى من رضايت نمى دهم كسى كه معتقد به ولايت فقيه نباشد زير جنازه من بيايد وگرنه خدايا انهاييكه معتقد به ولايت فقيه نيستند  نابود وسرنگون بگردان .ديگر عرضى ندارم جز سلامتى شما

به اميد پيروزى حق بر  باطل ده مرتبه تكبير

27/8/60 غلامعباس شريف ابادى عزيزى

بیوگرافی

ششم‌ دي 1342، در روستاي شريف‌ آباد از توابع‌ شهرستان رفسنجان به دنيا آمد. پدرش ‌حسن، كشاورز بود و مـادرش ليلي نـام داشت. تا دوم متوسطه درس خواند، به‌عنوان بسيجي ‌در جبهه حضور يافت. سيزدهم آذر 1360،‌ در بستان بر اثر اصابت‌ گلوله  شهيد شد. مزار وي ‌در زادگاهش واقع است. برادرش مهدي نيز به شهادت رسيده است.

جـزئیات شـهادت

تـاریخ شـهادت :
1360/09/13
کـشور شـهادت :
مـحل شـهادت :
بستان
عـملیـات :
نـحوه شـهادت :

اطـلاعات مـزار

مـحل مـزار :
وضـعیت پـیکر :
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا
قـطعـه :
ردیـف :
شـماره :

تصویرمـزار

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *